Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (17 milliseconds)
English
Persian
tracer
فشنگ رسام ماده رسام رسم کننده
tracers
فشنگ رسام ماده رسام رسم کننده
Other Matches
plotters
رسام
plotter
رسام
cartographers
رسام
tracers
رسام
cartographer
رسام
tracer
رسام
x y plotter
رسام مختصاتی
drum plotter
رسام طبله
color trace recorder
رسام رنگی
incremental plotter
رسام نموی
digital plotter
رسام دیجیتالی
data plotter
رسام داده ها
ink plotter
رسام مرکبی
electrostatic plotter
رسام الکترواستاتیکی
tracer shell
گلوله رسام
tracer
مهمات رسام
tracing routine
روال رسام
tracers
مهمات رسام
flatbed plotter
رسام مسطح
light pens
رسام نور
photo plotter
رسام نوری
light pen
رسام نور
pen plotter
قلم رسام
drum plotter
رسام استوانهای
vibrograph
رسام نوسان
plotter repeatability
قابلیت برگشت رسام
flat bed plotter
رسام با بستر تخت مسطح
pantograph
دستگاه رسام قابل تنظیم
inks
رسم خط وط روی کاغذ به وسیله رسام
ink
رسم خط وط روی کاغذ به وسیله رسام
desk
میز نوشتن در شرکت معمولاگ همراه با رسام ها
desks
میز نوشتن در شرکت معمولاگ همراه با رسام ها
hard clip area
حدودی که خارج از ان خطوط نمیتوانند روی یک رسام دیجیتالی رسم شوند
plotter
رسام که از قلمهای متحرک برای رسم تصویر روی کاغذ استفاده میکند
plotters
رسام که از قلمهای متحرک برای رسم تصویر روی کاغذ استفاده میکند
plotters
چاپگر با resolution بالا که از رسام تقلید میکند و رسمهای با reselution پایین ایجاد میکند
plotter
چاپگر با resolution بالا که از رسام تقلید میکند و رسمهای با reselution پایین ایجاد میکند
plotters
وسیلهای که در رسام استفاده میشود برای علامت گذاری کاغذ با چجوهر با حرکت آن روی کاغذ
plotter
وسیلهای که در رسام استفاده میشود برای علامت گذاری کاغذ با چجوهر با حرکت آن روی کاغذ
plotters
نرم افزار مخصوص که دستورات ساده را به دستورات پیچیده کنترلی تبدیل میکند تا رسام را هدایت کند
plotter
نرم افزار مخصوص که دستورات ساده را به دستورات پیچیده کنترلی تبدیل میکند تا رسام را هدایت کند
responder
ماده اصلی خرج فشنگ
antiset
ماده ضدغلیظ شدن و بستن مواد ماده سیال کننده
coolant
ماده سرماساز ماده خنک کننده
coolants
ماده سرماساز ماده خنک کننده
female connector
دوشاخه ماده متصل کننده ماده
ammunition chest
شانه فشنگ قلاب نوار فشنگ
fuel cooled oil cooler
خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
plasticizer
ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
fillers
ماده پر کننده
filler
ماده پر کننده
accelerating agent
ماده تسریع کننده
coolant
ماده خنک کننده
coolants
ماده سرد کننده
coolant
ماده سرد کننده
coolants
ماده خنک کننده
exclusion clause
ماده مستثنی کننده
diluent
ماده رقیق کننده
diluting media
ماده رقیق کننده
emulsifier
ماده امولسیون کننده
emulsifiers
ماده امولسیون کننده
accelerant
ماده تسریع کننده
wetting agent
ماده خیس کننده
sorbent
ماده جذب کننده
moderate
ماده معتدل کننده
moderated
ماده معتدل کننده
moderates
ماده معتدل کننده
insulating material
ماده ایزوله کننده
acidulating agent
ماده اسیدی کننده
acidifier
ماده اسیدی کننده
moderating
ماده معتدل کننده
mordant
ماده ثابت کننده
disinfector
ماده ضدعفونی کننده
illuminant
ماده روشن کننده
clarificant
ماده تصفیه کننده
insulated layer
ماده ایزوله کننده
insulant
ماده مقاومت کننده مقاوم
cleansers
وسیله یا ماده تمیز کننده
cleanser
وسیله یا ماده تمیز کننده
siccative
ماده خشک کننده رنگ
fumigant
ماده ضد عفونی کننده تدخینی
novocain
ماده بی حس کننده موضعی پروکائین
naphthenate drier
ماده خشک کننده نفت
abstergent
شستشو دهنده ماده پاک کننده
cladding
ماده محافظت کننده اطراف یک هسته هادی
remanence
چگالی شار باقیمانده در یک ماده بعد از از بین رفتن نیروی مغناطیس کننده
benzocaine
ماده متبلورسفیدی بفرمول 2NO11H9C که بعنوان داروی بیحس کننده موضعی مصرف میشود
deodorant
برطرف کننده بوی بد ماده دافع بوی بد
deodorants
برطرف کننده بوی بد ماده دافع بوی بد
anti blush tinner
ماده رقیق کننده ایکه به کندی خشک میشود و در شرایط رطوبت زیاد برای جلوگیری از التهاب لعاب روی سطح بکار میرود
thermite
ماده مخصوص جوش کاری و ماده اتشزای داخل گلولههای اتشزا
photoresist
ماده شیمیایی ای که در اثر اعمال نور به یک ماده مقاومت و محکم تبدیل میشود
materialism
فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
gunk
ماده کثیف و چسبناک ماده چرب
dope
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
dopes
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
fuel
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuelling
ماده انرژی زا ماده کارساز
pigment
ماده رنگی ماده ملونه
fuelled
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuels
ماده انرژی زا ماده کارساز
pigments
ماده رنگی ماده ملونه
fueled
ماده انرژی زا ماده کارساز
closed cycle reactor system
در هسته شناسی راکتوری که در ان گرمای اولیه حاصل ازشکافت برای انجام کار مفیدتوسط دوران یا گردش ماده سرد کننده در یک مدار بسته دارای مکانیزم تبادل حرارتی به خارج از هسته منتقل میشود
extractors
فشنگ کش
bullets
فشنگ
load
فشنگ
loads
فشنگ
shelling
فشنگ
roundest
فشنگ
round
فشنگ
extractor
فشنگ کش
shells
فشنگ
ejector
فشنگ کش
cartridges
فشنگ
cartouch
فشنگ
cartouche
فشنگ
bullet
فشنگ
shell
فشنگ
cartridge
فشنگ
clipped
شانه فشنگ
clippings
شانه فشنگ
dummy cartridge
فشنگ اموزشی
clips
شانه فشنگ
fire extinguisher
فشنگ ضداتش
fire extinguishers
فشنگ ضداتش
magazines
خزانه فشنگ
complete sound
فشنگ کامل
dummy cartridge
فشنگ مشقی
load
فشنگ گذاری
clip
شانه فشنگ
loads
فشنگ گذاری
ejector
فشنگ پران
wadcutter
فشنگ سرپهن
Load the gun.
تفنگ را پر از فشنگ کن
bullet
گلوله فشنگ
cook off
گل کردن فشنگ
bullets
گلوله فشنگ
fuse cartridge
فشنگ فیوز
chambers
فشنگ خوریاخزانه
cartridge case
پوکه فشنگ
cartridge box
جعبه فشنگ
cartridge box
خشاب فشنگ
shells
پوکه فشنگ
neck
خزانه فشنگ
cartridge belt
نوار فشنگ
necks
خزانه فشنگ
shelling
پوکه فشنگ
shot maker
فشنگ ساز
ball ammunition
فشنگ مانوری
bandoleer
جای فشنگ
bandolier
جای فشنگ
shell
پوکه فشنگ
case shot
جای فشنگ
lived
فشنگ جنگی
magazine
خزانه فشنگ
fixed round
فشنگ ثابت
extractor
فشنگ پران
fixed round
فشنگ کامل
link belt
نوار فشنگ
extractors
فشنگ پران
blank cartridge
فشنگ بی گلوله
fuse link
فشنگ فیوز
live
فشنگ جنگی
ammunition belt
نوار فشنگ
chamber
فشنگ خوریاخزانه
triggers
پرتاب کردن فشنگ
magazines
مخزن فشنگ خشاب
dud
فشنگ اتش نشو
triggered
پرتاب کردن فشنگ
photoflash
فشنگ منورمخصوص عکاسی در شب
e.c. bland fire
تیر یا فشنگ مانوری
magazine
مخزن فشنگ خشاب
chamber
خزانه فشنگ در اسلحه
trigger
پرتاب کردن فشنگ
chambers
خزانه فشنگ در اسلحه
cartridge shell
بدنه پوکه فشنگ
leaders
فشنگ راهنمای پیچی
leader
فشنگ راهنمای پیچی
mandrel
قالب پوکه فشنگ
clips
شانه فشنگ گیره کاغذ
feed belt
نوارتغذیه فشنگ نوار مهمات
clippings
شانه فشنگ گیره کاغذ
clipped
شانه فشنگ گیره کاغذ
clip
شانه فشنگ گیره کاغذ
distance wadding
بوش داخل پوکه فشنگ
wildcats
فشنگ با گلوله کوچکتر ازپوکه
thirty thirty
تفنگ با فشنگ کالیبر 03 باباروت 03
link belt
نوار حلقهای جداشونده فشنگ
link
حلقه زنجیر نوار فشنگ
wildcat
فشنگ با گلوله کوچکتر ازپوکه
chassepot
نوعی تفنگ که فشنگ اتش زادارد
self loading
فشنگ گذاری خودکار به طورخودکار پرشونده
to zip
مانند فشنگ رفتن
[اصطلاح روزمره]
cylinder
فشنگ خور استوانهای هفت تیر
cylinders
فشنگ خور استوانهای هفت تیر
gynandromorph
جانور نر و ماده هم نر و هم ماده
anti-
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
center fire
اتش درنتیجه ضربه سوزن یاچخماق به مرکز فشنگ
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com