English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
nervus oculomotorius عصب حرکتی عمومی چشم
oculomotor nerve عصب حرکتی عمومی چشم
Other Matches
general quarters اماده باش عمومی دریایی محلهای سکونت عمومی
introduced بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduces بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduce بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
common hardware ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
general orders دستورات عمومی دستورالعملهای عمومی
general porpose کارهای عمومی مصارف عمومی
hypoergasia کم حرکتی
misbehaciour بد حرکتی
motors حرکتی
immovability بی حرکتی
hypokinetic کم حرکتی
motored حرکتی
dynamically حرکتی
dynamic حرکتی
stagnancy بی حرکتی
enactive حرکتی
motor- حرکتی
motor حرکتی
visuo motor دیداری- حرکتی
motor function کارکرد حرکتی
ataxia ناهماهنگی حرکتی
momentum نیروی حرکتی
motor development رشد حرکتی
akathisia بیقراری حرکتی
motor control کنترل حرکتی
sensorimotor حسی- حرکتی
kinematic similarity تشابه حرکتی
spatiomotor فضایی- حرکتی
quiescence بی حرکتی خاموشی
motoneuron نورون حرکتی
ideo motor فکری- حرکتی
motor neuron نورون حرکتی
motor area ناحیه حرکتی
inaction بی حرکتی بیهودگی
motor learning یادگیری حرکتی
motor movement عمل حرکتی
premotor پیش حرکتی
movement pattern انگاره حرکتی
movement pattern الگوی حرکتی
motor unit واحد حرکتی
motor skill مهارت حرکتی
motor nerve عصب حرکتی
motor path گذرگاه حرکتی
psychomotor روانی- حرکتی
kinetic energy انرژی حرکتی
ideo motor act عمل فکری- حرکتی
fine motor skills مهارتهای حرکتی فریف
psychomotor retardation کندی روانی- حرکتی
locomotor ابتلاء اعضای حرکتی
dead center مرکز سکون و بی حرکتی
locomotion جابه جایی حرکتی
sensorimotor arc قوس حسی- حرکتی
technomotorial skill مهارت تکنیکی- حرکتی
psychomotor tests ازمونهای روانی- حرکتی
psychomotor agitation بیقراری روانی- حرکتی
dysmetria اختلال حرکتی- تخمینی
gross motor skills مهارتهای حرکتی درشت
dynamic balance تعادل و توازن حرکتی
locomotory ابتلاء اعضای حرکتی
motor aphasia زبان پریشی حرکتی
motor education تعلیم و تربیت حرکتی
motor perceptual region ناحیه حرکتی- ادراکی
audiogyral illusion خطای ادراکی حرکتی-شنیداری
psychomotor stimulant داروی محرک روانی- حرکتی
brace scale of motor ability مقیاس توانش حرکتی بریس
extrapyramidal motor system دستگاه حرکتی برون هرمی
abducens nerve عصب حرکتی خارجی چشم
audiogravic illusion خطای ادراکی حرکتی-شنیداری
locomotor دارای گرفتاری در اعضای حرکتی
purdue perceptual motor survey ازمون ادراکی- حرکتی پردو
locomotory دارای گرفتاری دراعضای حرکتی
nervus abducens عصب حرکتی خارجی چشم
bender visual motor gestalt test ازمون طرحهای دیداری-حرکتی بندر
visual bender motor gestalt test ازمون طرح دیداری- حرکتی بندر
consolidated dining facility تاسیسات غذاخوری عمومی مجتمع غذاخوری عمومی
fixed bridge پلی که بجز انبساط و انقباض هیچگونه حرکتی ندارد
circulating ثبات حرکتی که خروجی آن از طریق یک حلقه بسته به ورودی آن بر می گردد
transient target هدف موقت هدف درحال حرکتی که مدت کمی در میدان دید قرار می گیرد
productions الگوریتم فشرده سازی با کیفیت بالای ویدیویی با استفاده ترتیب ویدیویی تمام حرکتی DIV
production الگوریتم فشرده سازی با کیفیت بالای ویدیویی با استفاده ترتیب ویدیویی تمام حرکتی DIV
common carrier موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
common control کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
hackneyed عمومی
common user عمومی
generic عمومی
wide عمومی
wider عمومی
oecumenical عمومی
widest عمومی
popular عمومی
rife عمومی
the public voice عمومی
commonest :عمومی
commonest عمومی
public عمومی
general عمومی
commoners عمومی
general porpose عمومی
universal عمومی
common :عمومی
common عمومی
commoners :عمومی
outline خط عمومی
ecumenic عمومی
overt عمومی
outlines خط عمومی
outlined خط عمومی
generals عمومی
outlining خط عمومی
axle stub اکسل کوتاه بدون حرکتی که چرخها و پینهای مفصلی وسیله نقلیه برای راندن ماشین بر روی ان سوار شده و مناسب حرکت زاویهای محدودی است حول پینهای مفصلی
general plan نقشه عمومی
vogue عمومی ورایج
general outpatient clinic درمانگاه عمومی
official submission مناقصه عمومی
mintster of public works وزیرکارهای عمومی
general intelligence هوش عمومی
general grant کمک عمومی
general paralysis فلج عمومی
open court محکمه عمومی
general factor عامل عمومی
alameda گردشگاه عمومی
general equilibrium تعادل عمومی
general education اموزش عمومی
general depot امادگاه عمومی
general meeting مجمع عمومی
general meeting گردهمایی عمومی
general outpost پاسدار عمومی
plebiscites اراء عمومی
general message پیام عمومی
public relations روابط عمومی
general practitioner پزشک عمومی
open house جشن عمومی
public opinion افکار عمومی
general meeting جلسه عمومی
latrine مستراح عمومی
potlatch جشن عمومی
general paresis فلج عمومی
overhead costs هزینههای عمومی
pissoir مستراح عمومی
plaza میدان عمومی
general mobilization بسیج عمومی
general damage خسارت عمومی
public welfare رفاه عمومی
common user items اقلام عمومی
common user خدمات عمومی
common purse وجوه عمومی
common parts قطعات عمومی
common nuisance اضرار عمومی
common language زبان عمومی
common labour کارگر عمومی
common items قطعات عمومی
common hardware قطعات عمومی
comulative action اثر عمومی
consolidated annuities دیون عمومی
in the sight of the public در انظار عمومی
encyclic عمومی دوری
general welfare رفاه عمومی
general theory نظریه عمومی
general tariff تعرفه عمومی
general supplies اماد عمومی
general supplies تدارکات عمومی
prosecture وکیل عمومی
counsel for the crown وکیل عمومی
general stock سهام عمومی
common grid شبکه عمومی
mass poverty فقر عمومی
general reserve احتیاط عمومی
general relativity نسبیت عمومی
general register ثبات عمومی
general allotment اختصاصات عمومی
general quarters اسایشگاههای عمومی
general amnesty عفو عمومی
general assembly مجمع عمومی
general psychology روانشناسی عمومی
general cargo بار عمومی
general act سند عمومی
general ability توانایی عمومی
g/a خسارت عمومی
general depot انبار عمومی
collective call sign معرف عمومی
checkup معاینه عمومی
central war جنگ عمومی
cameralistic science مالیه عمومی
folkway طرزفکر عمومی
folkway احساسات عمومی
fourth estate مطبوعات عمومی
general staff ستاد عمومی
general concepts تدبیر عمومی
plebiscite اراء عمومی
quasi public نیمه عمومی
collective مشترک عمومی
rule of thumb قانون عمومی
social good کالاهای عمومی
state property اموال عمومی
suffrage universal حق رای عمومی
prevailing عمومی متداول
uniforms عمومی متحدالمال
uniform عمومی متحدالمال
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com