Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
vapor degreasing
غوطه ور ساختن قطعات دربخار حلالات داغ
Other Matches
cyaniding
سخت گردانی سطح قطعات فولادی با غوطه ورسازی انهادر حمام نمکهای سیانید
pickling
غوطه ور ساختن در محلول رقیق اسید
lohmannizing
غوطه ور ساختن فلز درنمکهای ملقمه کننده و سپس روکش کردن انها توسط دو یاچند الیاژ پوشاننده محافظ
running spare
قطعات یدکی مورد نیاز واضافی قطعات اضافی همراه وسیله
on board spares
قطعات تعمیراتی موجود درروی یک ناو قطعات موجوددر انبار
parts explosion
رسم تمام قطعات تشکیل دهنده یک مجموعه که رابطه قطعات با یکدیگر را نشان میدهد
new work
عملیات نوسازی قطعات عملیاتت تجدید قطعات یا تجدیدبنا
reassembles
بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembled
بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassemble
بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembling
بستن قطعات سوار کردن قطعات
cannibalizing
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalize
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalised
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalises
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalising
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizes
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalized
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
bin storage
انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
bin storage space
فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
delay release sinker
وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
interim overhaul
پیاده کردن قطعات به طورموقتی پیاده کردن قطعات جزئی
scareup
فاهر ساختن برای مصرف تامین کردن بسرعت ساختن
floating
غوطه ور
dips
غوطه
adrift
<adj.>
غوطه ور
soak
غوطه
plunged
غوطه
soaks
غوطه
dip
غوطه
ducker
غوطه زن
plunges
غوطه
plunge
غوطه
plunge
غوطه ور شدن
dips
غوطه دادن
plunge
غوطه خوردن
dip
غوطه دادن
overwhelm
غوطه ورساختن
submerging
غوطه ورساختن
overwhelmed
غوطه ورساختن
suspended load
مواد غوطه ور
submergence
غوطه وری
submergible
غوطه ور کردنی
submers
غوطه ورساختن
submerse
غوطه دادن
plunged
غوطه ور شدن
plunges
غوطه خوردن
plunged
غوطه خوردن
plunges
غوطه ور شدن
skirter
غوطه زدن
soak
غوطه وری
immerge
غوطه دادن
float into position
غوطه ور شدن
dunk
غوطه دادن
dunked
غوطه دادن
dunking
غوطه دادن
dunks
غوطه دادن
immersion heater
اب گرم کن غوطه ور
immersion heater
گرمکن غوطه ور
immersion heaters
اب گرم کن غوطه ور
immersion heaters
گرمکن غوطه ور
immergence
غوطه ورسازی
immersion thermometer
دماسنج غوطه ور
dive
غوطه خوردن
overwhelms
غوطه ورساختن
immersion
غوطه وری
immersion
غوطه ور شدن
immersion vibrator
لرزاننده غوطه ور
soak
غوطه دادن
soaks
غوطه دادن
soaks
غوطه وری
buoyant mine
مین غوطه ور
submerge
غوطه ورساختن
dived
غوطه خوردن
immerses
غوطه دادن
immersing
غوطه دادن
immerse
غوطه دادن
submerges
غوطه ورساختن
submerged
غوطه ورساختن
immersed
غوطه دادن
smithereens
قطعات
snagline mine
مین باشاخک غوطه ور
wallowing
در گل و لای غوطه خوردن
wallows
در گل و لای غوطه خوردن
wallowed
در گل و لای غوطه خوردن
dap
غوطه دادن شستشودادن
submerged arc welding
جوش قوسی غوطه ور
submersible
قابل غوطه وری
plunger
شناور کاربوراتور غوطه ور
wallow
در گل و لای غوطه خوردن
plungers
شناور کاربوراتور غوطه ور
souse
دراب غوطه ورشدن
submersible
غوطه ور شناور زیرابی
ducks
اردک ماده غوطه
duckings
اردک ماده غوطه
bouquet mine
مین سطلی غوطه ور
ducked
اردک ماده غوطه
duck
اردک ماده غوطه
abyss
غوطه ورساختن مغاک
dipneedle circuit
مدارمغناطیسی مین غوطه ور
overwhelmed with reflection
غوطه وردر فکر
abysses
غوطه ورساختن مغاک
abysm
غوطه ورساختن مغاک
parts list
فهرست قطعات
end product
مجموعه قطعات
parts peculiar
قطعات مخصوص
repair parts
قطعات یدکی
component drawing
رسم قطعات
parts peculiar
قطعات اختصاصی
shatters
قطعات شکسته
parts
قطعات یدکی
common items
قطعات عمومی
flinders
قطعات شکسته
parts list
لیست قطعات
staff section
قطعات سمبه
analecta
قطعات ادبی
shell fragments
قطعات گلوله
spare parts
قطعات یدکی
table of replaceable partes
فهرست قطعات
chosen fragments
قطعات گزیده
trilcgy
یا قطعات سه گانه
chosen fragments
قطعات منتخبه
chrestomathy
قطعات منتخب
chrestomathy
قطعات برگزیده
shatter
قطعات شکسته
cable accessory
قطعات کابل
web stiffeners
قطعات تقویتی
common hardware
قطعات عمومی
common parts
قطعات عمومی
bill of material
صورت قطعات
main members
قطعات اصلی
pensiveness
تفکر غوطه وری دراندیشه
recollected
در بحر تفکر غوطه ورشدن
recollect
در بحر تفکر غوطه ورشدن
immersed
غوطه ور کردن شناور نمودن
To wallow in vice .
درمنجلاب فساد غوطه ور بودن
engulfs
غرق کردن در غوطه ورساختن
ducker
غوطه خور مرغابی گیر
immerses
غوطه ور کردن شناور نمودن
engulf
غرق کردن در غوطه ورساختن
demerse
زیراب کردن غوطه دادن
recollecting
در بحر تفکر غوطه ورشدن
immersing
غوطه ور کردن شناور نمودن
to overload someone
[with something]
کسی را
[با چیزی]
غوطه ورساختن
immerse
غوطه ور کردن شناور نمودن
recollects
در بحر تفکر غوطه ورشدن
to go a mucker on or over
در کاری یا چیزی غوطه ورشدن
to bathe in blood
درخون غوطه خوردن یا اغشتن
engulfing
غرق کردن در غوطه ورساختن
engulfed
غرق کردن در غوطه ورساختن
dips
تعمید دادن غوطه ور شدن
dip
تعمید دادن غوطه ور شدن
investment castings
قطعات ریخته گی بسته
bitty
متشکل از قطعات ریز
invar struts
قطعات فلزی ضد انبساط
fracture
مو برداشتن قطعات و وسایل
fragmenting
قطعات متلاشی خردکردن
assembled
سوار کردن قطعات
common parts
قطعات یدکی عمومی
renovation
تجدید قطعات کردن
assembles
سوار کردن قطعات
assemble
سوار کردن قطعات
fragment
قطعات متلاشی خردکردن
bottom casting
قطعات ریخته گی بسته
fragments
قطعات متلاشی خردکردن
fractured
مو برداشتن قطعات و وسایل
fractures
مو برداشتن قطعات و وسایل
cataloging
لیست قطعات کاتالوگ
catalogs
لیست قطعات کاتالوگ
cataloged
لیست قطعات کاتالوگ
catalogued
لیست قطعات کاتالوگ
rebuild
نوسازی کردن قطعات
rebuilds
نوسازی کردن قطعات
catalogues
لیست قطعات کاتالوگ
catalogue
لیست قطعات کاتالوگ
object assembly test
ازمون الحاق قطعات
cataloguing
لیست قطعات کاتالوگ
nomenclature
نام گذاری قطعات
fracturing
مو برداشتن قطعات و وسایل
authorized parts list
لیست قطعات مجاز
authorized parts list
سهمیه مجاز قطعات
analects
قطعات ادبی منتخبات
dips
فروبردن و دراوردن از مایع غوطه ور شدن
dip
فروبردن و دراوردن از مایع غوطه ور شدن
end product
قطعات حاصله دستگاه نهایی
match mark
جفتن و جور کردن قطعات
dismantle
پیاده کردن قطعات مونتاژ
salvaged
پیاده کردن کامل قطعات
component end item
قطعات و اقلام تجهیزات عمده
component change order
دستور تغییر قطعات یک وسیله
dismounts
پیاده کردن قطعات و وسایل
dismounting
پیاده کردن قطعات و وسایل
weldment
قطعات بهم جوش خورده
wiggly block test
ازمون قطعات موج دار
phrasing
ترتیب بندی قطعات موسیقی
dismount
پیاده کردن قطعات و وسایل
blocky
پرشده یا مشخص با قطعات مختلف
salvages
پیاده کردن کامل قطعات
salvaging
پیاده کردن کامل قطعات
quadrat
به قطعات مستطیل تقسیم کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com