English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
blank endorsement فهر نویسی بدون ذکر نام حامل
Other Matches
machined زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
machine زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
machines زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
weapon carrier کامیون حامل جنگ افزار کامیون حامل توپ
light ship کشتی حامل فار دریایی کشتی حامل فانوس دریایی
pascal زبان برنامه نویسی ساخت یافته سطح بالا که برای میکروها و آموزش برنامه نویسی به کار می رود
procedure زبان برنامه نویسی سطح بالا که امکان برنامه نویسی تابعی را فراهم میکند
stenography مختصر نویسی کوتاه نویسی
modula زمان برنامه نویسی سطح بالا مشتق شده از پاسکال که از روشهای برنامه نویسی تابعی و انتزاع داده استفاده میکند
structured programming برنامه نویسی ساختار یافته برنامه نویسی ساختاری برنامه نویسی ساخت یافته
forth نوعی برنامه نویسی جهت استفاده در برنامه نویسی وفیفهای
c رقمی در سیستم عدد نویسی مبنای شانزده که متنافر باعدد 21 در سیستم دهدهی است نام یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که مناسب برای حل مسائل است
without any reservation بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
informally بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
unformed بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
modular programming برنامه نویسی پیمانهای برنامه نویسی واحدی
flattest ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flat ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest بدون اهمیت [بدون جلب توجه]
Taoism روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
bearers حامل
carrier حامل
bearer حامل
porters حامل
vehicles حامل
porter حامل
vector حامل
gerent حامل
conveyer حامل
conveyor حامل
carriers حامل
vehicle حامل
bearer cheque چک حامل
stave حامل
vectors حامل
parataxis مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
gestatorial حامل پاپ
data carrier حامل داده
data carrier حامل داده ها
thurifer حامل بخوردان
color carrier حامل رنگ
carrier detect کشف حامل
carrier detect تشخیص حامل
carrier frequency بسامد حامل
carrier frequency فرکانس حامل
carrier gas گاز حامل
carrier system سیستم حامل
carrier wave موج حامل
thurifer حامل مجمر
bearing angle زاویه حامل
image carrier حامل تصویر
sound carrier حامل صوت
video carrier حامل ویدئو
breech block carrier حامل کولاس
vectorial حامل بردار
linkboy حامل مشعل
bearer bond سند حامل
tape transport حامل نوار
radius vector شعاع حامل
bearer cheque چک در وجه حامل
vectors حامل بردار
linkman حامل مشعل
osborne shackle قلاب حامل
messenger wire سیم حامل
payable to the bearer در وجه حامل
transported ترابری حامل
transport ترابری حامل
bearing زاویه حامل
bearers در وجه حامل
transporting ترابری حامل
messenger طناب حامل
linkmen حامل مشعل
transports ترابری حامل
vector حامل بردار
vehicles حامل رسانه
vehicle حامل رسانه
messengers طناب حامل
bearer در وجه حامل
unstressed بدون اضطراب بدون کشش
achylous بدون کیلوس بدون قیلوس
offhand بدون مقدمه بدون تهیه
unbranched بدون انشعاب بدون شعبه
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
bearer stock اسناد در وجه حامل
perseus حامل راس الغول
comports دربرداشتن حامل بودن
telephone carrier current جریان حامل تلفنی
current carrying conductor رسانای حامل بار
platforms رسانگر حامل گیرنده
platform رسانگر حامل گیرنده
stretcher bearer حامل تخت روان
comporting دربرداشتن حامل بودن
weapon carrier حامل جنگ افزار
comported دربرداشتن حامل بودن
warrant to bearer به حواله کرد حامل
comport دربرداشتن حامل بودن
victualler کشتی حامل خواربار
armor bearer حامل اسلحه زرهدار
bearer bond سند در وجه حامل
gestatoraial chair کرسی حامل پاپ
persi حامل راس الغول
stave روی خط حامل نوشتن
slaver کشتی حامل بردگان
pay to the bearer دروجه حامل بپردازید
carriers حامل غلطک حمال
carriers برنامه حامل میکرب
carrier frequency فرکانس موج حامل
stretcher-bearer حامل تخت روان
carrier حامل غلطک حمال
stretcher-bearers حامل تخت روان
carrier color signal پیام رنگی حامل
caddy حامل وسایل بازیگر
caddying حامل وسایل بازیگر
carrier برنامه حامل میکرب
caddied حامل وسایل بازیگر
caddie حامل وسایل بازیگر
caddies حامل وسایل بازیگر
ignitor محفظه حامل باروت اشتعال
Please pay the bearer . دروجه حامل بپردازید ( چک وغیره )
party boat قایق بزرگ حامل مشتریان
flag ship ناوسرفرماندهی کشتی حامل دریادار
payable to bearer قابل پرداخت در وجه حامل
conversion angle زاویه حامل مسیر ناو
color carrier reference فاز مبنای حامل رنگ
flagships کشتی حامل پرچم امیرالبحری
signal هرچیز حامل اطلاعات سیگنال
flagship کشتی حامل پرچم امیرالبحری
signaled هرچیز حامل اطلاعات سیگنال
signalled هرچیز حامل اطلاعات سیگنال
automatic programming روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
common carrier متصدی حمل ونقل حامل مشترک
carrier wave موج حامل امواج رادار یا بی سیم
bank note چک تضمین شده سند در وجه حامل
signpost تیر حامل اعلان تابلو راهنما
signposts تیر حامل اعلان تابلو راهنما
carriage paid to هزینه حمل به حامل پرداخت شده
carabinier سرباز حامل تفنگ کارابین کوتاه
frequency medulation تعدیل تناوب یا بسامد موج حامل
airdrop container جعبه حامل بار دربارریزی هوایی
carabineer سرباز حامل تفنگ کارابین کوتاه
vectorial شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
charge carrier حامل بار [فیزیک] [شیمی] [مهندسی]
carrier frequency فرکانس حامل امواج بی سیم یا رادار
vector شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
radar picket cap هواپیمای گشتی هوایی حامل رادار
vectors شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
carriage and insurance paid to هزینه حمل و بیمه به حامل پرداخت شده
outriggers اعضای سازنده اولیه حامل قسمت دم هواپیما
guided missile cruiser زره شکن حامل موشک هدایت شونده
destination carrier کشتی حامل ناو تعمیراتی بمقصد یاتعمیرگاه
taperer حامل شمع در مراسم مذهبی باریک کننده
black endorsement براتی که در وجه حامل فهرنویسی شده باشد
light quantum کوچکترین ذره حامل انرژی درنورواشعه تابشی
ensigns سربازی که حامل پرچم است رنگ ابی کمرنگ
ensign سربازی که حامل پرچم است رنگ ابی کمرنگ
led line خط کوتاهی که در بالایاته حامل برای نت هابیرون ازحامل می افزایند
nose piece قسمتی از ریز بین که حامل عدسی شیئی است
scabbing بوش گذاری در فضای دیواره واگنهای حامل مهمات
information box قسمت یا کادر حامل اطلاعات مربوط به عکس هوایی
strop ریل بندیهای داخل هواپیمابرای اتصال کابل چتر حامل بار
automatic coding برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه نویسی خودکار
re issuable notes اوراق بهادار در وجه حامل که پس از یک بار پرداخت دوباره قابل استفاده هستند
common carrier شرکتی دولتی که تلفن تلگراف و سایر امکانات مخابراتی را جهت عموم تهیه میکند حامل مشترک
carry ship کشتی حامل زندانیان جنگی کشتی غیر مسلحی که تضمین عبور داشته باشد
air delivery container جعبههای مخصوص حمل بارهای هوایی جعبه حامل بار در نقل و انتقال هوایی
ignited اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
igniting اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
ignite اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
ignites اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
chirography خط نویسی
recoilless جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
rewrites دوباره نویسی
rewrite دوباره نویسی
automatic writing ناهشیار نویسی
annotation فهر نویسی
enlistments نام نویسی
brachygraphy مختصر نویسی
shorthand تند نویسی
duplication دونسخه نویسی
mirror writing وارونه نویسی
rewriting دوباره نویسی
annotation حاشیه نویسی
programming برنامه نویسی
rewrote دوباره نویسی
prescriptions نسخه نویسی
rewritten دوباره نویسی
annotations حاشیه نویسی
annotations فهر نویسی
shorthand مختصر نویسی
countersign فهر نویسی
endorsement پشت نویسی
acceeptance قبولی نویسی
endorsements فهر نویسی
endorsements پشت نویسی
brachygraphy تند نویسی
calligraphy خوش نویسی
callings خوش نویسی
enlistment نام نویسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com