English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English Persian
float غوطه ور شدن پر شدن تا انتهی سر ریز شدن کالای اضافه برفرفیت انبار
floated غوطه ور شدن پر شدن تا انتهی سر ریز شدن کالای اضافه برفرفیت انبار
floats غوطه ور شدن پر شدن تا انتهی سر ریز شدن کالای اضافه برفرفیت انبار
Other Matches
scrap heap انبار کالای قراضه
scrap-heap انبار کالای قراضه
dock warrant سند مالکیت کالای موجود در انبار لنگرگاه
labeled cargo کالای برچسب دار کالای علامت داری که معمولا خطرناک است
bear کسی که اعتقاد به تنزل قیمت کالای خود دارد وبه همین دلیل سعی میکندکه کالای را از طریق واسطه و با تعیین اجل برای تحویل بفروشد
bears کسی که اعتقاد به تنزل قیمت کالای خود دارد وبه همین دلیل سعی میکندکه کالای را از طریق واسطه و با تعیین اجل برای تحویل بفروشد
overtime وقت اضافی اضافه کار اضافه کاری ساعت فوق العاده
caged storage قسمتی از انبار که برای نگهداری اقلام مخصوص وخطرناک در نظر گرفته شده انبار محصور
stockpiling ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpile ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiled ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiles ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
giffen good نوعی کالای پست که اثر درامدی ان بزرگتر ازاثر جانشینی بوده و تقاضا بابالا رفتن قیمت افزایش مییابدمنحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است
stockpiling پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
dump انبار موقتی زاغه مهمات انبار
stockpile پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiled پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiles پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
field storage انبار کردن کالا در صحرا انبار مهمات در فضای باز کوپه مهمات روباز
bin storage انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
bin storage space فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
ducker غوطه زن
floating غوطه ور
adrift <adj.> غوطه ور
plunges غوطه
plunged غوطه
plunge غوطه
dip غوطه
dips غوطه
soak غوطه
soaks غوطه
soaks غوطه دادن
soak غوطه وری
immerses غوطه دادن
immersed غوطه دادن
submerging غوطه ورساختن
soak غوطه دادن
immersing غوطه دادن
immerse غوطه دادن
submerges غوطه ورساختن
submerged غوطه ورساختن
submerge غوطه ورساختن
soaks غوطه وری
dunk غوطه دادن
dunked غوطه دادن
suspended load مواد غوطه ور
immerge غوطه دادن
immergence غوطه ورسازی
immersion thermometer دماسنج غوطه ور
skirter غوطه زدن
immersion vibrator لرزاننده غوطه ور
immersion heaters گرمکن غوطه ور
immersion heaters اب گرم کن غوطه ور
immersion heater اب گرم کن غوطه ور
submerse غوطه دادن
dunking غوطه دادن
submergence غوطه وری
overwhelms غوطه ورساختن
dunks غوطه دادن
submergible غوطه ور کردنی
submers غوطه ورساختن
overwhelmed غوطه ورساختن
overwhelm غوطه ورساختن
immersion heater گرمکن غوطه ور
plunge غوطه ور شدن
plunged غوطه خوردن
immersion غوطه ور شدن
immersion غوطه وری
plunged غوطه ور شدن
float into position غوطه ور شدن
dived غوطه خوردن
plunge غوطه خوردن
dip غوطه دادن
dips غوطه دادن
buoyant mine مین غوطه ور
plunges غوطه ور شدن
dive غوطه خوردن
plunges غوطه خوردن
custodial record پروندههای سوابق انبار سوابق انبار
stock number شماره فنی انبار شماره انبار
abysm غوطه ورساختن مغاک
wallow در گل و لای غوطه خوردن
wallowed در گل و لای غوطه خوردن
wallowing در گل و لای غوطه خوردن
dap غوطه دادن شستشودادن
plunger شناور کاربوراتور غوطه ور
dipneedle circuit مدارمغناطیسی مین غوطه ور
plungers شناور کاربوراتور غوطه ور
wallows در گل و لای غوطه خوردن
abysses غوطه ورساختن مغاک
snagline mine مین باشاخک غوطه ور
ducks اردک ماده غوطه
abyss غوطه ورساختن مغاک
bouquet mine مین سطلی غوطه ور
submerged arc welding جوش قوسی غوطه ور
duck اردک ماده غوطه
overwhelmed with reflection غوطه وردر فکر
submersible قابل غوطه وری
submersible غوطه ور شناور زیرابی
souse دراب غوطه ورشدن
ducked اردک ماده غوطه
duckings اردک ماده غوطه
recollect در بحر تفکر غوطه ورشدن
recollects در بحر تفکر غوطه ورشدن
dip تعمید دادن غوطه ور شدن
to go a mucker on or over در کاری یا چیزی غوطه ورشدن
recollected در بحر تفکر غوطه ورشدن
to bathe in blood درخون غوطه خوردن یا اغشتن
pensiveness تفکر غوطه وری دراندیشه
dips تعمید دادن غوطه ور شدن
immerse غوطه ور کردن شناور نمودن
engulf غرق کردن در غوطه ورساختن
ducker غوطه خور مرغابی گیر
recollecting در بحر تفکر غوطه ورشدن
To wallow in vice . درمنجلاب فساد غوطه ور بودن
demerse زیراب کردن غوطه دادن
engulfed غرق کردن در غوطه ورساختن
immersing غوطه ور کردن شناور نمودن
to overload someone [with something] کسی را [با چیزی] غوطه ورساختن
immersed غوطه ور کردن شناور نمودن
engulfing غرق کردن در غوطه ورساختن
engulfs غرق کردن در غوطه ورساختن
immerses غوطه ور کردن شناور نمودن
check total آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
checksum آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
dip فروبردن و دراوردن از مایع غوطه ور شدن
pickling غوطه ور ساختن در محلول رقیق اسید
dips فروبردن و دراوردن از مایع غوطه ور شدن
plunge غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
plunges غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
immersed density وزن مخصوص جسم در حال غوطه وری
plunged غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
vapor degreasing غوطه ور ساختن قطعات دربخار حلالات داغ
contraband کالای غیرمجاز
contraband کالای قاچاق
normal good کالای معمولی
naval stores کالای دریایی
normal good کالای عادی
consumer's goods کالای مصرفی
purpose made کالای سفارشی
staple کالای عمده
scaron کالای کمیاب
merchandise کالای تجارتی
class ii property کالای طبقه 2
commodities کالای مصرفی
commodity کالای مصرفی
shoddy کالای تقلبی
consignments کالای امانی
consignment کالای امانی
class i property کالای طبقه 1
flotsam کالای اب اورده
stapled کالای عمده
stapling کالای عمده
consigned inventory کالای امانی
consumer brand کالای پر مصرف
luxury good کالای لوکس
economic good کالای اقتصادی
consumer goods کالای مصرفی
in wards کالای رسیده
goods in pledge کالای گروی
goods afloat کالای در راه
fakement کالای قلب
giffen good کالای گیفن
general cargo کالای معمولی
frustrated cargo کالای متروکه
frustrated cargo کالای سرگردان
free good کالای رایگان
easy commodity کالای نا مرغوب
dead stock کالای بنجل
importing کالای وارده
imported کالای وارده
imported کالای رسیده
import کالای رسیده
business goods کالای تولیدی
labeled cargo کالای ویژه
knit goods کالای کش بافت
inferior good کالای پست
end item کالای ضروری
bonded good کالای گمرکی
import کالای وارده
final goods کالای نهائی
smuggled goods کالای قاچاق
importing کالای رسیده
the goods in question کالای موردبحث
wage good کالای مزدی
stolen goods کالای مسروقه
delivery کالای ارسالی
consignment کالای ارسالی
Contraband goods. کالای قا چاق
limited editions کالای محدود
smuggled merchandise کالای قاچاق
limited edition کالای محدود
rip-off کالای قلابی
shipment [American] کالای ارسالی
rip-offs کالای قلابی
jetsam کالای اب اورد
ducking stool کرسی ای که زنان بدکاررابدان بسته ودراب پرت کرده غوطه میدادند
perishable کالای فاسد شدنی
the free list صورت کالای بی گمرک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com