English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 80 (5 milliseconds)
English Persian
elegant فریف
fine فریف
fined فریف
finest فریف
delicate فریف
slender فریف
chichi فریف
mignon فریف
minikin فریف
pindling فریف
precieuse فریف
precieux فریف
subtile فریف
svelt فریف
svelte فریف
Other Matches
thicker طرح مدار الکترنیکی فریف که قط عات فریف آن روی یک پایه عایق قرار دارند و در صورت نیاز وصل می شوند
thickest طرح مدار الکترنیکی فریف که قط عات فریف آن روی یک پایه عایق قرار دارند و در صورت نیاز وصل می شوند
thick طرح مدار الکترنیکی فریف که قط عات فریف آن روی یک پایه عایق قرار دارند و در صورت نیاز وصل می شوند
fine structure استخوانبندی فریف
fine structure ساختار فریف
fine skill مهارت فریف
high grade zink زینک فریف
hyperfine فوق فریف
in miniature بطور فریف
lenis رقیق فریف
superfine بسیار فریف
tinnily بطور فریف
wiredrawn طویل و فریف
airy-fairy فریف و لطیف
fine boring سوراخکاری فریف
fine adjustment تنظیم فریف
elegant maners اطوار فریف
aesthetically فریف طبع
sheer مستقیما فریف
aesthetic فریف طبع
elegant style انشا فریف
quaint خیلی فریف
nobby فریف خیلی شیک
capillaries فریف عروق شعریه
fimbrillate دارای ریشه فریف
capillary فریف عروق شعریه
supersubtle فوق العاده فریف
finesse ضربه فریف و ماهرانه
serrulated دارای دندانههای فریف
serrulate دارای دندانههای فریف
commercial light gage sheet ورق فریف تجارتی
sheer پارچه فریف حریری
hyperfine structure ساختار فوق فریف
fine boring machine دستگاه مته فریف
fine miscle movement حرکت فریف عضلانی
fine motor skills مهارتهای حرکتی فریف
edition de luxe چاپ فریف یا تجملی
davenport یکنوع میزتحریر فریف
floc کلالهای ازرشتههای فریف
fret saw اره فریف کاری
fretsaw اره فریف کاری
finely بطورعالی یا فریف یا ریز
dainty هر چیز فریف و عالی
wire gauze تور فریف سیم مانند
rugulose دارای چینهای فریف وکوچک
plumulate دارای پرهای فریف و ریز
penicillate دارای شبکه توری فریف
reticulated دارای شبکه سه بعدی فریف
in petto سری بصورت خیلی ریز و فریف
wirespun زیاد کشیده ونازک لطیف فریف
cambric نوعی پارچه کتانی فریف قمیص
curvaceous دارای انحناء وقوسهای فریف زنانه
curvacious دارای انحناء وقوسهای فریف زنانه
h.f.s structure hyperfine ساختار فوق فریف
mechlin توری فریف مخصوص کلاه وتوری دوزی
close grain دارای الیاف یا بلورهاویاساختمان فریف وبهم پیوسته
mignonette یکجور توری فریف سبز مایل به سفید
close grained دارای الیاف یا بلورهاویاساختمان فریف وبهم پیوسته
diatomite ذرات فریف و ریزسیلیسی که از بقایای گمزادان بدست می اید
iceneedle یکی از ذرات فریف یخ که درهوای سرد و شفاف بطورشناوریافت میشود
bone china چینی فراتاب و فریف که از رس سفید و خاکستر استخوان درست شده است
malines تور فریف ابریشمی و اهاردارکه برای لباس وکلاه زنانه بکار میبرند
crocus cloth پارچه زبری که اکسید فریک قرمزرنگ فریف و ریزسایندهای روی سطح ان قرارگرفته و برای جلا دادن فلزات بکارمیرود
thumbnail نمایش گرافیکی فریف یک تصویر, به عنوان یک روش سریع و مرسوم برای مشاهده محتوای گرافیک یا فایل PTP پیش از بازیابی
thumbnails نمایش گرافیکی فریف یک تصویر, به عنوان یک روش سریع و مرسوم برای مشاهده محتوای گرافیک یا فایل PTP پیش از بازیابی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com