English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
wein law طول موج بیشترین شدت تابش حاصل از منبع جسم داغ با دمای مطلق نسبت عکس دارد
Other Matches
absolute temperature دمای مطلق
absolute scale مقیاس دمای مطلق
absolute temperature scale مقیاس دمای مطلق
approximate absolute temperature دمای مطلق تقریبی
absolute boiling point دمای جوش مطلق
ohm's law جریان در یک مدار با ولتاژ نسبت مستقیم وبا مقاومت نسبت عکس دارد
nationallism مکتب ملیت اعتقاد به برتری یک ملت نسبت به ملل دیگر و لزوم وفاداری مطلق هر تابع نسبت به ملیت خود
limiting velocity بیشترین سرعت هواپیما تحت زاویه معین نسبت به افق
peaks زمانی که چیزی بیشترین حد استفاده را دارد
column چاپگری که بیشترین پهنای خط از حروف را دارد
peak زمانی که چیزی بیشترین حد استفاده را دارد
columns چاپگری که بیشترین پهنای خط از حروف را دارد
peaking زمانی که چیزی بیشترین حد استفاده را دارد
reference junction اتصالی در سیستم ترموکوپل که دمای اتصال دیگر نسبت به ان سنجیده میشود
best economy mixture نسبت متناسب سوخت و بنزین در موتورهای پیستونی جهت حصول بیشترین برد پروازی
compression ignition احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
key مهمترین ترمینال در سیستم کامپیوتری یا آنکه بیشترین تقدم را دارد
estate in fee مالکیت مطلق و غیر شرطی نسبت به زمین
hog برنامهای که نیاز به مقدارزیادی از یک منبع قابل دسترس دارد
hogged برنامهای که نیاز به مقدارزیادی از یک منبع قابل دسترس دارد
hogs برنامهای که نیاز به مقدارزیادی از یک منبع قابل دسترس دارد
fixed point notation = نمایش عدد که محل ارقام و نقط ه اعشاری را در کامپیوتر نگه می دارد تا بیشترین تعداد اعداد قابل مدیریت را محدود کند
real address آدرس مطلق که مستقیماگ به محلی از حافظه دستیابی دارد
He is distantly related to us . نسبت دوری با ما دارد
celsius temperature scale مقیاس دمای سلسیوس مثیاس دمای سانتی گراد
He is distantly related to me . بامن نسبت دوری دارد
absolute address کد دودویی که مستقیما در واحد پردازش مرکزی اجرا میشود و فقط به مقادیر و آدرسهای مطلق نیاز دارد.
proportional spacing سیستم چاپ که در آن هر حرف نسبت به اندازه اش فضای خالی بعد از خود دارد.
UA نرم افزاری که اطمینان حاصل میکند که پیام پستی اطلاعات ابتدایی صحیح دارد و سپس آنرا به عامل ارسال می فرستدتا پیام را به مقصد بفرستد
things in action اموالی که بالفعل در تصرف شخصی نیستند ولی نسبت به ان ها حقی دارد ومیتواند از طریق طرح دعوی ان ها را مطالبه کند
centigrade temperature scale مقیاس دمای سانتی گراد مقیاس دمای سلیسوس
coulomb's law نیروی بین دوبار الکتریکی یا مغناطیسی باحاصل ضرب بارهای انهانسبت مستقیم و با مربع فاصله انها از هم نسبت عکس دارد
submarginal land زمین مطلقا" بی حاصل زمینی که چنان بی حاصل باشد که مخارج سرمایه گذاری و کارگر را نتواندجبران کند
ups منبع تغذیه که حاوی منبع متناوب است به قط عات ,حتی پس از یک خرابی اساسی
recursive equations معادلاتی که بعضی از جملات در انهاتکرار شده و هر معادله نسبت به معادله قبلی فقط یک جمله اضافی دارد
uninterruptable power supply منبع تغذیه که میتواند یک منبع متناوب برای قطعه تولید کند حتی پس از یک خرابی اصلی
back نشانگری که موقعیت گره پدر نسبت به گره اصلی را نگه می دارد. که در برنامه سازی برای حرکت به عقب در فایل استفاده میشود
backs نشانگری که موقعیت گره پدر نسبت به گره اصلی را نگه می دارد. که در برنامه سازی برای حرکت به عقب در فایل استفاده میشود
masters ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
mastered ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
master ترمینالی در شبکه که نسبت به سایرین تقدم دارد و توسط مدیر سیستم برای تنظیم سیستم یا انجام دستورات مقدم به کار می رود
deadlock موقعیتی که دو کاربر می خواهند به دو منبع در یک زمان دستیابی داشته باشند به هر کار یک منبع اخصای داده میشود ولی نمیتوانند ازمنابع همدیگر استفاده کنند
line source منبع خطی منبع شبکه
scalar متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
absolute volue مقدار مطلق قدر مطلق
antinomian مخالفین اصول اخلاقی فرقهای از مسیحیان که مخالف مراعات اصول اخلاقی بودند و اعتقادداشتند که خداوند در همه حال نسبت به مسیحیان لطف دارد
leverage نسبت بدهی به دارائی خالص تغییر نسبت غیر معین
lift fan توربوفنی که با نسبت کنارگذارزیاد تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکاررود
liftjet توربوفن یا توربوجتی بسیارسبک وزنی با نسبت کنارگذرکم که تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکارمیرود
attributable قابل نسبت دادن نسبت دادنی
prorata برحسب نسبت معین بهمان نسبت
monetarists طرفداران مکتب پولی گروهی که معتقدند که سیاست پولی در رابطه باایجاد ثبات اقتصادی و تثبیت اشتغال و درامد نقش موثرتری نسبت به سیاست مالی دارد . همچنین این عده اعتقاد دارند که اقتصاد بخودی خود تثبیت خواهد شد
most بیشترین
utmost بیشترین
uttermost بیشترین
maximum بیشترین
total temperature دمای کل
neel temperature دمای نل
maximum slope بیشترین شیب
peak demand بیشترین تقاضا
peak speed بیشترین تندی
highest price بیشترین قیمت
curie temperature دمای کوری
cryogenic temperature دمای سرمازایی
inversion temperature دمای وارونگی
mixture temperature دمای اختلاط
critical isotherm هم دمای بحرانی
internal temperature دمای درونی
critical temperature دمای بحرانی
maximum temperature دمای ماکزیمم
transition temperature دمای تحول
white heat دمای سفید
optimum temperature دمای بهینه
operating temperature دمای عملیاتی
effective temperature دمای موثر
barrel temperature دمای پاتیل
ambient temperature دمای محیط
kelvin temperature دمای کلوین
aniline point دمای انیلینی
annealing point دمای تابکاری
annealing temperature دمای تابکاری
brittleness temperature دمای شکنندگی
reduced temprature دمای کاهیده
high temperature دمای بالا
specific heat دمای ویژه
transition temperature دمای تبدیل
room temperature دمای اتاق
brittle temperature دمای شکنندگی
transition temperature دمای فراگذری
brightness temperature دمای درخشایی
boyle's temperature دمای بویل
equiviscous temperature دمای همدوسندگی
wet bulb temperature دمای تر مخزن
best profit output محصول در بیشترین مقدارسود
make the most of <idiom> بیشترین سود را بردن
absolute address بیشترین مقدار یا حد یک سیستم
superlatives بیشترین درجه عالی
machine address بیشترین مقدار یا حد یک سیستم
superlative بیشترین درجه عالی
gamma transition temperature دمای تبدیل شیشهای
exhaust gas temperature دمای گاز خروجی
condensed mercurytemperature دمای جیوه متراکم
softening temperature دمای نرم شدن
rubbery transition temperature دمای تبدیل لاستیکی
dry bulb temperature دمای خشک مخزن
geothermal gradient گرادیان دمای زمین
isothermal process تحول در دمای ثابت
rankin temperature scale مقیاس دمای رانکین
rankine temperature scale مقیاس دمای رانکین
thermodynamic temperature scale مقیاس دمای ترمودینامیکی
t.g دمای تبدیل شیشهای
critical isotherm منحنی هم دمای بحرانی
heat deflection temperature دمای انحراف گرمایی
geothermal gradient شیب دمای زمین
glass transition temperature دمای تبدیل شیشهای
glasy trainsition temperature دمای تبدیل شیشهای
blackbody temperature دمای جسم سیاه
thershold temperature استانه دمای ذرات
peak بیشترین مقدار متغیر یا سیگنال
ultimate strength حاصلضرب بیشترین بار ممکن
peaks بیشترین مقدار متغیر یا سیگنال
best profit point نقطه بیشترین مقدار سود
peaking بیشترین مقدار متغیر یا سیگنال
yield point at normal temperature نقطه تسلیم در دمای بالا
yield point at elevated temperatures نقطه تسلیم در دمای بالا
compressor inlet temperature دمای گازهای ورودی کمپرسور
creep strength at elevated temperatures مقاومت خزشی در دمای بالا
rated altitude ارتفاعی که در ان موتورپیستونی بیشترین توان رادارد
available بیشترین قدرت الکتریکی یا پردازش یک سیستم
make time <idiom> بیشترین مسافت را درکمترین وقت رفتن
ranges مجموعه مقادیرممکن بین بیشترین حد و کمترین حد
ranged مجموعه مقادیرممکن بین بیشترین حد و کمترین حد
range مجموعه مقادیرممکن بین بیشترین حد و کمترین حد
ice point دمای تعادل مخلوط اب و یخ در فشار استاندارد
air hardening سخت گردانی زمانی در دمای معمولی
ambient متوسط دمای طبیعی اطراف یک وسیله
peak زمانی در روز که بیشترین توان استفاده میشود
spanning مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
channelled بیشترین نرخ ارسال داده روی یک کانال
spans مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
channeling بیشترین نرخ ارسال داده روی یک کانال
channels بیشترین نرخ ارسال داده روی یک کانال
spanned مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
span مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
channeled بیشترین نرخ ارسال داده روی یک کانال
peaking زمانی در روز که بیشترین توان استفاده میشود
peaks زمانی در روز که بیشترین توان استفاده میشود
channel بیشترین نرخ ارسال داده روی یک کانال
capacities بیشترین نرخ انتقال داده روی یک کانال
capacity بیشترین نرخ انتقال داده روی یک کانال
. The car is gathering momentum. اتوموبیل دارد دور بر می دارد
limiting speed بیشترین سرعت نسبی فاهری هواپیمایی با شکل معین
maximum بیشترین حجم داده که قابل ذخیره سازی است
throughput بیشترین خروجی وسیله که با مشخصات اصلی مط ابق باشد
best rate of climb speed سرعتی که با بیشترین ارتفاع در واحد زمان همراه است
physical record بیشترین واحد داده که در یک عملیات قابل ارسال باشد
effulgence تابش
glows تابش
glitters تابش
glittered تابش
eradiation تابش
glow تابش
glitter تابش
glints تابش
glowed تابش
effulge تابش
shines تابش
brilliance تابش
glinting تابش
glinted تابش
glint تابش
emission تابش
shine تابش
emissions تابش
coruscation تابش
erythema تابش
radioactivity تابش
isodose هم تابش
lustre تابش
total radiation تابش کل
radiational تابش
radiation of heat تابش
phosphorogenic تابش زا
radiation تابش
irradiation تابش
fulgency تابش
bayonet thermocouple probe قسمت حس کننده دمای سرسیلندر که داخل ان پیچ میشود
tolerances بیشترین اختلاف مجاز بین ابعاد واقعی و اسمی یک قطعه
resolution بیشترین تعداد خط وط که یه تصویر را روی صفحه LRT تشکیل میدهند
limits محدودههای بیشترین حد از پیش تعیین شده برای اعداد در کامپیوتر
resolutions بیشترین تعداد خط وط که یه تصویر را روی صفحه LRT تشکیل میدهند
activity بیشترین تعداد کارهایی که در یک سیستم چند منظوره قابل اجراست
activities بیشترین تعداد کارهایی که در یک سیستم چند منظوره قابل اجراست
untimate load بیشترین نیروئی که هر جزء سازهای بدون شکستن بایدتحمل کند
tolerance بیشترین اختلاف مجاز بین ابعاد واقعی و اسمی یک قطعه
integrated روش سازمانی برای بازیابی و ورود داده با بیشترین کارایی
fan بیشترین تعداد ورودی ها که یک مدار یا قطعه میتواند با آن کار کند
fanned بیشترین تعداد ورودی ها که یک مدار یا قطعه میتواند با آن کار کند
fanning بیشترین تعداد ورودی ها که یک مدار یا قطعه میتواند با آن کار کند
fans بیشترین تعداد ورودی ها که یک مدار یا قطعه میتواند با آن کار کند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com