English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 186 (9 milliseconds)
English Persian
stapler فروشنده پشم وپنبه وامثال ان
staplers فروشنده پشم وپنبه وامثال ان
Other Matches
vendors فروشنده کالاهای نظامی طرف فروشنده قرارداد
vendor فروشنده کالاهای نظامی طرف فروشنده قرارداد
such like وامثال ان
stamper چکش وامثال ان
polt جوجه ماکیان وامثال ان
stations توقفگاه نظامیان وامثال ان
station توقفگاه نظامیان وامثال ان
stationed توقفگاه نظامیان وامثال ان
flinders خرده شیشه وامثال ان
smoker دوددهنده میوه وگوشت وامثال ان
ribbon نوار ضبط صوت وامثال ان
ribbons نوار ضبط صوت وامثال ان
stringing نخ کشیدن برگهای توتون وامثال ان
solid angle زاویه سه بعدی مخروط وامثال ان
lifesaver عضودسته نجات غریق وامثال ان
smokers دوددهنده میوه وگوشت وامثال ان
pilot burner چراغ کوچک اجاق گاز وامثال ان
coats of arms نشان یا علامت دولت یاخانواده وامثال ان
scarfs حمایل ابریشمی وامثال ان شال گردن
scarf حمایل ابریشمی وامثال ان شال گردن
coat of arms نشان یا علامت دولت یاخانواده وامثال ان
oxygen tent چادراکسیژن مخصوص معالجه سرما خوردگی وامثال ان
oxygen tents چادراکسیژن مخصوص معالجه سرما خوردگی وامثال ان
smoking room اتاق مخصوص دود دادن ماهی وامثال ان
post تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
post- تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
posted تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
posts تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
proliferous بارور شونده بوسیله پیازیا جوانه زنی وامثال ان
slopping هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
slop هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
slop غذای رقیق وبی مزه پساب اشپزخانه وامثال ان تفاله
shook : مجموع تختههای لازم برای ساختن بشکه وچلیک وامثال ان
macedoine مخلوطی ازسبزیجات پخته که در سالاد یاروی لرزانک وامثال ان بکارمیرود
slopping غذای رقیق وبی مزه پساب اشپزخانه وامثال ان تفاله
slopped غذای رقیق وبی مزه پساب اشپزخانه وامثال ان تفاله
slopped هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
guard حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
guards حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
scopolamine ی که با تزریق این ماده وامثال ان گرفته شده باشدقابل ارائه به دادگاه نیست
guarding حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
esquire عنوان روی نامه وامثال ان برای مردهاعنوانی که یکدرجه پایین تراز>شوالیه < بوده
slots شکاف یا سوراخی که برای انداختن پول در قلک وتلفن خود کار وامثال ان تعبیه شده
scrim پارچه استری مبل وغیره کرباس نازکی که بعنوان بتونه قاب چوبی وامثال ان بکارمیبرند
slot شکاف یا سوراخی که برای انداختن پول در قلک وتلفن خود کار وامثال ان تعبیه شده
shell shock اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
shell-shock اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
slotting شکاف یا سوراخی که برای انداختن پول در قلک وتلفن خود کار وامثال ان تعبیه شده
frontsman فروشنده
supplier فروشنده
bargainer فروشنده
suppliers فروشنده
alienator فروشنده
shopman فروشنده
salesman فروشنده
saleswoman زن فروشنده
sales man فروشنده
sales woman فروشنده زن
monger فروشنده
saleswomen زن فروشنده
vendor فروشنده
salesperson فروشنده
dealer فروشنده
salespeople فروشنده
dealers فروشنده
salesgirls فروشنده
salespersons فروشنده
vendors فروشنده
salesgirl فروشنده
sales clerks فروشنده
sales clerk فروشنده
sellers فروشنده
salesmen فروشنده
seller فروشنده
vender فروشنده
steeve خفت کردن میلهای که نوک ان قلابی داردوبرای ازمایش محتویات عدل پنبه وامثال ان بکار میرود سیخک
counter jumper فروشنده دکان
duopoly در انحصار دو فروشنده
computer vendor فروشنده کامپیوتر
sales man فروشنده سیار
sellers surplus مازاد فروشنده
traveling man فروشنده سیار
supplier evaluation ارزیابی فروشنده
salesclerk فروشنده مغازه
marginal seller فروشنده نهائی
seller's market بازار فروشنده
seller's option اختیار فروشنده
tallyman فروشنده اقساطی
seller's option انتخاب فروشنده
computer salesman فروشنده کامپیوتر
dealers فروشنده معاملات چی
dealer فروشنده معاملات چی
saleswomen بانوی فروشنده
traveling salesman فروشنده سیار
saleswoman بانوی فروشنده
runner فروشنده سیار
runners فروشنده سیار
caveat venditor اخطار به فروشنده
tipster فروشنده اطلاعات در شرطبندی
trinketer فروشنده جواهر بدلی
herborist فروشنده گیاهان طبی
herbalists فروشنده گیاهان طبی
outfitters فروشنده لوازم شکار
herbist فروشنده گیاهان طبی
touts فروشنده اطلاعات شرطبندی
third party vendor فروشنده دسته سوم
tout فروشنده اطلاعات شرطبندی
tipsters فروشنده اطلاعات در شرطبندی
touted فروشنده اطلاعات شرطبندی
stationers فروشنده لوازم التحریر
touting فروشنده اطلاعات شرطبندی
plumassier فروشنده پرهای ارایشی
stationer فروشنده لوازم التحریر
offeror فروشنده عرضه کننده
hardwareman فروشنده افزارواسباب فلزی
supplier at arm's length فروشنده آزاد [اقتصاد]
ironmonger فروشنده اهن الات
counterbid جواب خریداربه فروشنده
cutler فروشنده الات برنده
haberdasher فروشنده لباس مردانه
haberdashers فروشنده لباس مردانه
aytomobile dealer فروشنده یا دلال اتومبیل
outfitter فروشنده لوازم شکار
ironmongers فروشنده اهن الات
bottlegger فروشنده مشروب قاچاق
herbalist فروشنده گیاهان طبی
ex warehouse تحویل در انبار فروشنده
caveat venditor ملتفت بودن فروشنده
honking صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honks صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honk صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honked صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
hawker فروشنده دوره گرد وجار زن
suppliers rating درجه بندی نمودن فروشنده ها
asking price قیمت مورد مطالبهی فروشنده
value added reseller فروشنده تکمیلی دسته دوم
clerks کارمند دفتری فروشنده مغازه
gold import point طلای خالص به فروشنده میدهد
hawkers فروشنده دوره گرد وجار زن
corsetiere فروشنده شکم بند زنانه
tipster فروشنده اسرار واطلاعات محرمانه
tipsters فروشنده اسرار واطلاعات محرمانه
clerk کارمند دفتری فروشنده مغازه
private treaty معامله کالا یا توافق فروشنده وخریدار
price taker خریدار یا فروشنده جزء گیرنده قیمت
drysalter فروشنده مواد شیمیایی وگوشت وترشی
millboard مقوای جلد کتاب وامثال ان مقوای کلفت
represented عمل کردن به عنوان فروشنده برای یک محصول
represents عمل کردن به عنوان فروشنده برای یک محصول
vendors کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر فروشنده
vendor کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر فروشنده
represent عمل کردن به عنوان فروشنده برای یک محصول
caveat venditor یعنی فروشنده مسئول معایب کالای فروخته شده میباشد
del credere ضمانت فروشنده حق العمل کار نسبت به معتبر بودن خریدار
tie in sales حالتی که دران فروشنده چند کالا رابصورت مجموعه میفروشد
seller's market بازاری که در ان اختیار معامله وتصمیم گیری در دست فروشنده است
right of stoppage in transitu حق امتناع از تسلیم مال التجاره در حال حمل برای فروشنده
free on quay قراردادی که دران فروشنده کالا رادراسکله بندر مقصد تحویل میدهد
ex works یک از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کالا را در محل خود به خریدار تحویل میدهد
discount register دفتر ثبت تخفیفها و امتیازاتی که از طرف فروشنده به خریدار داده شده است
ex quay یکی ازقراردادهای اینکوترمز که دران فروشنده کالا را در بندرمقصد به خریدار تحویل میدهد
ex ship یکی ازقراردادهای اینکوترمز که دران فروشنده کالا را در بندرمقصد و درکشتی به خریدارتحویل میدهد
particular lien حق حبس مخصوص حق حبسی است برای فروشنده یا سازنده کالای بخصوص نسبت به ان کالا
free carrier یکی از قرارداد-های اینکوترمزکه در ان فروشنده کالا را به اولین حمل کننده تحویل می نماید
free on rail قراردادی که در ان فروشنده کالا را درایستگاه راه اهن کشور مبداء به خریدار تحویل میدهد
delivered at frontier یکی ازقراردادهای اینکوترمز که دران فروشنده کالای موردمعامله را در مرز تعیین شده تحویل میدهد
c.i.f. یکی از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کالا را به هزینه خود و باپرداخت حق بیمه لازم در بندرمقصد به خریدار تحویل میدهد
S HTTP سیستمی که خط امنیتی بین جستجوگر کاربر و وب سایت فروشنده ایجاد تا به کاربران امکان پرداخت قیمت کالاها از طریق اینترنت بدهد
building material dealer فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
secure encryption payment protocol سیستمی که یک اتصال امن بین جستجوگرکاربر ووب سایت فروشنده ایجاد میکند تا کاربران بتوانند قیمت کالاها را روی اینترنت بپردازند
disclaimer عبارتی که مربوط به بسیاری از محصولات نرم افزاری است و بیانگر مسئول نبودن فروشنده در قبال ضررهای تجاری متحمل شده بخاطراستفاده از محصول میباشد
disclaimers عبارتی که مربوط به بسیاری از محصولات نرم افزاری است و بیانگر مسئول نبودن فروشنده در قبال ضررهای تجاری متحمل شده بخاطراستفاده از محصول میباشد
delivered duty paid یکی از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کلیه اقدامات لازم از جمله پرداخت عوارض را بعمل اورده و کالای مورد معامله را در محل خریدار به اوتحویل میدهد
STT نشانه تامین اتصال امن بین جستجوگر کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان پرداخت قیمت برای اینترنت میدهد
SEPP سیستم تامین کننده خط امن بین جستجوگری کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان فروش کالاها از طریق اینترنت میدهد
socle پایه ستون برامدگی پایه ستون وامثال ان
imperfect competition حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
secure transaction technology سیستم ساخت ماکروسافت برای ایجار اتصال ایمن بین جستجوگر کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان پرداخت قیمت کالاها روی اینترنت میدهد
kinked demand curve و اگر فروشنده قیمت کالا راکاهش دهد فروش وی بیشترنخواهد شد زیرا سایرفروشندگان قیمت خود راپائین اورده و از کاهش قیمت تبعیت میکنند .
compensation trading معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
root of title منشاء سمت در CL فروشنده اراضی بایدترتیب ایادی را ضمن 03سال گذشته در موقع معامله روشن و منشاء سمت مالکیت خود را مشخص کند
colporteur کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
vendors سخت افزار یا نرم افزاری که با سخت افزار یا نرم افزار فروشنده دیگر هم کار میکند
vendor سخت افزار یا نرم افزاری که با سخت افزار یا نرم افزار فروشنده دیگر هم کار میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com