English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
ingredient عنصر سازنده
ingredients عنصر سازنده
Other Matches
circular لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
circulars لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
list لیستی که هر عنصر حاوی داده و آدرس عنصر بعدی در لیست باشد
chain لیستی که در آن هر عنصر شامل داده و آدرس عنصر بعدی در لیست است
chains لیستی که در آن هر عنصر شامل داده و آدرس عنصر بعدی در لیست است
atom کوچکترین قسمت یک عنصر که همان خصوصیات آن عنصر را دارد
atoms کوچکترین قسمت یک عنصر که همان خصوصیات آن عنصر را دارد
pertubative اشفته سازنده مضطرب سازنده
airlift control element عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
concoctor سازنده
producer سازنده
constructive سازنده
compositors سازنده
fabricant سازنده
producers سازنده
constituents سازنده
fomative سازنده
manufacturer سازنده
fabricator سازنده
constituent سازنده
instrumentalist سازنده
manufacturers سازنده
component سازنده
instrumentalists سازنده
builder سازنده
components سازنده
builders سازنده
wright سازنده
maker سازنده
constructor سازنده
makers سازنده
compositor سازنده
interceptive جدا سازنده
lutist سازنده عود
refrigrative خنک سازنده
manufacturers' agent نماینده سازنده
manufacturer's agent نماینده سازنده
manifestative اشکار سازنده
inveigler گمراه سازنده
irradiative روشن سازنده
refrigerative خنک سازنده
qualificatory محدود سازنده
presentive مجسم سازنده
builder موسس سازنده
procreator موجد سازنده
lubricants روان سازنده
builders موسس سازنده
lubricant روان سازنده
purificative پا سازنده تطهیری
lubricates روان سازنده
lubricated روان سازنده
lubricate روان سازنده
restrictive محدود سازنده
melodist سازنده ملودی
lubricating روان سازنده
distractive پریشان سازنده
factor سازنده فاکتور
factors سازنده فاکتور
qualifier ملایم سازنده
vitiator تباه سازنده
composer سازنده مصنف
composers سازنده مصنف
computer manufacturer سازنده کامپیوتر
elucidatory روشن سازنده
coordinative متناسب سازنده
dissipative پراکنده سازنده
dispossessor بی بهره سازنده
deific خدا سازنده
component جزء سازنده
depletive تهی سازنده
components جزء سازنده
enslaver بنده سازنده
assuror مطمئن سازنده
film developer سازنده فیلم
suppressor موقوف سازنده
suppressive موقوف سازنده
alterative دگرگون سازنده
subjugator مطیع سازنده
sonneteer سازنده غزل
assurer مطمئن سازنده
spoiler فاسد سازنده
fabricator سازنده وسایل
separative جدا سازنده
procreation سازنده زایش
incorporator یکی سازنده
qualifiers ملایم سازنده
renovator باز نو سازنده
supersessive لغو سازنده
metrist سازنده نظم وشعر
formative ترکیب کننده سازنده
loathful دافع بیرغبت سازنده
ideologue سازنده ایده ئولوژی
manufacturer's software نرم افزار سازنده
diallist سازنده ساعت افتابی
compositions نسبت اجزاء سازنده
composition نسبت اجزای سازنده
composition نسبت اجزاء سازنده
ceramist سازنده فروف سفالین
ceramicist سازنده فروف سفالین
elucidative تفسیری روشن سازنده
boilermaker سازنده دیگ بخار
manufacturers تولید کننده سازنده
manufacturer تولید کننده سازنده
indican ماده سازنده نیل
compositions نسبت اجزای سازنده
mitigatory سبک سازنده مخفف
boiler maker سازنده دیگ بخار
producer advertising تبلیغ توسط سازنده
purificatory پاک سازنده تطهیری
procurer فراهم سازنده جاکش
toyer سازنده اسباب بازی
wright کارگر سازنده نجار
reflective بازتابنده منعکس سازنده
paper stainer سازنده کاغذهای دیواری
reflectional بازتابنده منعکس سازنده
original equipment manufacturer سازنده تجهیزات اصلی
elements عنصر
isomeric هم عنصر
components عنصر
member عنصر
members عنصر
element عنصر
component عنصر
agent عنصر
agents عنصر
masurium عنصر 34
wet cooper سازنده چلیک برای مایعات
illusive گمراه کننده مشتبه سازنده
honeywell یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری
humiliatingly پست سازنده خفیف کننده
data general corporation سازنده سیستمهای مینی کامپیوتر
assimilator تحلیل برنده همانند سازنده
unisys یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری
spoilsman تباه کننده فاسد سازنده
self discharging ازاد سازنده نفس خود
humiliating پست سازنده خفیف کننده
producer عمل اورنده سازنده باراورنده
producers عمل اورنده سازنده باراورنده
detonating محترق شونده منفجر سازنده
mitigative سبک سازنده تخفیف دهنده
pictorial تصویر نما مجسم سازنده
illusory گمراه کننده مشتبه سازنده
carver قلم سنگ تراشی سازنده
perversive گمراه کننده منحرف سازنده
pastoralist سازنده شعرهای روستایی چوپان
picture element عنصر تصویر
tracer element عنصر ردیاب
transition element عنصر واسطه
electronic element عنصر الکترونیکی
weak minded سست عنصر
minor constituent عنصر جزئی
passive element عنصر غیرعامل
Elementarism عنصر نگری
minor constituent عنصر فرعی
disafected person عنصر نامطلوب
delay element عنصر تاخیری
wallydraigle سست عنصر
threshold element عنصر استانهای
primordial element عنصر ازلی
primitive element عنصر اولیه
inverse element عنصر وارون
print element عنصر چاپ
processing element عنصر پردازشی
logic element عنصر منطقی
logic element عنصر لاجیک
service element عنصر اداری
signal element عنصر علامتی
identity element عنصر یکسانی
thermocouple عنصر حرارتی
tactical element عنصر تاکتیکی
symmetry element عنصر تقارن
stop element عنصر ایست
guest element عنصر کم مقدار
trace element عنصر کم مقدار
shunt element عنصر موازی
start element عنصر شروع
nand element عنصر نقیض و
abundant element عنصر فراوان
alloying element عنصر الیاژی
alloying element عنصر الیاژ
aqueous element عنصر ابی
biotic element عنصر زیستی
weaklings سست عنصر
abiotic element عنصر بیجان
part عنصر اصلی
elements عنصر عملیاتی
elements عنصر اساس
alloying agent عنصر الیاژی
absorbing element عنصر جذب
accommpanying element عنصر همراه
acid forming element عنصر اسیدی
acid forming element عنصر اسیدساز
weakling سست عنصر
abiotic element عنصر نازیوه
active element عنصر فعال
active element عنصر کنشی
active element عنصر عامل
element عنصر عملیاتی
element عنصر اساس
weak-kneed سست عنصر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com