English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 160 (8 milliseconds)
English Persian
radio alimeter فرازیاب رادیویی
Other Matches
cone of silence مخروط سکوت رادیویی فضای مخروطی خلاء رادیویی بالای برج مراقبت
radio interference تداخل امواج رادیویی انترفرنس رادیویی
altimeters فرازیاب
altimeter فرازیاب
radar alimeter فرازیاب رادار
radio button شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
radios رادیویی
radioed رادیویی
radio رادیویی
broadcasting رادیویی
radioing رادیویی
radio beacon بیکن رادیویی
phototelegraphy عکاسی رادیویی
radio horizon افق رادیویی
play by play پخش رادیویی
r.f. بسامد رادیویی
electronic locator فلزیاب رادیویی
radio sextant سکستانت رادیویی
radio silence سکوت رادیویی
radio wave موج رادیویی
radio waves امواج رادیویی
radio frequency فرکانس رادیویی
radiographic عکس رادیویی
radiographic مخابرات رادیویی
radiometeorograph هوانگار رادیویی
radio interference پارازیت رادیویی
radio link پیوند رادیویی
radio match رویارویی رادیویی
radio broadcasting پخش رادیویی
listening silence سکوت رادیویی
radio receiver گیرنده رادیویی
radio call sign معرف رادیویی
radio navigation ناوبری رادیویی
radio compass قطبنمای رادیویی
radio control فرمان رادیویی
hertzian wave موج رادیویی
radiophoto عکاسی رادیویی
radio detection اکتشاف رادیویی
radio dicipline انضباط رادیویی
radio ferquency بسامد رادیویی
radio frequencies فرکانسهای رادیویی
radio metal locator فلزیاب رادیویی
metal locator فلزیاب رادیویی
radiophotograph عکس رادیویی
radmail پست رادیویی
waved موج رادیویی
receivers گیرنده رادیویی
receiver گیرنده رادیویی
radio telescopes تلسکوپ رادیویی
facsimiles عکس رادیویی
facsimiles عکاسی رادیویی
facsimile عکس رادیویی
facsimile عکاسی رادیویی
faxing عکاسی رادیویی
faxes عکاسی رادیویی
faxed عکاسی رادیویی
waving موج رادیویی
waves موج رادیویی
wave موج رادیویی
receiving set گیرنده رادیویی
fax عکاسی رادیویی
radio telescope تلسکوپ رادیویی
call sign معرف رادیویی
telephoto عکاسی رادیویی
telephotography عکاسی رادیویی
transmitters فرستنده رادیویی
transmitter فرستنده رادیویی
compere مجریبرنامهتلویزیونییا رادیویی
call signs معرف رادیویی
wirephoto عکاسی رادیویی
space radiation تشعشع رادیویی
radiotelegraphic تلگراف رادیویی کردن
radio frequency transformer مبدل بسامد رادیویی
radiotelegraph تلگراف رادیویی کردن
radio frequency interference تداخل فرکانس رادیویی
skip zone منطقه کور رادیویی
rawinsonde جهت یاب رادیویی
radio call sign معرف ایستگاه رادیویی
wave front جبهه امواج رادیویی
radio astronomy اختر شناسی رادیویی
radio approach دستگاه تقرب رادیویی
telemetry مسافت سنجی رادیویی
tactical call sign معرف رادیویی تاکتیکی
spotter کمک مفسر رادیویی
high power radio station ایستگاه رادیویی بزرگ
radiographs پوتونگار عکس رادیویی
groundwave موجهای رادیویی زمینی
radios پیام رادیویی فرستادن
radioing پیام رادیویی فرستادن
radio پیام رادیویی فرستادن
radioed پیام رادیویی فرستادن
net call sign معرف رادیویی شبکه
direction finder جهت یاب رادیویی
play by play پخش رادیویی مسابقه
broadcasting station ایستگاه رادیویی فرستنده
radiograph پوتونگار عکس رادیویی
high frequency radio station ایستگاه رادیویی فرکانس بالا
rf Frequency Radio فرکانس رادیویی
radmail وسیله ارسال پیام رادیویی
back scattering پخش معکوس امواج رادیویی
back scattering توزیع معکوس امواج رادیویی
radio frequency amplifier فزون ساز بسامد رادیویی
coastal refraction انعکاس ساحلی امواج رادیویی
r f power supply منبع توان بسامد رادیویی
garbage واسط رادیویی از کانالهای مجاور
radio range station ایستگاه ناوبری رادیویی هواپیماها
twin sideband ارتباط رادیویی دو باندی یا دوعنصری
screenplay نمایشنامه رادیویی وسینمایی یاتلویزیونی
screenplays نمایشنامه رادیویی وسینمایی یاتلویزیونی
screenwriter نویسنده نمایشنامههای رادیویی وتلویزیونی
sweep jamming امواج سیار پارازیت رادیویی
screenwriters نویسنده نمایشنامههای رادیویی وتلویزیونی
beacons امواج رادیویی برای هدایت هواپیما
station break وقفه برنامه فرستنده رادیویی وتلویزیونی
fade از سیگنال رادیویی یا لکتریکی کم توان تر شدن
radiographs پیام رادیوتلگرافی فرستادن مخابرات رادیویی
fades از سیگنال رادیویی یا لکتریکی کم توان تر شدن
radiograph پیام رادیوتلگرافی فرستادن مخابرات رادیویی
beacon امواج رادیویی برای هدایت هواپیما
high frequency radio direction finding جهت یابی رادیویی فرکانس بالا
phototelegraphyt مخابره تلگرافی عکس عکسبرداری رادیویی
maintain watch مراقبت دایمی از پیام یک فرستنده رادیویی
influence mine مین حساس به تاثیر امواج رادیویی
radio procedures روشهای مخابره با بی سیم روش مکالمات رادیویی
loran تعیین خط سیر هواپیمایاکشتی بوسیله مخابرات رادیویی
radio relay رله بی سیم تقویت ارسال پیام رادیویی
vocoder وسیله کوتاه کردن عرض باندفرکانس رادیویی
We finally succeed in making a radio contact. عاقبت توانستیم یک تماس رادیویی برقرار کنیم
radiolocation تعیین محل نقاط با استفاده ازامواج رادیویی
demodulate از مخابرات رادیویی مطالب رمزی کشف کردن
coastal refraction تغییر جهت امواج رادیویی در برخورد به ساحل
low frequency امواج رادیویی دارای تناوب اندک دون بسامد
listening silence به گوش بودن از نظر رادیویی بدون ارسال پیام
radio range ایستگاه ناوبری رادیویی یاتعیین محل هدفها به وسیله بی سیم
microwave hop یک کانال رادیویی ریزموج میان انتن بشقابی که متوجه یکدیگر هستند
high frequency فرکانس رادیویی بین 3 تا 03مگاهرتز مورد استفاده درمخابرات هوا به دریا
glideslope شعاع رادیویی سیستم فرود باالات دقیق برای ایجاد یک راهنمای قوی
homing device رادارهای ردیاب امواج رادیویی و رادار برای پیداکردن ایستگاه فرستنده انها
homing روش تعقیب و ردیابی امواج رادیویی یا رادار و پیدا کردن ایستگاه فرستنده ان
meaconing گرفتن و رله علایم رادیویی برای گیج کردن سیستم ناوبری دشمن
manipulative deception تغییر فرکانس یا دستکاری دروسایل فرستنده خودی برای گول زدن دشمن فریب رادیویی عمدی
rf ورقه نازک فلزی که اطراف یک کابل پیچیده شده که مانع ارسال سیگنالهای واسط فرکانس رادیویی میشود
squelch circuit یک نوع مدار رادیویی است که وفیفه ان کم کردن صداهای اضافی متن پیامها و یا ازبین بردن خرخر صدای رادیواست
CB مخفف وابسته به امواج رادیویی که برای استفادهی افراد عادی که میخواهند با فرستندهی خصوصی مخابره کنند کنارگذاشته شده است
consol دستگاه ناوبری رادیویی صفحه کلید دستگاههای ارتباطی صفحه رادار
galactic noise تشعشع رادیویی کهکشان صوت پراکنی از جانب کهکشان
radio deception گول زدن دشمن با بی سیم فریب رادیویی دشمن
radio countermeasures اقدامات ضد فرستندههای دشمن پیشگیریهای ضد پخش رادیویی دشمن
radio control کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
superheterodyne گیرنده رادیویی که در ان سیگنال دریافتی با فرکانس نوسانی موضعی به منظورایجاد فرکانس بینابین که سپس با مزیتهای متعددتقویت میشود ترکیب میگردد
nets شبکه رادیویی تور استتار شبکه
net شبکه رادیویی تور استتار شبکه
nett شبکه رادیویی تور استتار شبکه
facsimile recorder دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
radiogram پیام رادیو تلگرافی پیام رادیویی
radiograms پیام رادیو تلگرافی پیام رادیویی
listening watch پست به گوش رادیویی نگهبانی به گوش
wireless network شبکه ایکه از کابل برای ارسال داده بین دو کامپیوتر استفاده نمیکند و بجای آن از سیگنال رادیویی برای ارسال سیگنال استفاده میکند
intercept receiver دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com