English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
blazonry علامت یانشان نجابت خانوادگی
Other Matches
heraldry نجباوعلائم نجابت خانوادگی نشان نجابت خانوادگی
emblazon بانشانهای نجابت خانوادگی اراستن
escutcheon سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
clericality حالت یانشان روحانیت
beacons باچراغ یانشان راهنمایی کردن
beacon باچراغ یانشان راهنمایی کردن
flares چراغ یانشان دریایی نمایش
flare چراغ یانشان دریایی نمایش
to mark out a ground حدود زمینی را تععین کردن یانشان دادن
honourable mentions امتیاز یانشان شایستگی که بکسانی داده میشود که شایسته جایزنبوده اند
honourable mention امتیاز یانشان شایستگی که بکسانی داده میشود که شایسته جایزنبوده اند
chastity نجابت
gentilesse نجابت
gentleness نجابت
gentlemanliness نجابت
decency نجابت
nobility نجابت
gentrice نجابت
gentlewomanliness نجابت
kalokazzthia نجابت
nobleness نجابت
ennoblement نجابت
honor نجابت تشریفات
ingenuousness اصالت نجابت
gentility شرافت نجابت
civility نجابت ورفتار خوب تربیت
wellborn نجیب زاده دارای خصوصیات نجابت
symbol اختصار علامت اختصاری علامت تجسمی
domestic خانوادگی
familial خانوادگی
symbol علامت ترسیمی علامت فرمولی
domestic problem مساله خانوادگی
washerwoman زن رختشوی خانوادگی
family background پیشینه خانوادگی
family industry صنعت خانوادگی
family asset دارائی خانوادگی
clannishness هواداری خانوادگی
family allowances مقرری خانوادگی
blazon نشان خانوادگی
family farm مزرعه خانوادگی
emblazonry نشان خانوادگی
nobility اصالت خانوادگی
homophyly شباهت خانوادگی
patronymic نام خانوادگی
family names اسم خانوادگی
family name نام خانوادگی
family name اسم خانوادگی
household system نظام خانوادگی
surnames نام خانوادگی
surname نام خانوادگی
family names نام خانوادگی
removed فاصله خانوادگی
character نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
characters نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
coat armour زره ونشانهای خانوادگی
domestically بطور خانوادگی و اهلی
family neurosis روان رنجوری خانوادگی
majordomo متصدی امور خانوادگی
vendettas دشمنی خونی خانوادگی
vendetta دشمنی خونی خانوادگی
heraldry ایین وتشریفات نشانهای خانوادگی
maiden name نام خانوادگی زن پیش ازشوهرکردن
tied down <idiom> مسئولیت شغلی یا خانوادگی داشتن
hestia الهه اجاق خانوادگی وشهرها
highbred دارای تربیت یانجابت خانوادگی
maiden names نام خانوادگی زن پیش ازشوهرکردن
scutcheon سپر سپرحاوی نشان خانوادگی
major-domos متصدی امور خانوادگی دراسپانیا و ایتالیا
king of arms متصدی تشخیص وتعیین نشانهای خانوادگی
major-domo متصدی امور خانوادگی دراسپانیا و ایتالیا
major domo متصدی امور خانوادگی دراسپانیا و ایتالیا
blood feud کینه وعداوت خانوادگی دشمنی دیرین
He cant be tied down to family life. پای بند زندگی خانوادگی نیست
bingo علامت رمز برای اعلام حداقل سوخت برای فرود علامت رمزابلاغ فرود در فرودگاه یدکی
pewage پولی که بابت نشستن درجاهای خانوادگی یانیمکتهای چندنفری درکلیسامیدهند
hatchment صفحهای که نشانهای خانوادگی وسلاح شخص تازه مرده راروی ان نمود
initialling نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initials نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initialled نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initialing نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initialed نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initial نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
symptom علامت
tick علامت
ticked علامت
ticks علامت
symptoms علامت
brand علامت
branding علامت
apostrophes علامت
emblem علامت
apostrophe علامت
stripe علامت
stripes علامت
emblems علامت
brands علامت
indicium علامت
impresa علامت
fog signal علامت مه
marks علامت
codes and codification علامت
mark علامت
differentia علامت
badges علامت
apostrophize علامت
presage علامت
caret علامت
indicator علامت
ditto علامت
insignia علامت
designation علامت
designations علامت
symbol علامت
presaging علامت
presages علامت
presaged علامت
badge علامت
characters علامت
character علامت
banner علامت
unsigned بی علامت
banners علامت
symptomless بی علامت
tags علامت
code علامت
tokens علامت
signal علامت
signalled علامت
token علامت
signaled علامت
tag علامت
signum علامت
marine code علامت
signal generator علامت زا
bullets یک علامت
bullet یک علامت
check mark علامت کنترل
capital asset علامت تجارتی
marker pen علامت گذار
advisory signal علامت هشدار
celtic cross علامت ضربدر
acoustic signal علامت صوتی
advance sign علامت اوانس
status symbols علامت مقام
check character علامت مقابلهای
V-sign علامت پیروزی
V-signs علامت پیروزی
analog signal علامت قیاسی
brand leader علامت تجارتی
blinker علامت چشمک زن
balefire اتش علامت
exclamation mark علامت تعجب
baud علامت در ثانیه
audible signal علامت سمعی
brevity code علامت اختصاری
asymptomatic بدون علامت
To give a signal ( sign) . علامت دادن
busy signal علامت اشغال
arrow head علامت پیکان
Trade mark. علامت تجارتی
calibration mark علامت کالیبراسیون
say the word <idiom> علامت دادن
branding علامت رقم
coding علامت گذاری
interrogative علامت سئوال
interrogatives علامت سئوال
brand names علامت ساخت
brands علامت تجارتی
sign gestalt علامت- گشتالت
branding علامت تجاری
bracket علامت پرانتز
branding علامت تجارتی
brands علامت رقم
brands علامت تجاری
minus sign علامت منها
minus signs علامت منها
minus کم شد با علامت منفی
brand name علامت ساخت
signed علامت دار
signalling علامت دهی
signaling علامت دهی
status symbol علامت مقام
temporal sign علامت زمانی
negative signe علامت منفی
note of a علامت تعجب
stop dog علامت وقف
pharmaceutical sign علامت دواسازی
stonemason's mark علامت سنگتراش
positive sign علامت مثبت
processing symbol علامت پردازش
start signal علامت شروع
sleeve emblem علامت سردست
medical badge علامت بهداری
marque علامت مخصوص
mark condition شرط علامت
telegraph signal علامت تلگرافی
interrogation point علامت سئوال
signal detection علامت یابی
symbol table جدول علامت
line clear signal علامت ازاد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com