English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 211 (12 milliseconds)
English Persian
trademark علامت تجاری
trademarks علامت تجاری
brand علامت تجاری
branding علامت تجاری
brands علامت تجاری
trade mark علامت تجاری
Search result with all words
brand leader بهترین علامت تجاری بهترین مارک
brand loyalty وفاداری به کالایی خاص وفاداری به علامت تجاری یک محصول
branded goods کالاهای دارای علامت تجاری کالاهای مارکدار
kaypro علامت تجاری کامپیوترهای قابل حمل
registered trade mark علامت تجاری ثبت شده
Other Matches
symbol اختصار علامت اختصاری علامت تجسمی
symbol علامت ترسیمی علامت فرمولی
character نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
characters نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
bingo علامت رمز برای اعلام حداقل سوخت برای فرود علامت رمزابلاغ فرود در فرودگاه یدکی
mercantile تجاری
for-profit <adj.> تجاری
commercial تجاری
corporate [commercial] <adj.> تجاری
commerical تجاری
business <adj.> تجاری
commercial <adj.> تجاری
relating to business <adj.> تجاری
trade restriction محدودیت تجاری
trade cycle دور تجاری
business inventories موجودی تجاری
trade discount تخفیف تجاری
trade price قیمت تجاری
factorship نمایندگی تجاری
instrument of commerce سند تجاری
business graphics گرافیکهای تجاری
commercial attache وابسته تجاری
commercial area منطقه تجاری
commercial company شرکت تجاری
trade balance موازنه تجاری
business mechines ماشینهای تجاری
commercial marine کشتی تجاری
trade barriers موانع تجاری
trade credit اعتبار تجاری
consortiums ائتلاف تجاری
consortium ائتلاف تجاری
memorandum of association شرکتنامه تجاری
trade barrier ممانعت تجاری
consortia ائتلاف تجاری
market freedom ازادی تجاری
commerical language زبان تجاری
business failure ناکامی تجاری
business failure شکست تجاری
business enterprise بنگاه تجاری
trade names اسم تجاری
trade name اسم تجاری
trademarks مارک تجاری
trademark مارک تجاری
franchise حق اشتراک تجاری
business شرکت تجاری
deals توافق تجاری
deal توافق تجاری
businesses شرکت تجاری
management group ائتلاف تجاری
trade fair نمایشگاه تجاری
trade fairs نمایشگاه تجاری
commercial relations مناسبات تجاری
business cycle دور تجاری
balance of trade موازنه تجاری
balance of trade تراز تجاری
argosy کشتی تجاری
trades unions اتحادیه تجاری
trade unions اتحادیه تجاری
trade union اتحادیه تجاری
commercials اگهیهای تجاری
extensions تمدید اسناد تجاری
to go away [off] on business به سفر تجاری رفتن
businedd data processing داده پردازی تجاری
franchises حق استفاده از اسم تجاری
business software نرم افزارهای تجاری
business data processing داده پردازی تجاری
advertising تبلیغ و آگهی تجاری
big business واحد تجاری بزرگ
extension تمدید اسناد تجاری
franchise حق استفاده از اسم تجاری
free zone منطقه ازاد تجاری
trade cycle دوره فعالیت تجاری
trade pack بسته بندی تجاری
unfair trade practice اعمال تجاری نادرست
tight squeeze <idiom> شرایط سخت تجاری
to go away on a business trip به سفر تجاری رفتن
commercial road traffic ترافیک جاده تجاری
trade balance surplus مازاد تراز تجاری
trade balance deficit کسری تراز تجاری
liner trade کشتیرانی منظم تجاری
procyclical در جهت دور تجاری
refusal to accept a bill نکول اسناد تجاری
ship's master کاپیتان کشتی تجاری
small business computer کامپیوتر کوچک تجاری
trade agreement موافقت نامه تجاری
commercial center [American] مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
mall مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
shopping mall [American] مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
strip mall مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
retail shopping centre [British] مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
retail centre [British] مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
retail park مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
shopping center [American] مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
comecon گروه تجاری بلوک شرق
common business oreinted language زبان با گرایش متداول تجاری
shopping centre [British] مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
shopping center [American] مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
shopping centre [British] مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
commercial center [American] مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
mall مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
shopping mall [American] مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
strip mall مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
retail shopping centre [British] مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
retail centre [British] مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
retail park مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
cutty sark نام تجاری نوعی ویسکی
prestel سرویس متن تجاری تصویری در انگلستان
edu سسه تحصیلاتی است ونه شرکت تجاری
entrepremership اداره و سازماندهی فعالیتهای تجاری یا مقاطعه کاری
presentation graphics گرافیک برای نمایش اطلاعات تجاری یا داده
depressions کسادی بازار تجاری واقتصادی افسردگی روانی
favorable balance of trade موازنه مساعد بازرگانی تراز مثبت تجاری
depression کسادی بازار تجاری واقتصادی افسردگی روانی
factoring agent فرد یا شرکتی که اسناد تجاری را تنزیل مینماید
underconsumption theory of نظریه دور تجاری بر مبنای مصرف ناکافی
framework صفحه گسترده ارتباطات و گرافیکهای تجاری را فراهم میکند
frameworks صفحه گسترده ارتباطات و گرافیکهای تجاری را فراهم میکند
consumer advertising تبلیغات تجاری بمنظور جلب توجه مصرف کننده
business park [ساخت شرکت تجاری در منطقه ای با چشم انداز طبیعی]
finance house شرکت اعتبارات تجاری موسسهای که به افراد وشرکتها وام میدهد
commoners زبان برنامه سازی که بیشتر در امور تجاری به کار می رود
finance company شرکت اعتبارات تجاری موسسهای که به افراد وشرکتها وام میدهد
common زبان برنامه سازی که بیشتر در امور تجاری به کار می رود
enterpreneur شخصی که یک سازمان تجاری را پایه گذاری کرده واداره میکند
accounts package نرم افزاری که توابع حسابداری تجاری را خودکار انجام میدهد
accounting package نرم افزاری که توابع حسابداری تجاری را خودکار انجام میدهد
personal ریز کامپیوتر کم هزینه برای مصارف خانگی و تجاری سبک
commonest زبان برنامه سازی که بیشتر در امور تجاری به کار می رود
biz نوعی گروه خبری که حاوی بخشهای تجاری و موقیعتهای مختلف است
BIX سیستم تجاری online که توسط مجله Byte ساخته شده است
big blue ابی بزرگ لقبی برای شرکت بین المللی ماشینهای تجاری
turning point نقطهای دریک دور تجاری که در ان جهت فعالیتهای اقتصادی عوض میشود
turning points نقطهای دریک دور تجاری که در ان جهت فعالیتهای اقتصادی عوض میشود
cobol زبان برنامه سازی که بیشتر در برنامههای کاربردی تجاری به کار می رود
west coast computer faire یک نمایشگاه تجاری بزرگ ریزکامپیوتر که سالانه درسان فرانسیسکو گشایش می یابد
visicalc یک برنامه مشهور صفحه گسترده الکترونیکی نام تجاری یک بسته نرم افزاری
cobol Language BusinessOriented Common یک زبان برنامه نویسی سطح بالا برای کاربردهای تجاری
refinances تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
clearing and switch buying توافق تجاری دوجانبهای که براساس ان دو کشور متعهدبه مبادله مقدار معینی کالامی گردند
businesses کامپیوتر قوی کوچک که برای امور تجاری مشخص برنامه ریزی شده است
refinance تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
refinancing تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
business کامپیوتر قوی کوچک که برای امور تجاری مشخص برنامه ریزی شده است
refinanced تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
presentation software برنامه نرم افزاری که به کاربر امکان ایجاد نمایش تجاری با گراف و داده و متن و تصویر میدهد
sbc یک کامپیوتر کوچک با قابلیت اجرای انواعی ازکاربردهای اساسی تجاری Computer Board Single یک برد CPU ,
Delphi مین کننده online تجاری اطلاعات که حاوی بخشهایی است که به پایگاه داده خود اینترنت دسترسی دارند
Eudora برنامه نرم افزاری تجاری معروف برای ارسال و دریافت مدیریت پیام های پست الکترونیکی از طریق اینترنت
port a punch card علامتی تجاری برای نوع خاصی از کارت منگنه باقسمتهای سوراخ شده که میتواند با یک مداد یا قلم کاملا"برداشته شود
businesses مجموعهای از برنامه ها که برای امور تجاری برنامه ریزی شده اند.
business مجموعهای از برنامه ها که برای امور تجاری برنامه ریزی شده اند.
office اتاق یا ساختمانی که شرکتی کار میکند یا کار تجاری انجام میشود
offices اتاق یا ساختمانی که شرکتی کار میکند یا کار تجاری انجام میشود
Royal Bokhara فرش سلطنتی بخاراتی [این واژه تجاری به فرش های ترکمنی با کیفیت بالا اطلاق می شود.]
chater party اجاره نامه یا قرارداد اجاره کشتی تجاری
presentation graphics گرافیک تجاری با کیفیت بالا که روی نکات مطرح شده بامدیریت در زمینه طرح ها وبودجه ها تکیه خاصی دارد نگاره سازی نمایشی
mark علامت
codes and codification علامت
badge علامت
tag علامت
badges علامت
tags علامت
caret علامت
character علامت
characters علامت
marks علامت
signaled علامت
designations علامت
branding علامت
brand علامت
symptoms علامت
symptom علامت
apostrophize علامت
banner علامت
bullets یک علامت
designation علامت
signalled علامت
tokens علامت
unsigned بی علامت
insignia علامت
brands علامت
banners علامت
code علامت
token علامت
presaging علامت
presages علامت
presaged علامت
symptomless بی علامت
signal generator علامت زا
stripes علامت
stripe علامت
bullet یک علامت
signum علامت
presage علامت
indicator علامت
impresa علامت
tick علامت
indicium علامت
ditto علامت
emblems علامت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com