Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
light gap
فاصله روشنایی
Other Matches
it is insensitive to light
روشنایی را حس نمیکند نسبت به روشنایی حساس نیست
iceblink
روشنایی که ازبازتاب روشنایی یخ در افق پیدا میشود
single space
در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
following distance
فاصله بین وسائط نقلیه فاصله میان خودروها
point blank range
فاصله از محل تیراندازی تاهدف فاصله تا هدف
interval
فاصله اختلاف فاصله مدت زمان
spaces
فاصله دادن فاصله داشتن
space
فاصله دادن فاصله داشتن
collision parameter
در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
alleys
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleyways
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alley
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
holes
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
hole
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holed
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
close march
راهپیمایی با فاصله جمع فرمان " فاصله جمع " درراهپیمایی
go no go
اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
coordinated illumination
روشنایی هم اهنگ شده طرح روشنایی هم اهنگ شده
night light
روشنایی شب
luminouity
روشنایی
electric lighting
روشنایی
light
روشنایی
lighted
روشنایی
luminance
روشنایی
lightest
روشنایی
lighting
روشنایی
peeps
روشنایی کم
luminosity
روشنایی
illuminations
روشنایی
clearness
روشنایی
peep
روشنایی کم
lightness
روشنایی
rushlight
روشنایی کم
peeped
روشنایی کم
peeping
روشنایی کم
illumination
روشنایی
optics
علم روشنایی
intensity level
سطح روشنایی
lambert
واحد روشنایی
indirect lighting
روشنایی غیرمستقیم
incandescent lamp
لامپ روشنایی
image brightness
روشنایی تصویر
illuminator
وسیله روشنایی
illuminator
دستگاه روشنایی
light brightness control
کنترل روشنایی
lighting effect
اثر روشنایی
light adaptation
انطباق با روشنایی
lighting control
کنترل روشنایی
flashes
روشنایی مختصر
light control
کنترل روشنایی
flashed
روشنایی مختصر
light fluctuation
نوسان روشنایی
flash
روشنایی مختصر
light conditions
نسبتهای روشنایی
lighting engineering
تکنیک روشنایی
light meter
روشنایی سنج
light point
منبع روشنایی
lighting battery
باتری روشنایی
intensity of illumination
شدت روشنایی
illumination method
سبک روشنایی
illumination method
روش روشنایی
glimmering
روشنایی ضعیف
country life
زندگی روشنایی
decorative ligthing
روشنایی تزیینی
direct lighting
روشنایی مستقیم
earth light
روشنایی خاکستری
earth shine
روشنایی خاکستری
electric light
روشنایی برقی
emergency lighting
روشنایی اضطراری
looms
هاله روشنایی
luminosity
بازده روشنایی
continuous illumination
روشنایی مداوم
constant luminance
روشنایی ثابت
glimmerings
روشنایی ضعیف
illuminations
شدت روشنایی
illumination
شدت روشنایی
artifical light
روشنایی مصنوعی
asterism
روشنایی و نور
brightness control
پیچ روشنایی
brightness signal
پیام روشنایی
ceiling light
روشنایی سقفی
looming
هاله روشنایی
loomed
هاله روشنایی
illumniation aperture
روزنه روشنایی
illuminating beam
پرتو روشنایی
illuminating device
تجهیزات روشنایی
illuminating engineering
مهندسی روشنایی
illuminating engineering
تکنیک روشنایی
illuminating fixture
لوازم روشنایی
illuminating gas
گاز روشنایی
illuminating system
سیستم روشنایی
candlelight
روشنایی شمع
illuminating aperture
روزنه روشنایی
loom
هاله روشنایی
glimmers
روشنایی ضعیف
glimmered
روشنایی ضعیف
glimmer
روشنایی ضعیف
fluorescent light
روشنایی فلورسنت
full beam spread
باندکامل روشنایی
gaslight
روشنایی گاز
illuminance
شدت روشنایی
illumination change
تعویض روشنایی
sustained illumination
روشنایی مداوم
ligting conditions
نسبتهای روشنایی
lighting unit
واحد روشنایی
lighting transformer
مبدل روشنایی
street lighting
روشنایی خیابان
sustained illumination
روشنایی پایدار
photology
دانش روشنایی
phot
واحد روشنایی
luminance channel
کانال روشنایی
luminance decay
کم شدن روشنایی
luminous flux
فلوی روشنایی
lux meter
روشنایی سنج
luminous intensity
شدت روشنایی
luminous flux
شار روشنایی
luminous flux
شاره روشنایی
luminous efficiency
راندمان روشنایی
luminous efficiency
ضریب روشنایی
lighting switch
کلید روشنایی
lighting plant
تاسیسات روشنایی
lighting outlet
خروجی روشنایی
ray
روشنایی تشعشع
phosphorescence
روشنایی شب تابی
lighting mains
خط روشنایی اصلی
lighting scheme
ترتیب روشنایی
incandescence
روشنایی سیمابی
lighting line
سیم روشنایی
luminous power
قوه روشنایی
lighting feeder
تهیه روشنایی
room lighting
روشنایی اطاق
lighting engineering
مهندسی روشنایی
photometer
روشنایی سنج
glared
روشنایی زننده
search light illumination
روشنایی با نورافکن
lighting source
منبع روشنایی
glare
روشنایی زننده
glares
روشنایی زننده
lighting set
دستگاه روشنایی
train lighting battery
باتری روشنایی ترن
sensitive to light
حساس نسبت به روشنایی
r y signal
پیام روشنایی ار ایگرگ
lighting point
محل یا نقطه روشنایی
g y signal
پیام روشنایی جی ایگرگ
photothermic
مربوط به گرماو روشنایی
at first light
در اولین روشنایی روز
photomrtry
سنجش شدت روشنایی
neon
شبیه روشنایی نئون
front lighting
روشنایی جلو ساختمان
b y signal b y
پیام روشنایی ب- ایگرگ
to i. light from anything
گذر کردن روشنایی
over expose
زیاد روشنایی دادن
gas lights
نور یا روشنایی گازی
lucifugous
گریزان از روشنایی روز
gas light
نور یا روشنایی گازی
zodiacal light
روشنایی صبح کاذب
it is pervious to light
روشنایی ازان می گذرد
lambent
دارای روشنایی ملایم
lighting
سیستم روشنایی ماشین
illumination plan
طرح روشنایی منطقه
lighting equipments
الات و ادوات روشنایی
lighting cable
کابل نور روشنایی
illumination photometer
شدت روشنایی سنج
lighting hours
زمان روشنایی یا سوختن
intensity amplifier
تقویت کننده شدت روشنایی
photorealistic
که کیفیت و روشنایی عکس را دارد
will o the wisp
روشنایی کاذب درباغ سبز
photothropism
جنبش در تحت تاثیر روشنایی
light is necessary to life
روشنایی لازمه زندگی است
lambency
ملایمت در گفتگو روشنایی ملایم
continuous illumination
روشنایی پایدار منطقه رزم
photogenic
ایجاد شده در اثرنور و روشنایی
ligting conditions
شرایط روشنایی نسبتهای نور
photodynamics
اثر روشنایی در جنبش گیاهان
illumination
روشن کردن منطقه روشنایی
paraselene
روشنایی اطراف هاله ماه
will o the wisp
روشنایی مردابی فانوس شیطان
illuminations
روشن کردن منطقه روشنایی
photodynamic
اثر روشنایی در جنبش گیاهان
friars lantern
روشنایی شبانه بر روی باطلاق
light is necessary to life
روشنایی برای زندگی لازم است
phototherapy
معالجه ناخوشیهای پوست بوسیله روشنایی
nit
واحد غیرمتداول روشنایی درسیستم متریک
nits
واحد غیرمتداول روشنایی درسیستم متریک
icebink
روشنایی که دراثرانعکاس نور یخ درافق پیدامیشود
lumen
واحد فلوی روشنایی درسیستم متریک
phot
واحد شدت روشنایی در سیستم غیرمتریک
sidelight
اطلاعات ضمنی وفرعی روشنایی غیر مستقیم
flares
روشنایی خیره کننده و نامنظم زبانه کشی
photosynthesis
ایجاد وتشکیل موادالی در گیاهان بکمک روشنایی
flare
روشنایی خیره کننده و نامنظم زبانه کشی
photoconductive
مادهای که مقاومت الکتریکی ان با شدت روشنایی تغییرمیکند
electroluminescent
قابل انتشار نور طبق روشنایی الکترونیکی
electroluminescing
که نور را طبق روشنایی الکترونیکی انتشار میدهد
photoglyph
صفخهای که دراثر روشنایی حکاکی شده باشد
sheet lighning
برقی که روشنایی ان پخش شده همه جا را میگیرد
sidelights
اطلاعات ضمنی وفرعی روشنایی غیر مستقیم
tromsillumination
معاینه اندامی بوسیله انداختن روشنایی زیاد بر روی ان
image
[برای تغییر شدت روشنایی یا میزان جذابیت تصویر]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com