Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 216 (44 milliseconds)
English
Persian
premise
فرض منطقی کردن
premised
فرض منطقی کردن
premisses
فرض منطقی کردن
Search result with all words
postulate
قیاس منطقی کردن فرض نمودن
postulated
قیاس منطقی کردن فرض نمودن
postulates
قیاس منطقی کردن فرض نمودن
postulating
قیاس منطقی کردن فرض نمودن
rationalised
بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalises
بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalising
بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalize
بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalized
بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalizes
بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalizing
بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
irrationalize
غیر منطقی کردن
syllogize
قیاس کردن استلادل منطقی کردن
Other Matches
implication
شرطی منطقی
[ریاضی]
[منطقی]
implies
شرطی منطقی
[ریاضی]
[منطقی]
material consequence
شرطی منطقی
[ریاضی]
[منطقی]
material conditional
شرطی منطقی
[ریاضی]
[منطقی]
material implication
شرطی منطقی
[ریاضی]
[منطقی]
conditional
شرطی منطقی
[ریاضی]
[منطقی]
paged address
مدار منطقی الکترونیک که ترجمه بین آدرس منطقی مربوطه به صفحه کاغذ و آدرس واقعی فیزیکی که مراجعه شده است را بر عهده دارد
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
programmable logic array
ارایه منطقی برنامه پذیر ارایه منطقی برنامه ریزی
dialectic
منطقی
reasonable
منطقی
not
نه منطقی
rational
منطقی
dialectical
منطقی
logistic
منطقی
logical
منطقی
logic
منطقی
dialectician
منطقی
logical trace
رد منطقی
argumentative
منطقی
argumentive
منطقی
intralogical
منطقی
consequences
نتیجه منطقی
logic probe
کاوشگر منطقی
logic operator
اپراتور منطقی
logic product
حاصلضرب منطقی
logic operation
عمل منطقی
consequence
نتیجه منطقی
ligical multiply
ضرب منطقی
logic sum
مجموع منطقی
logic multiply
ضرب منطقی
to stand to reason
منطقی است
logic switch
گزینه منطقی
logic network
شبکه منطقی
inconsequent
فاقدارتباط منطقی
inconsecutive
فاقدارتباط منطقی
illogic
غیر منطقی
logical multiply
ضرب منطقی
logic add
جمع منطقی
logic analysis
تحلیل منطقی
logical error
خطای منطقی
logic error
خطای منطقی
logic design
طرح منطقی
logic design
طراحی منطقی
logic element
عنصر منطقی
logic device
دستگاه منطقی
logic circuits
مدارهای منطقی
logic function
تابع منطقی
logic circuit
مدار منطقی
logic instruction
دستورالعمل منطقی
logic array
ارایه منطقی
logic board
تخته منطقی
logic board
برد منطقی
logic card
کارت منطقی
logic gates
گیتهای منطقی
logic gate
دروازه منطقی
logical function
تابع منطقی
logic diagram
نمودار منطقی
non logical
غیر منطقی
logical reasoning
استدلال منطقی
logical product
رکورد منطقی
logical operator
عملگر منطقی
logical operations
عملیات منطقی
logical operation
عملکرد منطقی
logical operation
عمل منطقی
logical not
نفی منطقی
logical not
نقص منطقی
logical instruction
دستورالعمل منطقی
logical file
فایل منطقی
logical file
پرونده منطقی
logical record
مدرک منطقی
logical record
رکورد منطقی
rational numbers
اعداد منطقی
nonsequitur
غیر منطقی
logicality
منطقی بودن
logical value
مقدار منطقی
logical value
ارزش منطقی
paralogism
لغزش منطقی
logical unit
واحد منطقی
logical symbol
علامت منطقی
postulation
قیاس منطقی
logical sum
جمع منطقی
prelogical
پیش منطقی
logical representation
نمایش منطقی
rational expectations
انتظارات منطقی
logical fallacy
سفسطه منطقی
logical expression
مبین منطقی
logical add
جمع منطقی
logical state
حالت یک منطقی
postulating
قیاس منطقی
postulates
قیاس منطقی
postulated
قیاس منطقی
logic variable
متغیر منطقی
postulate
قیاس منطقی
logic unit
واحد منطقی
logic theory
نظریه منطقی
logic symbol
علامت منطقی
logical cognition
شناخت منطقی
logical comparison
مقایسه منطقی
logical connective
رابط منطقی
logical drives
گردانندههای منطقی
logical difference
تفاضل منطقی
sorites
تسلسل منطقی
logical design
طراحی منطقی
logical design
طرح منطقی
rational
عقلانی منطقی
logical decision
تصمیم منطقی
syllogism
قیاس منطقی
syllogism
قضیه منطقی
logical connector
رابط منطقی
syntaxic thought
اندیشه منطقی
logic symbol
نماد منطقی
irrationally
بطورغیر منطقی
and
جمع منطقی
alu
واحدحسابی- منطقی
stand to reason
<idiom>
منطقی بودن
unreasoning
غیر منطقی
or
یای منطقی
consecution
نتیجه منطقی
and
ضرب منطقی
elench
تکذیب منطقی
logical positivism
اثبات گرایی منطقی
inconsequential
غیر منطقی نامربوط
logic programming
برنامه نویسی منطقی
logic shift
تغییر مکان منطقی
random logic design
طرح منطقی تصادفی
proposition
مقصود قیاس منطقی
logic designer
طراح مدارهای منطقی
logical unit number
شماره منطقی دستگاه
elenctic
مبنی برتکذیب منطقی
lemma
صغرای قیاس منطقی
not
نفی منطقی نقیض
rational producer
تولید کننده منطقی
rational numbers
اعداد منطقی
[ریاضی]
logic analyzer
تحلیل کننده منطقی
logical shift
تغییر مکان منطقی
propositioned
مقصود قیاس منطقی
thick
<idiom>
احمق ،غیر منطقی
noetic
ذهنی قیاس منطقی
hysteron proteron
قلب غیر منطقی
logic theorist
نظریه پرداز منطقی
logical 0 state
حالت صفر منطقی
inconsequence
فقدان ارتباط منطقی
minor term
صغرای قیاس منطقی
matter of course
بدیهی نتیجه منطقی
illogicality
غیر منطقی بودن
nand
نفی ضرب منطقی
syllogize
بشکل منطقی دراوردن
propositions
مقصود قیاس منطقی
majorpremise
کبرای قضیه منطقی
nor
نفی جمع منطقی
propositioning
مقصود قیاس منطقی
logical data design
طرح داده منطقی
pars rationabilis
قسمت منطقی و عقلایی
integrate logic circuit
مدار منطقی مجتمع
logical conjunction
عطف منطقی
[ریاضی]
legitimized
منطقی و معقول جلوه دادن
coherent
دارای ارتباط یا نتیجه منطقی
pla
ارایه منطقی برنامه پذیر
premised
صغری وکبرای قیاس منطقی
legitimize
منطقی و معقول جلوه دادن
premisses
صغری وکبرای قیاس منطقی
rationabile stoverium
نفقهای که میزان ان منطقی باشد
premise
صغری وکبرای قیاس منطقی
legitimization
منطقی و معقول جلوه دادن
legitimizes
منطقی و معقول جلوه دادن
legitimising
منطقی و معقول جلوه دادن
legitimizing
منطقی و معقول جلوه دادن
consequentiality
پیروی به ترتیب منطقی خودگیری
logical format
قالب بندی یا فرمت منطقی
casuistry
استدلال غلط وغیر منطقی
legitimised
منطقی و معقول جلوه دادن
legitimises
منطقی و معقول جلوه دادن
pla
ارایه منطقی قابل برنامه نویسی
canonic
مومن باصول کلیسایی سیستم منطقی
lemma
کبرای قیاس منطقی اصل موضوع
syllogist
کسیکه مهارت درقیاس منطقی دار د
logical connective
رابط های منطقی
[ریاضی]
[زبان شناسی]
fpla
ارایه منطقی قابل برنامه ریزی میدان
logical operators
رابط های منطقی
[ریاضی]
[زبان شناسی]
ergotism
مرض قارچی برخی گیاهان دراثرسگاله مباحثه منطقی
mnemonics
روش تقویت هوش وحافظه از راه قیاس منطقی
non sequitur nonsensical
نتیجه غیر منطقی بر نمیاید این دلیل نمیشود
free thinkers
افرادی که ازطریق استدلال منطقی به نتایج دینی می رسند
fpla
Array ProgrammingLogic Field ارایه منطقی برنامه پذیر درمحل
chauvinism
افراط کورکورانه در میهن پرستی ناسیونالیسم در حد افراطی و غیر منطقی
direct coupled transistor logic
سیستم منطقی که منحصرا" ازترانزیستورها به عنوان عناصر فعال استفاده میکند
ignoratio elenchi
سفسطه منطقی که عبارت است از رد بیان یا افهار مخالف بابیان خود
what is
فرضیه منطقی که اکثر برنامههای صفحه گشترده الکترونیکی براساس ان عمل می کنند
vital necessity
پدیدهای که دولتها با توسل به ان بسیاری از اعمال غیر منطقی یا نامشروع یا تجاوزکارانه خود را توجیه می کنند
voters
عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
voter
عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
subschema
زیرمجموعه با تغییر شکل دیدگاه منطقی از شمای پایگاه داده که مورد نیاز برنامه کاربردی استفاده کننده بخصوصی میباشدزیرشمای
bombs
یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
bombed out
یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
bomb
یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
bombed
یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
positive true logic
یک سیستم منطقی که در ان ولتاژ کم بیانگر بیت صفر وولتاژ بالا بیان کننده بیت یک میباشد
parataxis
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
unappealing
غیر جذاب غیر منطقی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com