English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 125 (7 milliseconds)
English Persian
zoodvnamics فیزیولوژی جانوران
Other Matches
colony گروهی از جانوران یا گیاهان یا جانوران تک سلولی هم نوع که با هم زندگی یا رشد می کنند [زیست شناسی]
physiology فیزیولوژی
physiologically مطابق فیزیولوژی
physiologist ویژه گر فیزیولوژی
histophysiology فیزیولوژی بافتی
physiologists ویژه گر فیزیولوژی
physiologism فیزیولوژی نگری
neurophysiology فیزیولوژی اعصاب
psychophysiology روان- فیزیولوژی
physiological وابسته به علم فیزیولوژی
physiologic وابسته به علم فیزیولوژی
faunology جانوران
menagerie نمایشگاه جانوران
faunae مربوط به جانوران
menageries نمایشگاه جانوران
bimana جانوران دودست
invertebrata جانوران بی مهره
faunis الهه جانوران
faunistic وابسته به جانوران
animalist پیکرنمای جانوران
implacentalia جانوران بی جفت
arachnida جانوران عنکبوتی
animals kingdom جهان جانوران
herbivora جانوران علفخوار
halobiont جانوران اب شور
animality زندگی جانوران
animal kingdom جهان جانوران
vermin جانوران موذی
lights ریه جانوران
kits بچه جانوران
kit بچه جانوران
zooplankton جانوران شناور
acephali جانوران بیسر
verminous پر از حشرات یا جانوران موذی
zooid جانورسان شبیه جانوران
wild beasts جانوران وحشی وحوش
terrarium نمایشگاه جانوران خشکی
king of beasts پادشان جانوران :شیر
pachyder mata جانوران پوست کلفت
zootaxy طبقه بندی جانوران
oestrum شهوت ومستی جانوران
to water [horses, cattle, etc.] آب دادن [به جانوران بومی]
neontology بررسی جانوران مانده
underbody پایین تنه جانوران
instincts هوش طبیعی جانوران
claw سرپنجه جانوران ناخن
instinct هوش طبیعی جانوران
clawed سرپنجه جانوران ناخن
claws سرپنجه جانوران ناخن
clawing سرپنجه جانوران ناخن
animal husband پرورش جانوران اهلی
pincer عضو گازانبری جانوران
biosystematic رده بندی جانوران
arthropoda جانوران مفصل دار
articulata جانوران حلقه دار
aquarium نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
aquariums نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
seafood غذاهای مرکب از جانوران دریایی
vivarium جای نگاهداری جانوران زمینی
microorganisms جانوران کوچک ومیکروسکپی ریزجاندار
aquaria نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
microorganism جانوران کوچک ومیکروسکپی ریزجاندار
somite حلقه یابند بدن جانوران
zoometry اندازه گیری اندامهای جانوران
gamekeepers متصدی جانوران شکاری قرقچی
gamekeeper متصدی جانوران شکاری قرقچی
lorica پوسته سخت حافظ جانوران
limnologist زیست شناس جانوران اب شیرین
animalcular وابسته به جانوران ذره بینی
epizootic منتشر شونده درمیان جانوران
weasels جانوران پستاندار شبیه راسو
To kI'll animals for food . جانوران را برای غذا کشتن
weasel جانوران پستاندار شبیه راسو
achordata جانوران فاقد ستون فقرات
zoography علم توصیف جانوران وخوی انان
zootechnics فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
zootechnics روش تربیت ورام کردن جانوران
zootechny روش تربیت و رام کردن جانوران
zootechny فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
verminate تولید حشرات یا جانوران موذی کردن
chitin جسم استخوانی درپوشش بعضی جانوران
deadfall دامی که جانوران بزرگ دران زیراوارمیمانند
foot and mouth یکجور ناخوشی واگیردار با تب در جانوران شاخدار
humane killer تپانچه ویژه برای بی زجرکشتن جانوران
foraminifer جنسی از جانوران ریز ریشه پای
rodenticide دارو یا عامل کشنده جانوران جونده
fauna کلیه جانوران یک سرزمین یایک زمان
polyzoic مرکب از شبه جانوران بسیار پرزیوگانی
incestuous وابسته به جفت گیری جانوران از یک جنس
polyphagous تغذیه کننده برگیاهان یا جانوران متعدد
awn الت مذکر بعضی از جانوران خزنده و کرمها
chine مهره استخوان پشت جانوران گوشت مازه
sea fire شب تابی دریا دراثر جانوران شب تاب وغیره
pond life جانوران بی مهره [که دراستخرها و حوض ها زیست می کنند.]
herd book نژادنامه برخی جانوران همچون گاو وخوک
outbreed جفت گیری کردن انواع مختلف جانوران
Are animals able to think ? آیا جانوران قادربه فکر کردن هستند ؟
inbreed پرورش دادن از جانوران هم تیره تخم کشیدن
pinfold جانوران ولگرد درتوقیف گاه نگاه داشتن
Aborigines سکنه اولیه یک کشور جانوران و گیاهان بومی
lethal chamber اطاق ویژه برای راحت کشتن جانوران
aquaria شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
aquarium شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
roe أشپل [تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی] [ماهیگیری]
hard roe أشپل [تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی] [ماهیگیری]
roe اشبل [تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی] [ماهیگیری]
aquariums شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
hard roe اشبل [تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی] [ماهیگیری]
drag net توریادامی که روی زمین بکشندکه همه جانوران رایکجابگیرد
zootechnician کارشناس تربیت حیوانات ویژه گر اهلی کردن جانوران
omnivora جانوران همه چیزخوار مانند خوک و اسب ابی
oestrual در باب موقعی گفته میشود که جانوران فحل ایند
Brits جانوران ریز دریایی که خوراک نهنگ و ماهیان بزرگاند
Brit جانوران ریز دریایی که خوراک نهنگ و ماهیان بزرگاند
lanugo کرکی که در روی جنین انسان و برخی جانوران دیده میشود
inbreeding تخم کشی از جانوران هم تیره تولید و تناسل در میان هم نژادها
heteromorphic جور بجور شونده دارای شکلهای گوناگون جانوران دگردیس
zoophyte انواع جانوران مهره داری که رشد انها شبیه گیاه میباشد
labyrinthodon سنگواره یکی از جانوران دوزیست بزرگ که دندانهای پیچ درپیچ دارد
galantine خوراک سرد گوشت گوساله وجوجه و دیگر جانوران که استخوان ان را در اورده باشند
totem poles تیر یا چوبی که نقوش جانوران محافظ قبایل مختلف سرخ پوستان روی ان منقوش بوده
totem pole تیر یا چوبی که نقوش جانوران محافظ قبایل مختلف سرخ پوستان روی ان منقوش بوده
notochord نخستین محور تیره پشت میله غضروفی که در پشت جانوران است
hemoglobin ماده رنگی اهن دار گویچههای قرمز خون جانوران مهره دار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com