Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (12 milliseconds)
English
Persian
static
فشار ثابت هوا
static pressure
فشار ثابت هوا
Search result with all words
chrles' law
در گازهای کامل یا ایده ال در فشار ثابت دما و حجم نسبت مستقیم دارند
constant pressure
فشار ثابت
constant pressure combustion
احتراق در فشار ثابت
constant voltage
فشار الکتریکی ثابت
static vent
روزنه اندازه گیری فشار ثابت هوا
Other Matches
static employment
کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
cabin pressure
فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
static test
ازمایش در وضعیت ثابت یا به حالت ثابت
fixed capital
سپرده ثابت اموال ثابت یکان
pressurized cabin
اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve
شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
pitot static system
سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure
فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
standing orders
دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
standing order
دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
cabin pressurization safety valve
شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio
نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic
دارای فشار یکسان خط هم فشار
sample
مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
sampled
مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
standing
ثابت دستورالعمل ثابت
low head plant
نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
steadied
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steady
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
piezoelectric
ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
energy absorber
مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
impluse level
سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
high voltage transformer
ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
pitot pressure
فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears
متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
fix
ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
fixes
ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
hypobaric
مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
low voltage distribution system
شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
thetical
ثابت
sustained
ثابت
fix
ثابت
thetic
ثابت
fixes
ثابت
firmest
ثابت
firm
ثابت
firmer
ثابت
sustain
ثابت
sustains
ثابت
stationary
ثابت
true
ثابت
truer
ثابت
truest
ثابت
pegged
ثابت
indelible
ثابت
hard and fast
ثابت
unshaken
ثابت
equable
ثابت
firms
ثابت
changeless
ثابت
constants
ثابت
leger or ledger
ثابت
rugged
ثابت
permanent
ثابت
solid
ثابت
fixing
ثابت
solids
ثابت
settled
ثابت
static
ثابت
constant
ثابت
inalterable
ثابت
incommutable
ثابت
standstill
ثابت
stables
ثابت
loyal
ثابت
patted
ثابت
pats
ثابت
pat
ثابت
resolute
ثابت
patting
ثابت
fixed bridge
پل ثابت
steadying
ثابت
disputeless
ثابت
established
ثابت
steadied
ثابت
immovable
ثابت
fiducial
ثابت
fixed
ثابت
specifics
ثابت
specific
ثابت
invariable
ثابت
steadies
ثابت
steadiest
ثابت
unswerving
<adj.>
ثابت
undeviating
<adj.>
ثابت
stable
ثابت
steady
ثابت
steadier
ثابت تر
standing light
چراغ ثابت
constant
ثابت دایمی
constant
عدد ثابت
stability constant
ثابت پایداری
fix
ثابت ماندن
constant
ثابت قدم
sta
ثابت قدم
constants
ثابت قدم
standing derrick
دریک ثابت
fix
ثابت شدن
semifixed
نیم ثابت
constants
مقدار ثابت
constants
عدد ثابت
demonstrating
ثابت کردن
standing rigging
طنابهای ثابت
permanent shuttering
قالب ثابت
flat footed
ثابت قطعی
flat-footed
ثابت قطعی
pinning
ثابت کردن
permittivity
ثابت دی الکتریک
pin
ثابت کردن
constant
مقدار ثابت
standing rigging
بکسلهای ثابت
constants
ثابت دایمی
standing patrol
گشتی ثابت
standing part
قسمت ثابت
permanent way
مسیر ثابت
self consistent
ثابت قدم
parameter
ضریب ثابت
parameters
مقدار ثابت
parameters
ضریب ثابت
real constant
ثابت حقیقی
rate constant
ثابت سرعت
quantum of action
ثابت پلانک
prover
ثابت کردن
proves
ثابت کردن
standpoint
نقطه ثابت
fixation
ثابت کردن
parameter
مقدار ثابت
semifixed
نیمه ثابت
self centered
ثابت ونامتحرک
shielding constant
ثابت حفافتی
screening constant
ثابت پوشش
scale down
به نسبت ثابت
rydberg constant
ثابت ریدبرگ
fixations
ثابت کردن
resolvedly
با عزم ثابت
regular salary
حقوق ثابت
proportionality constant
ثابت تناسب
propagation constant
ثابت انتشار
demonstrated
ثابت کردن
demonstrates
ثابت کردن
stabilize
ثابت کردن
stabilising
ثابت کردن
premanent way
خط ثابت خط دائمی
pinned
ثابت کردن
stabilises
ثابت کردن
planck's constant
ثابت پلانک
stabilised
ثابت کردن
demonstrate
ثابت کردن
bedding
ثابت سازی
stabilized
ثابت کردن
proved
ثابت کردن
prove
ثابت کردن
resolute
ثابت قدم
punctual
ثابت در یک نقطه
rhumb line
راه ثابت
staid
ارام ثابت
veteran
ثابت استوار
veterans
ثابت استوار
stabilizes
ثابت کردن
solar constant
ثابت خورشیدی
constant of motion
ثابت حرکت
curie constant
ثابت کوری
fixed radix
با مبنای ثابت
decay constant
ثابت تباهی
fixed property
سرمایه ثابت
fixed price
قیمت ثابت
dielectric constant
ثابت دی الکتریک
fixed point
نقطه ثابت
fixed point
با ممیز ثابت
fixed point
ممیز ثابت
fixed pivot
لولای ثابت
fixed resources
منابع ثابت
fixed round
فشنگ ثابت
costant load
بار ثابت
constant power
توان ثابت
constant return
بازده ثابت
constant speed
سرعت ثابت
fixed term deposit
سپرده ثابت
fixed system
توزیع ثابت اب
constant voltage
ولتاژ ثابت
constatnt
مقدار ثابت
fixed supply
عرضه ثابت
fixed storage
حافظه ثابت
fixed storage
انباره ثابت
fixed star
ستاره ثابت
fixed slab buttress dam
سد با پشتبند ثابت
disintegration constant
ثابت تلاشی
dissociation constant
ثابت تفکیک
fixed light
چراغ ثابت
fixed capital
سرمایه ثابت
fixed condenser
خازن ثابت
field constant
ثابت میدان
fixed capacitor
خازن ثابت
figurative constant
ثابت تلویحی
fixed budget
بودجه ثابت
firm offer
پیشنهاد ثابت
fixed ammunition
مهمات ثابت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com