Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
field glasses
عینک رزمی
Other Matches
lorgnette
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnettes
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
duty with troops
در یکان رزمی خدمت کردن شغل رزمی گرفتن
combat team
گروهان مرکب رزمی گروه رزمی پیاده
combat developer
وسیله اموزش دهنده رزمی مربی رزمی
field services
قسمتهای پشتیبانی رزمی یکانهای رزمی
combat orders
دستورات رزمی دستورالعملهای رزمی
combat power
نیروی رزمی استعداد رزمی
combatcommand
فرماندهی رزمی قرارگاه رزمی
task force
گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
task forces
گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
combat air patrol
هواپیمای گشتی رزمی گشتی رزمی هوایی
combat airlift support
پشتیبانی رزمی حمل و نقل هوایی پشتیبانی رزمی ترابری هوایی
combat cargo officer
افسر مسئول ترابری رزمی افسر مسئول بارگیری کالاهای رزمی
defense readiness condition
وضعیت امادگی رزمی ارتش وضعیت امادگی رزمی دفاعی
eyeglass
عینک
lorgnettes
عینک
winker
عینک
lorgnette
عینک
spectacles
عینک
spectacle
عینک
barnacles
عینک
specs
عینک
glasses
عینک
glass
عینک
glass eye
عینک
goggles
عینک
interpupillary
عینک
nosepiece
پل عینک
lorgnette
عینک پنسی
spectacled
عینک دار
earpieces
دستهی عینک
field glasses
عینک صحرایی
bespectacled
عینک زده
monocle
عینک یک چشمی
pince nez
عینک دماغی
rim
قاب عینک
rims
قاب عینک
sunglasses
عینک افتابی
monocles
عینک یک چشمی
lorgnettes
عینک پنسی
eyeglass
عینک فنری
gig lamps
نمایش عینک
eyeglass
عینک یک چشم
gig lamps
عینک شاخدار
burning glass
عینک جوشکاری
optometrist
عینک ساز
optometry
عینک سازی
optometry
عینک فروشی
peeper
ایینه عینک
safety glass
عینک ایمنی
safety glasses
عینک ایمنی
smoked glasses
عینک دودی
snow goggles
عینک توفان
snow goggles
عینک افتابگیر
eye glass
عینک دستی
goggle
عینک پرواز
goggles
عینک صحرائی
goggles
عینک افتابی
goggles
عینک محافظ
temple
دسته عینک
earpiece
دسته عینک
goggles
عینک ایمنی
oculists
عینک ساز
oculist
عینک ساز
goggled
عینک پرواز
goggling
عینک پرواز
optician
عینک ساز
opticians
عینک ساز
sun glasses
عینک آفتابی
To wear glasses.
عینک زدن
smoked
عینک دودی
optic
شیشه عینک
half-glasses
عینک یک چشمی
butt-strap
لبهمحلاتصالدستهبهفرم عینک
dark glasses
عینک آفتابی
to wear glasses
عینک گذاشتن یازدن
goggles
عینک حفاظ دار
bifocals
دو دید عینک دو کانونی
bifocal
دو دید عینک دو کانونی
prismatic spectacles
عینک نادرست نما
rose-coloured spectacles
عینک خوش بینی
scissors-glasses
عینک قیچی شکل
pebbles
شیشه عینک نوعی عقیق
lorgnette
عینک مخصوص روی بینی
optician
عینک فروش دوربین ساز
he wears glasses
عینک زده است یادارد
wear
عینک یا کراوات زدن فرسودن
wears
عینک یا کراوات زدن فرسودن
opticians
عینک فروش دوربین ساز
lorgnettes
عینک مخصوص روی بینی
pebble
شیشه عینک نوعی عقیق
optometric
وابسته به میزان دید و عینک سازی
vectograph
عکس مخصوص استفاده از عینک برجسته بینی
epical
رزمی
epics
رزمی
combat
رزمی
epic
رزمی
combated
رزمی
combats
رزمی
combating
رزمی
field army
ارتش رزمی
combat surveillance
مراقبت رزمی
combat trains
بنه رزمی
combat troops
عدههای رزمی
combat team
تیم رزمی
combat vehicle
خودروی رزمی
combatcommand
یکان رزمی
combatintelligence
اطلاعات رزمی
combatdrill
تمرین رزمی
combat support
پشتیبانی رزمی
field commands
یکانهای رزمی
field duty
خدمات رزمی
field duty
ماموریت رزمی
heroic verse
شعر رزمی
nonbattle
غیر رزمی
operational route
جاده رزمی
service ammunition
مهمات رزمی
tactical missile
موشک رزمی
tactical support
پشتیبانی رزمی
herioic verse
شعر رزمی
fighting load
بار رزمی
field exercise
تمرین رزمی
field grade
رده رزمی
field gun
توپ رزمی
field manual
دستور رزمی
field officer
افسر رزمی
field order
دستورالعمل رزمی
field ration
جیره رزمی
field service
خدمات رزمی
field type
نوع رزمی
task organization
سازمان رزمی
readiness
امادگی رزمی
combat arms
رسته رزمی
c ration
جیره رزمی
combat crew
خدمه رزمی
combat development
توسعه رزمی
combat duty
ماموریت رزمی
combat duty
امور رزمی
combat efficiency
کارایی رزمی
combat engineer
مهندسی رزمی
combat exercise
تمرین رزمی
combat forces
نیروهای رزمی
combat formation
ارایش رزمی
damage
ضایعات رزمی
combat , elements
یکانهای رزمی
combat , elements
عناصر رزمی
combat , echelon
یکان رزمی
non combatant
غیر رزمی
non-combatants
غیر رزمی
martial arts
ورزشهای رزمی
strengths
استعداد رزمی
non-combatant
غیر رزمی
strength
استعداد رزمی
groups
گروه رزمی
battle casualty
ضایعات رزمی
battle problems
مشکلات رزمی
battle station
پایگاه رزمی
group
گروه رزمی
combat , echelon
رده رزمی
combat intelligence
اطلاعات رزمی
combat jump
پرش رزمی
combat readiness
امادگی رزمی
combat ration
جیره رزمی
combat proficiency
مهارت رزمی
combat proficiency
شایستگی رزمی
field commands
قسمتهای رزمی
combat patrol
گشتی رزمی
combat power
قدرت رزمی
fighting patrol
گشتی رزمی
combat outpost
پاسدار رزمی
level of strength
سطح استعداد رزمی
level of effort
تلاش رزمی یکان
level of readiness
سطح امادگی رزمی
combat support troops
عدههای پشتیبانی رزمی
materiel readiness
امادگی رزمی وسایل
live exercise
تمرین رزمی حقیقی
level of strength
میزان استعداد رزمی
combat ready
دارای امادگی رزمی
pioneer unit
یگان مهندسی رزمی
epics
شعر رزمی حماسه
standards
کالای جانشین رزمی
attrition
کاهش توان رزمی
unit strength
قدرت رزمی یکان
standard
کالای جانشین رزمی
field
زمینه رزمی صحرایی
epic
شعر رزمی حماسه
tactical loading
بارگیری رزمی یا جنگی
combat support arms
یکان پشتیبانی رزمی
combat support arms
رسته پشتیبانی رزمی
combat support troops
یکانهای پشتیبانی رزمی
amphibious task force
گروه رزمی اب خاکی
readiness category
درجه امادگی رزمی
readiness category
نوع امادگی رزمی
jujitsu
مادر ورزشهای رزمی
joint task force
گروه رزمی مشترک
field service
پشتیبانی سرویس رزمی
combat service support
پشتیبانی خدمات رزمی
combat development
پیشرفت اموزش رزمی
combat firing
تمرین تیراندازی رزمی
Recent search history
Search history is
off
.
Activate
✘ Close
✘
ض
ص
ث
ق
ف
غ
ع
ه
خ
ح
ج
چ
◀—
ش
س
ئ
ی
ب
ل
أ
آ
ا
ت
ن
م
ک
گ
[]
ظ
ط
ژ
ز
ر
ذ
د
پ
ؤ
و
ء
.
!
؟
()
نیم فاصله
Space
نیم فاصله
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com
Close
Previous
Next
Loading...