English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
vapor pressure فشار مولکولهای بخار روی دیواره فرف یا محفظه برابر فشارهای جزئی یا سهمی
Other Matches
partial pressure فشار جرئی یا سهمی
low pressure casing محفظه ی فشار ضعیف
partial pressure فشار جزئی
vapor pressure فشار بخار
vapour pressure فشار بخار اب
high pressure steam بخار فشار قوی
equilibrium vapor pressure فشار بخار تعادل
parabolic سهمی گون سهمی شکل
wind beam تیری که در برابر مقاومت فشار باد طرح ریزی میشود
millibar واحد فشار جو برابر یک هزارم " بار" یاهزار "دین "در هر سانتیمتر مربع
pitot tube لولهای در مسیر جریان سیال که فشار داخل ان بافشار کل محیط برابر است
multi chamber نوعی محفظه احتراق درموتورهای توربین که در ان محفظه ها دورتادورقرارگرفته اند
buffer chamber جان لوله محفظه ضربت گیر محفظه دافع
partial pressure [فشار اولیه و جزئی که در اثر شانه کوبی و یا کشیدن تار در چله کشی به نخ های تار وارد می شود.]
ostensible شریک فاهری در CL کسی را گویند که اسمش در ضمن اسم شرکتی اعلام شود و یا عملا" در اداره ان دخالت کند که در این حالت مشئوولیت او در برابر کسانی که به ایت اعتبار او را شریک پنداشته اند درست مانند شرکاواقعی است هر چند که درواقع سهمی نداشته باشد
pressure cabin بخشی از هواپیما که افراد وخدمه در ان قرار دارند وهمیشه فشار در ان برابر یابیشتر از حد تعیین شده است
law of partial pressure قانون فشارهای جزیی
age شکستن جسم با فشارهای مکرر
ages شکستن جسم با فشارهای مکرر
electron deficient molecules مولکولهای با کمبود الکترون
free molecule flow جریان مولکولهای ازاد
light scattering by air molecules پراکندگی نورتوسط مولکولهای هوا
intramolecular واقع در مولکولهای بدن یاماده
retail bin انبار اقلام جزئی یا اماد جزئی
precipitation of moisture انقباض و فرود امدن بخار تراکم بخار
torch pot [محفظه مشعل سوخت محفظه سوخت پاش توربینی]
howitzer توپی که طول لوله ان برابر با 02 تا03 برابر کالیبر باشد
ullage فضای خالی داخل محفظه سوخت موشک فضای بازداخل محفظه سوخت
combat resolution تعیین جزئی ترین رده رزمی جزئی ترین رده شرکت کننده در رزم
doubled سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled up سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
double سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
density سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
densities سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
isodomun [بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
isodomon [بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
sagittal سهمی
sagittate سهمی
parabolas سهمی
styloid سهمی
parabola سهمی
styloid process زائده سهمی
partial variance پراکنش سهمی
sagittal plane صفحه سهمی
parabolic arch طاق سهمی
sageittal suture درز سهمی
parabolic سهمی وار
partial rienforcement تقویت سهمی
parabolic arch قوس سهمی
partial correlation همبستگی سهمی
cabin pressure فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
parabolic variation تغییرات سهمی شکل
parabolic mirror اینه سهمی وار
nominal value قیمت اسمی سهمی
to hold a share in a business در شرکتی سهمی داشتن
parabolic lens عدسی سهمی وار
partial regression equation معادلات رگرسیون سهمی
pressurized cabin اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
sagittary سهمی وابسته به تیر اندازی
sagittal وابسته به درز سهمی جمجمه
sensitive to corrosion حساس در برابر زنگ زدگی حساس در برابر خوردگی
crankcase upper half قسمت فوقانی محفظه لنگ محفظه لنگ فوقانی
ex. dividend سهمی که پس از پرداخت سود آن فروخته شده
pitot static system سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
portions سهمی که والدین به یکی از فرزندانشان از مالشان بدهند
portion سهمی که والدین به یکی از فرزندانشان از مالشان بدهند
differential effects اثرتغییر شرایط استاندارد روی سهمی گلوله
triplicate سه برابر سه برابر کردن
paraboloid شکل سه بعدی حاصل ازدوران یک سهمی حول محورکانونی
trajectory shift انحراف مسیر سهمی گلوله ازمسیر استانداد بالیستیکی
trajectory scorer وسیله ارزیابی دقت و صحت مسیر سهمی گلوله
level point سطح دریا نقطه هم افق مسیر سهمی گلوله
cabin pressurization safety valve شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic دارای فشار یکسان خط هم فشار
steam irons ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
steam iron ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
without recourse عبارتی که درفهر نویسی اسناد قابل انتقال بکار می رود و به وسیله ان فهر نویس مسئوولیت خودرا در برابر فهر نویسان بعدی نفی میکند و تنها خودرا در برابر کسی که سند رابرایش صادر کرده است مسئول قرار میدهد
cliffs دیواره
escarpments دیواره
dissepiment دیواره
curtains دیواره
cliff دیواره
embankment دیواره
wall دیواره
walls دیواره
embankments دیواره
rims دیواره
bulkhead دیواره
escarpment دیواره
barriers دیواره
barrier دیواره
bulkheads دیواره
causey دیواره
septum دیواره
parapets دیواره
echal دیواره
partitions دیواره
partition دیواره
rim دیواره
bulwark دیواره سد
parapet دیواره
bulwarks دیواره سد
sausage dam دیواره تورسنگی
insulated wall دیواره عایق
parapets محجر دیواره
guide wall دیواره راهنما
training wall دیواره راهنما
bulkhead تیغه دیواره
groyne سد یا دیواره ساحلی
approach wall دیواره ورودی
collision bulkhead دیواره ضد تصادم
bulwarks دیواره محافظ
wing wall دیواره جانبی
collision bulkhead دیواره نشکن
snow fence دیواره برفگیر
bulwark دیواره محافظ
bulkheads تیغه دیواره
cordon سرپوش دیواره
parapet محجر دیواره
bank genesis پیدایش دیواره
arch-facade دیواره ی مشبکی
banch wall دیواره محافظ
basket dam دیواره سبدی
banch wall دیواره پشتیبان
heels پاشنه پی دیواره حائل یا سد
heel پاشنه پی دیواره حائل یا سد
coaming دیواره دور دریچه ها
chancel-rail دیواره مشبک [کلیسا]
perforated cutoff دیواره نیمه تراوا
bank effect اثر دیواره کانال
choir-wall [دیواره ی جداکننده جایگاه]
levee دیواره ساحلی رودخانه
positive cut off دیواره اب بند کامل
ice foot دیواره یخ درنواحی شمال
bullword دیواره روی پل کشتی
hatch coaming دیواره دور دریچه
guard assembly محفظه
container محفظه
envelope محفظه
cavity محفظه
chamber محفظه
lacuna محفظه
envelopes محفظه
incasement محفظه
containers محفظه
enclosures محفظه
enclosure محفظه
housing محفظه
encasement محفظه
cavities محفظه
chambers محفظه
fireback دیواره عقبی کوره یابخاری
partitive وابسته به تیغه یا دیواره یاتفکیک
partitives وابسته به تیغه یا دیواره یاتفکیک
kickback دیواره فاصله بین دو مسیربولینگ
kickbacks دیواره فاصله بین دو مسیربولینگ
bulkhead دیواره عمودی روی قایق
tambour دیواره متحرک چوبی ساختن
ice-foot [دیواره یخ در کنار نواحی شمالی]
petard خرج تخریب دیواره و پایه پل
phlebitic وابسته به اماس دیواره ورید
gunwale لبه بالایی دیواره قایق
bulkheads دیواره عمودی روی قایق
padeye حلقه ثابت دیواره پل ناو
air chamber محفظه هوا
cases فرف محفظه
oil pan محفظه کارتر
pinches پایه محفظه
intake chamber محفظه ورودی
case فرف محفظه
ootheca محفظه تخم
mould cavity محفظه قالب
pinch پایه محفظه
system unit محفظه سیستم
primer pouch محفظه چاشنی
card cage محفظه کارت
gas chambers محفظه باروت
gas chamber محفظه باروت
computer enclosure محفظه کامپیوتر
circular cell محفظه گرد
potpourri محفظه عطر
potpourris محفظه عطر
combustion area محفظه احتراق
combustion chamber محفظه احتراق
combustor محفظه احتراق
resonating cavity محفظه تشدید
breech ring محفظه کولاس
breech recess محفظه کولاس
incubator محفظه رشد
incubators محفظه رشد
shield محفظه سپرشدن
shields محفظه سپرشدن
starting chamber محفظه استارت
breech محفظه کولاس
scabbing نفوذ بسکها درداخل دیواره هدف
hopper محفظه خوراک دستگاه
gas chambers محفظه اعدام با گاز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com