English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
snow geese غاز آمریکای شمالی که پرهای سفیدی دارد.
snow goose غاز آمریکای شمالی که پرهای سفیدی دارد.
Other Matches
bird of paradise یکجور مرغ که پرهای بسیارزیبایی دارد
birds of paradise یکجور مرغ که پرهای بسیارزیبایی دارد
hereford نوعی گوساله گوشت قرمز ازنژاد انگلیسی که صورت سفیدی دارد
hazel hen باقرقرهای که پرهای چین چین دارد
norther شمالی باد سرد شمالی
northern dawn سپیده شمالی فجر شمالی
aurora borealis فجر شمالی سپیده شمالی
beta librae کفه شمالی زبانی شمالی
northern lights سپیده شمالی فجر شمالی
alicatado [کاشی کاری منقوش در اسپانیا و آمریکای لاتین]
northen america nebula ابری امریکای شمالی سحابی امریکای شمالی
sphenoid شب پرهای
swanskin پرهای نرم قو
flights پرهای تیر
top-knot پرهای تارکسر
feathers پرهای تیر
top-knots پرهای تارکسر
plumage پرهای زینتی
scalar متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
bivalve دارای دو کپه دو پرهای
one port radial pump تلمبه شعاعی یک پرهای
tectrices شاه پرهای مرغ
plumassier فروشنده پرهای ارایشی
pterygoid process زائده نازله استخوان شب پرهای
plumulate دارای پرهای فریف و ریز
plumulaceous دارای پرهای ریز مانندپرهای زیر
candour سفیدی
white سفیدی
whiter سفیدی
whitest سفیدی
chalkiness سفیدی
silveriness سفیدی
candor سفیدی
blankness سفیدی
whiteness سفیدی
whithness سفیدی
argent سفیدی
acquittal رو سفیدی
wing covert پر پوششی روی پرهای مخصوص پرواز پرنده
blankest سفید سفیدی
albinism سفیدی پوست
blank سفید سفیدی
albescent مایل به سفیدی
alphosis سفیدی جلد
watcheye سفیدی چشم
impudence چشم سفیدی
rivers سفیدی بین خطوط
gray روبه سفیدی رونده
river سفیدی بین خطوط
acquittals برائت ذمه رو سفیدی
down پر دراوردن جوجه پرندگان پرهای ریزی که برای متکابکار میرود
court plume پرهای شتر مرغ که برای ارایش درموی سر بکار برند
ice blink سفیدی افق از انعکاس دریا
wall eye چشمی که سفیدی ان زیادوعنبیه ان کمرنگ باشد
white line خط سفیدی که برای تمایز وتشخیص بکار رود
damping vane پرهای در فلومتر سوخت برای کاهش دادن و گرفتن نوسانات حاصل از جریان متلاطم
You name it , weve got it. از سفیدی ماست تا سیاهی ذغال را داریم ( همه چیز )
lime light روشنایی سفیدی که از داغ کردن اهک حاصل میشود
gaiters پارچه سفیدی که روی کفش بسته میشودگتر پارچهای
gaiter پارچه سفیدی که روی کفش بسته میشودگتر پارچهای
havelock روکلاهی سفیدی که پشت گردن را نیز از افتاب محفوظ میدارد
You name it . Everything under the sun . از سفیدی ماست تا سیاهی ذغال ( از شیر مرغ تا جان آدمیزاد )
slip sheet صفحه سفیدی که بین دوصفحه چاپی دیگر قرار داده شده
arctic شمالی
northern شمالی
Nordic شمالی
north شمالی
boreal شمالی
northerly شمالی
norland شمالی
. The car is gathering momentum. اتوموبیل دارد دور بر می دارد
herring gulls گاکی شمالی
northern dawn شفق شمالی
corona borealis اکلیل شمالی
coronae borealis اکلیل شمالی
elks گوزن شمالی
moose گوزن شمالی
northwards قسمت شمالی
aurora borealis شفق شمالی
this line lies north این خط شمالی
elk گوزن شمالی
north star ستاره شمالی
kiffa borealis کفه شمالی
Northern Ireland ایرلند شمالی
papoose درامریکای شمالی
Upper Volta ولتای شمالی
nordic council شورای شمالی
herring gull گاکی شمالی
boreas باد شمالی
kingduck قوی شمالی
kingduck مرغابی شمالی
north country انگلستان شمالی
foumart گربه شمالی
eider مرغابی شمالی
northward قسمت شمالی
eider قوی شمالی
first world امریکای شمالی
junco سهره امریکای شمالی
caribou گوزن امریکایی شمالی
caribou گوزن امریکای شمالی
malamute سگ سورتمه کش امریکای شمالی
cariboo گوزن امریکایی شمالی
caribous گوزن امریکای شمالی
northwardly بطرف شمال شمالی
caribous گوزن امریکایی شمالی
margarita الفا- اکلیل شمالی
malemute سگ سورتمه کش امریکای شمالی
auroral مربوط به نور شمالی
niagara nexus رودخانهای درامریکای شمالی
aurorean مربوط به نور شمالی
niagaranexus رودخانهای درامریکای شمالی
northern lights نور فجر شمالی
alpha coronae borealis الفا- اکلیل شمالی
NI مخفف ایرلند شمالی
yankee doodle سرباز شمالی امریکا
zeta coronae borealis زتا- اکلیل شمالی
cygni طایر صلیب شمالی
cygnus طایر صلیب شمالی
tho اهل تونکن شمالی
solan قاز دریای شمالی
gannet غاز دریای شمالی
the north star ستاره قطبی یا شمالی
booby نوعی قاز دریای شمالی
boreal forest جنگل سوزنی برگ شمالی
lynxes وشق صورت فلکی شمالی
ice-foot [دیواره یخ در کنار نواحی شمالی]
north atlantic treaty organization (nato سازمان پیمان اتلانتیک شمالی
saddle tree یکجورگل لاله درامریکای شمالی
Gospel side [قسمت شمالی محراب یا کلیسا]
massasauge مار زنگی امریکای شمالی
horseweed خزه معمولی امریکای شمالی
lynx وشق صورت فلکی شمالی
kiffa borealis زبان شمالی بتا- میزان
copperlndian سرخ پوست امریکای شمالی
mockingbird مرغ مقلد امریکای شمالی
passenger pigeon کبوتر وحشی امریکای شمالی
redskin سرخ پوست امریکای شمالی
coyote گرگ صحرایی امریکای شمالی
redskins سرخ پوست امریکای شمالی
coyotes گرگ صحرایی امریکای شمالی
eiderdowns پرنرمی که از مرغابی شمالی بدست می اید
casbah محله بومیهای شهرهای شمالی افریقا
musk rat موش ابی امریکایی شمالی کرموش
thule اخرین نقطه شمالی مسکون دنیا
eider down پرنرمی که ازمرغابی شمالی بدست میاید
eiderdown پرنرمی که از مرغابی شمالی بدست می اید
musquash موش ابی امریکایی شمالی کرموش
mallemuck مرغ طوفان اقیانوس منجمد شمالی
tarheel اهل استان کارولینای شمالی امریکا
compass error جمع انحراف تغییرپذیری وخطای گردش شمالی
flathead سرخ پوست امریکای شمالی ماهی سرپهن
NATO مخفف ناتو سازمان پیمان اتلانتیک شمالی
mistral باد خشک سرد شمالی درجنوب فرانسه
musk ox یکجور گاو عنبر در دریاهای شمالی امریکا
indigo bunting یکجورسهره در امریکای شمالی که نر ان نیلی رنگ است
reindeer گوزن شمالی وابسته بدوران کهنه سنگی اروپا
indigo bird یکجوره سهره در امریکای شمالی که نر ان نیلی رنگ است
hyperborean ساکن دورترین نقطه شمالی زمین بسیار سرد
ling ماهی روغنی اروپای شمالی وامریکا از خانواده gadidae
Walls have ears <idiom> دیوار موش دارد و موش گوش دارد [اصطلاح]
labor theory of value براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
wampun خر مهرهای که هندیهای امریکای شمالی بجای زر وزیور بکار می برند
Benin خور بنین که بخش شمالی خلیج گینه راتشکیل میدهد
prairie chicken یکجور با قرقر امریکای شمالی در دره رود میسی سیپی
glacial epoch عصریخ :عصری که یخ بیشترنیم کره شمالی راپوشانده بوده است
zero insertion force socket [قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
mocking bird یکجور پرنده درامریکای شمالی که صدای مرغان دیگر رابخوبی تقلید میکند
enclave economices اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
walls here ears دیوار موش دارد موش گوش دارد
neotropical متعلق به امریکای جنوبی ونواحی گرمسیری امریکای شمالی
northing عرض شمالی انحراف به سوی شمال شمال شبکه
upstate وابسته به بخش شمالی ایالت شمال ایالت نیویورک
Aurora Polaris شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
northern lights شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
merry dancers شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
merry dance شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
chain دارد.
are there any remarks? دارد
he has worms دارد
hast او دارد
there is a time for everything دارد
he has a rage for money دارد
chains دارد.
has دارد
he is ill with fever تب دارد
heavy fighting is in progress دارد
he has a spite against me بامن لج دارد
what the odds چه اهمیت دارد
viruses وجود دارد
I owe him a dept of gratitude. حق بگردنم دارد
But one leg to the fowl. <proverb> مرغ یک پا دارد .
it is usual with him عادت دارد
he has an a. to grind مقصود دارد
what matter? چه اهمیت دارد
what hurt is there in that چه زیانی دارد
there is a rumour that شهرت دارد که
he has a maggot in his head وسواس دارد
our library is well stocked خوبی دارد
not a patch on چه دخلی دارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com