English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 160 (10 milliseconds)
English Persian
face value <idiom> عکس چاپی روی پول ،تمبر،...
Search result with all words
controller وسیله اصلی در چاپگر که خروجی را از کامپیوتر به دستورات چاپی ترجمه میکند
controllers وسیله اصلی در چاپگر که خروجی را از کامپیوتر به دستورات چاپی ترجمه میکند
micro ریز کامپیوتری که قط عات آن روی یک تخته مدار چاپی مجزا قرار دارند
micros ریز کامپیوتری که قط عات آن روی یک تخته مدار چاپی مجزا قرار دارند
letterhead عنوان چاپی بالای کاغذ
letterheads عنوان چاپی بالای کاغذ
universal سیستم کدگزاری میلهای چاپی استاندارد برای مشخص کردن محصولات در یک مغازه
pad ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pads ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
optical فرآیندی که اجازه میدهد حروف چاپی یا نوشته شده به صورت نوری تشخیص داده شوند و به کد قابل خواندن توسط ماشین تبدیل شوند که وارد کامپیوتر می شوند به کمک حرف خوان نوری
print عکس چاپی
print مواد چاپی
print دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
printed عکس چاپی
printed مواد چاپی
printed دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
prints عکس چاپی
prints مواد چاپی
prints دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
sick علامت چاپی بمعنی عمدا چنین نوشته شده برانگیختن
sickest علامت چاپی بمعنی عمدا چنین نوشته شده برانگیختن
margin فضای خالی اطراف بخشی از متن چاپی
margins فضای خالی اطراف بخشی از متن چاپی
type حروف چاپی حروف چاپ
typed حروف چاپی حروف چاپ
types حروف چاپی حروف چاپ
misprint غلط چاپی کردن
misprint غلط چاپی
misprint اشتباه چاپی
misprints غلط چاپی کردن
misprints غلط چاپی
misprints اشتباه چاپی
format مرتب کردن متن به طوری که به صورت چاپی روی کاغذ فاهر شود
formats مرتب کردن متن به طوری که به صورت چاپی روی کاغذ فاهر شود
bar code دادهای که به صورت مجموعهای از خطهای چاپی با پهنای مختلف نمایش داده شده است
bar codes دادهای که به صورت مجموعهای از خطهای چاپی با پهنای مختلف نمایش داده شده است
prospectus شرح چاپی درباره شرکت یا معدنی که برای ان باید سرمایه جمع اوری شود
prospectuses شرح چاپی درباره شرکت یا معدنی که برای ان باید سرمایه جمع اوری شود
on screen که روی صحفه نمایش نشان داده میشود و نه به صورت چاپی
on-screen که روی صحفه نمایش نشان داده میشود و نه به صورت چاپی
printout نتیجه چاپی
printout نسخه چاپی نتیجه نهایی
printouts نتیجه چاپی
printouts نسخه چاپی نتیجه نهایی
letter حرف چاپی
letters حرف چاپی
coding صفحه چاپی مخصوص که برنامه نویس دستورات کد گذاری نوعی برنامه را می نویسد
line drawing خطوط جامدی که برای خط کشی در صفحه چاپی بکارمیرود
line drawings خطوط جامدی که برای خط کشی در صفحه چاپی بکارمیرود
galley نمونه ستونی و صفحه بندی نشده مطالب چاپی
sic علامت چاپی بمعنی عمدا چنین نوشته شده
pamphlet رساله چاپی
pamphlets رساله چاپی
ampersand علامت چاپی & به معنای "و"
ascender مسیر یک حرف که بالای خط اصلی حروف چاپی قرار دارد.
back plane یک برد مدار چاپی PCB که شامل حفره هایی است که سایر بردها می توانند بازاویههای صحیح در ان جای بگیرند
bar graphics دادهای که به صورت مجموعهای از خطهای چاپی با پهنای مختلف نمایش داده شده است
billhead بروات چاپی
billhead کاغذی که شبیه برات چاپی است
colour hard copy device اسباب نسخه چاپی رنگی
duodecimo کتابی که یک ورق ان یک دوازدهم ورق بزرگ چاپی باشد
twelvemo کتابی که یک ورق ان یک دوازدهم ورق بزرگ چاپی باشد
editorially بطور چاپی
etched circuit مدار چاپی
expansion board برد مدار چاپی برای افزایش قابلیتها و توابع به سخت افزار کامپیوتر
expansion unit وسیلهای که به یک کامپیوترمتصل بوده و دارای سوکتهای اضافی است تا درون انها تخته مدارهای چاپی بتوانند قرار گیرند
fully formed characters کاراکترهای چاپی
galley proof نمونه ستونی مطالب چاپی که هنوز صفحه بندی نشده
hair stroke خط نازک بالا یا پایین حروف نوشته یا چاپی
hard copy نسخه چاپی
hard copy نسخه ملموس خروجی چاپی
infusion of tea دم کردن چاپی
ion deposition فناوری چاپ که از نوک چاپی استفاده میکند که نشانه هایی می کشد تا تصویری ایجاد شود که toner را جذب کند
lebrary edition چاپی از کتاب که در خورکتابخانه باشد
letter head کاغذیکه نشان چاپی دارد
letter press مواد چاپی
letterpress چاپی
letterpress وابسته بحروف چاپی
library edition چاپی که درخودکتابخانه باشد
linocut چاپی که بوسیله کلیشه روی مشمع ایجاد میگردد
linecut صفحه چاپی که فقط روی ان خط کشی شده باشدوبرای خط کشی کاغذ وغیره بکارمیرود و block lineوengraving line نیز نامیده میشود
microcomputer تخته مدار چاپی اصی سیستم که بیشتر قط عات و اتصالات برای تختههای جانبی و... را دارد
mother board برد مدار چاپی اصلی
motherboard تخته مدار چاپی اصلی در سیستم
overstriking توانایی یک چاپگر نسخه چاپی برای ضربه مکرر زدن به کاراکتربه منظور تولید حالت نمایانتری از ان
past performances سوابق چاپی نتایج مسابقات اسب یا گرگ
pcb Board Circuit Printed تخته مدار چاپی
peripheral slots شکافهای خالی که دربعضی کامپیوترها قرار دارندتا کارتهای مدار چاپی بتوانندبرای بالا بردن قابلیتهای سیستم بدون اصلاح سخت افزار مجهز شوند
populated board یک تخته مدار چاپی که حاوی تمام مولفه ها الکترونیکی خود میباشد
print letters دستخطی که مانند چاپ یاحروف چاپی باشد
print hand دستخطی که مانندچاپ یاحروف چاپی باشد
print shop بسته گرافیکی ساده که چندین خدمت چاپی را بخوبی انجام میدهد
printed circuit مدار چاپی
printed circuit board تخته مدار چاپی
printed matter اوراق چاپی
printed matter مواد چاپی
printed wiring سیمکشی چاپی
proofroom اطاق غلط گیری نمونه هایی چاپی مطبعه
rat's nest یک ویژگی در سیستمهای طراحی مدار چاپی که به استفاده کننده اجازه میدهدتا تمام اتصالات میان مولفه ها را ببیند
rolling press الت فشاری برای دراوردن نمونههای چاپی
Other Matches
stamp duty تمبر عوارض تمبر مالیاتی
stamp tax تمبر عوارض تمبر مالیاتی
first-day covers پاکت یا کارت پستال که در روز اول فروش تمبر جدید ارسال شده و تاریخ آن روز را روی تمبر مهر زدهاند
first-day cover پاکت یا کارت پستال که در روز اول فروش تمبر جدید ارسال شده و تاریخ آن روز را روی تمبر مهر زدهاند
philately تمبر جمع کنی جمع اوری تمبر
stamp duties حق تمبر
stamps تمبر
stamp duty حق تمبر
stamp تمبر
philately تمبر شناسی
food stamps تمبر خوراک
food stamp تمبر خوراک
tamarind تمبر هندی
stamper تمبر الصاق کن
stamp duties پول تمبر
postmarks اثرمهر تمبر
stamp تمبر یا مهرزدن
philatelists تمبر شناس
philatelist تمبر شناس
stamped تمبر خورده
stamps تمبر یا مهرزدن
postage stamp تمبر پست
postage تمبر پستی
poststamp تمبر پست
postmark اثرمهر تمبر
postage stamps تمبر پست
Do you have any stamps? آیا تمبر دارید؟
philatelic مربوط به تمبر شناسی
it is sufficiently stamped کم تمبر خورده است
by under stamped کسر تمبر داشتن
post free بدون نیاز به تمبر زدن
stamps تمبر پست الصاق کردن
stamp تمبر پست الصاق کردن
The stamp doesnt stick. این تمبر نمی چسبد
put into circulation به جریان انداختن [پول، تمبر و ... ]
postmarks مهر باطله تمبر پست
postmark مهر باطله تمبر پست
postmarks تمبر رابوسیله مهر باطل کردن
postmark تمبر رابوسیله مهر باطل کردن
slips پیش نویس تمبر نشده بیمه دریایی
slipped پیش نویس تمبر نشده بیمه دریایی
slip پیش نویس تمبر نشده بیمه دریایی
typographic چاپی
franking machine دستگاهی که تاریخ و هزینه پست را روی کاغ چاپ میکند نقش تمبر
hard-copy output نسخه [خروجی] چاپی
typal شبیه حروف چاپی
small print حروف چاپی ریز
to pull a proof نمونه چاپی دراوردن
soft copy نسخه غیر چاپی
script font فونت چاپی شبیه به دستخط
stamped addressed envelope پاکتی که بر روی آن تمبر زده و میفرستند تا طرف مقابل در آن چیزی گذاشته و بدون پرداخت هزینه ای آنرا برگرداند
Proof – reading. غلط گیری (تصحیح مطا لب چاپی وغیره )
secret ballot ورقه رای مخفی دارای اسامی چاپی کاندیداها
post card کارت غیررسمی که تمبر روی ان چسبانده بجای کارت پستال است
special handling ارسال مطبوعات واوراق چاپی بوسیله پست سریع السیر
slip sheet صفحه سفیدی که بین دوصفحه چاپی دیگر قرار داده شده
spooler برنامه یا دستگاه جانبی که به کامپیوتر اجازه میدهد تا به هنگام انجام کار دیگر نسخه چاپی روی چاپگر تولید کندجمع کننده
turnaround document متن چاپی از کامپیوتر و ارسال به کاربربرگردانده شده با کاربر با یادداشتها جدید یا اطلاعات روی آن که توسط متن خوان قابل خواندن است
typeover توانایی یک چاپگر تماسی درضربه زدن بیش از یکبار به کاراکتر و در نتیجه ایجاد اثردرشت و برجستهای از ان روی نسخه چاپی تایپ روی مطلب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com