Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (20 milliseconds)
English
Persian
creak
غژغژ کردن صدای لولای روغن نخورده جیرجیرکفش
creaked
غژغژ کردن صدای لولای روغن نخورده جیرجیرکفش
creaking
غژغژ کردن صدای لولای روغن نخورده جیرجیرکفش
creaks
غژغژ کردن صدای لولای روغن نخورده جیرجیرکفش
Other Matches
whiz
غژغژ کردن
whir
غژغژ کردن
undisturbed sample
نمونه گیری بهم نخورده نمونه دست نخورده
oil
روغن کاری کردن روغن ساختن
oiling
روغن کاری کردن روغن ساختن
oils
روغن کاری کردن روغن ساختن
air cooled oil cooler
نوعی خنک کننده روغن که ازجریان هوا برای خنک کردن روغن استفاده میکند
whizzer
غژغژ کننده
chortles
صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortled
صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortle
صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortling
صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
desert
[طراحی محوطه سازی در قرن هجدهم میلادی با نگاه کردن به طبیعت وحشی و دست نخورده]
oil dent
شیار ورود روغن یا سوراخ عبور روغن
twangs
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twang
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanged
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanging
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
fixed pivot
لولای ثابت
inside hinge
لولای داخلی
camera nadir
خط لولای دوربین
piano hinge
لولای قدی
joint hinge
لولای قدی
wire hinge
لولای سیمی
knuckle joint
لولای مفصلی
knuckle joint
لولای بند دار
turning point
نقطه لولای چرخش
butt
لبه لولای فرنگی
swivels
لولای پاشنه گرد
butted
لبه لولای فرنگی
turning points
نقطه لولای چرخش
swivelled
لولای پاشنه گرد
swivel
لولای پاشنه گرد
butts
لبه لولای فرنگی
cutting oil
روغن سردکننده روغن برش
creosoting
روغن قیر روغن قطران
creosotes
روغن قیر روغن قطران
oil can
حلب روغن , روغن دان
creosoted
روغن قیر روغن قطران
creosote
روغن قیر روغن قطران
the door swung open
در روی لولای خودچرخیده است
pintle center
مرکز لولای جنگ افزار
virgin
دست نخورده
intact
دست نخورده
safest
صدمه نخورده
unshod
نعل نخورده
intemerate
دست نخورده
unbeaten
ضرب نخورده
virginal
دست نخورده
unruffled
چین نخورده
unvarnished
جلا نخورده
safer
صدمه نخورده
safe
صدمه نخورده
virgins
دست نخورده
safes
صدمه نخورده
orbit point
نقطه لولای چرخش هواپیمادر هوا
virgin medium
واسطه دست نخورده
whole
دست نخورده کامل
pristine
طبیعی ودست نخورده
unheard
بگوش نخورده غیرمسموع
entirety
چیزدرست ودست نخورده
entire
دست نخورده بی عیب
hinges
لولای درب کاپوت ماشین محور لولایی
hinge
لولای درب کاپوت ماشین محور لولایی
monofilament
تاریا رشته واحدتاب نخورده
unbeaten
شکست نخورده مغلوب نشده
He returned the money intact.
پول را دست نخورده پ؟ داد
inuct
روغن مالی کردن
lubrication
روغن کاری کردن
degrease
پاک کردن روغن
replenishment
پر کردن روغن ذخیره
anoints
روغن مالی کردن
anointing
روغن مالی کردن
anoint
روغن مالی کردن
embrocate
روغن مالی کردن
blade flapping
حرکت تیغههای گردنده هلیکوپتر حول لولای افقی
It remained intact.
سالم ودست نخورده باقی مانده
monofil
تاریا رشته واحد تاب نخورده
tinkles
صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkled
صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkling
صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkle
صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
replenishes
تنظیم کردن روغن سلاحها
throttle
پت پت کردن عبور کم کم روغن یامایع
throttles
پت پت کردن عبور کم کم روغن یامایع
liquors
با روغن پوشاندن چرب کردن
throttling
پت پت کردن عبور کم کم روغن یامایع
anele
تدهین یا روغن مالی کردن
replenishing
تنظیم کردن روغن سلاحها
replenished
تنظیم کردن روغن سلاحها
liquor
با روغن پوشاندن چرب کردن
replenish
تنظیم کردن روغن سلاحها
throttled
پت پت کردن عبور کم کم روغن یامایع
honks
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honk
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honking
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honked
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
acrophony
صدای حرف اول کلماتی که معرف خود ان کلمه باشدمانند صدای a درالف
voices
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
pings
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
ping
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pinged
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
voicing
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
pinging
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
voice
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesizers
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesizer
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesisers
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
hydromatic
کار کردن با فشار روغن هیدروماتیک
to leave everything as it is
[not to change anything]
رسوم قدیمی را ثابت
[دست نخورده]
نگه داشتن
I havent had a bit sine morning .
از صبح تاحالایک لقمه دهانم نگذاشتم ( چیزی نخورده ام )
contraltos
زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
contralto
زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
slush down
روغن کاری کردن بکسلهای ثابت ناو
recuperation
تجدید کردن روغن وسیله یاجنگ افزار
monophthong
صدای ساده وتنها صدای بسیط
phut
تق صدای ترکیدن بادکنک صدای گلوله
to blate
مع مع کردن
[صدای بز]
swished
صدای فش فش کردن
plink
صدای دق دق کردن
swoosh
صدای خش خش کردن
crepitate
صدای خش خش کردن
swishing
صدای فش فش کردن
swishes
صدای فش فش کردن
swish
صدای فش فش کردن
skirl
صدای زیر صدای نی انبان
bellowed
صدای گاو کردن
bellowing
صدای غرش کردن
bellowed
صدای غرش کردن
bleats
صدای بزغاله کردن
bleating
صدای بزغاله کردن
bellow
صدای غرش کردن
pinging
صدای غژایجاد کردن
pinged
صدای غژایجاد کردن
pings
صدای غژایجاد کردن
bleat
صدای بزغاله کردن
gee
صدای هی و هین کردن
whoosh
صدای صفیرایجاد کردن
keck
صدای قی کردن دراوردن
ping
صدای غژایجاد کردن
bleated
صدای بزغاله کردن
bellow
صدای گاو کردن
whooshed
صدای صفیرایجاد کردن
turn down
<idiom>
کم کردن صدای بلند
chirr
صدای ملخ کردن
sizzle
صدای هیس کردن
sizzled
صدای هیس کردن
sizzles
صدای هیس کردن
sizzling
صدای هیس کردن
bellowing
صدای گاو کردن
whooshes
صدای صفیرایجاد کردن
whooshing
صدای صفیرایجاد کردن
moving pivot
نفر لولای گردش ستون چرخش لولایی حرکت یک ستون
squeaking
با صدای جیغ صحبت کردن
squeaks
با صدای جیغ صحبت کردن
bellow
صدای شبیه نعره کردن
vociferate
با صدای بلند ادا کردن
squeak
با صدای جیغ صحبت کردن
squeaked
با صدای جیغ صحبت کردن
bellowing
صدای شبیه نعره کردن
screeck
صدای گوشخراش ایجاد کردن
zoomed
با صدای وزوز حرکت کردن
bellowed
صدای شبیه نعره کردن
zooms
با صدای وزوز حرکت کردن
screak
صدای گوشخراش ایجاد کردن
zoom
با صدای وزوز حرکت کردن
stridulate
تولید صدای گوشخراش کردن
photo nadir
مرکز خط المرکزین عکس نقطه لولای عکس هوایی
plods
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
distort
صدای نامفهوم از بی سیم بی قواره کردن
distorts
صدای نامفهوم از بی سیم بی قواره کردن
plodding
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
snuffle
زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
plash
صدای چلپ چلوپ ایجاد کردن
plod
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
whish
: صدای حرف "سین " ایجاد کردن
squish
صدای شکستن یا پرتاب چیزی له کردن
snuffling
زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
snuffles
زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
snuffled
زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
plodded
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
diphthongize
تلفظ کردن دو صدای جداگانه در یک وهله
booed
صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
To speak in a low voice.
آهسته صحبت کردن ( با صدای کوتاه ،یواش )
boh
صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
plegaphonia
گوش کردن صدای سینه هنگام دق خشکنای
crackle
صدای انفجار وشکستگی تولید کردن شکستن
crackled
صدای انفجار وشکستگی تولید کردن شکستن
boo
صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
snapped
شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
snapping
شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
snap
شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
boos
صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
booing
صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
snaps
شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
quacked
صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
quack
صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
crackles
صدای انفجار وشکستگی تولید کردن شکستن
quacking
صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
quacks
صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com