Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (14 milliseconds)
English
Persian
availability
قابلیت استفاده
serviceability
قابلیت استفاده
usability
قابلیت استفاده
applicability
قابلیت استفاده
application
[applicability]
قابلیت استفاده
usefulness
قابلیت استفاده
Search result with all words
availability factor
ضریب امادگی عملیاتی هواپیماها یا ناوها ضریب قابلیت استفاده
serviceability
قابلیت استفاده مجدد قابلیت به کار بردن
serviceability criteria
وضعیت امادگی تجهیزات وضعیت قابلیت استفاده ازوسایل
Other Matches
interoperability
قابلیت همکاری با قسمتها یایکانهای دیگر قابلیت تعمیم کار یک یکان
range resolution
قابلیت رادار برای تعیین مسافت اشیای مختلف قابلیت تفکیک بردی
elasticity
خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
airmobility
قابلیت حمل به وسیله هوارو قابلیت تحرک هوایی
swimming capability
قابلیت شناوری یا غوطه وری در اب قابلیت عبور از اب
electromagnetic compatability
قابلیت انطباق الکترومغناطیسی قابلیت کارهماهنگ الکتریکی
flotation
قابلیت شناوری یک خودرو قابلیت غوطه وری در اب
accession
قابلیت دسترسی قابلیت اجرا و انجام
commensurability
قابلیت قیاس قابلیت اندازه گیری
ductility
قابلیت کشش قابلیت تورق
reflectance
قابلیت بازتاب قابلیت انعکاس
strain hardenability
قابلیت سخت گردانی کششی قابلیت سخت گردانی تغییربعدی قابلیت سخت گردانی سرد
collective goods
کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
dead time
زمان بدون استفاده زمانی که در ان ازراندمان دستگاه استفاده نمیشود
dead freight
کرایه قسمتی از کشتی که به صرفنظر از استفاده یا عدم استفاده باید پرداخت شود
vertical
نرم افزار کاربردی که برای استفاده خاص طراحی شده است و نه استفاده عمومی
idlest
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
idles
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
idled
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
freeing
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
freed
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
capacity
استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
capacities
استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
free
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
frees
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
idle
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
bitmap
معرفی رویدادها یا استفاده از آرایه تک بیتی به عنوان تصویر یا شکل یا جدول وسایل استفاده شده و...
fourth generation computers
فناوری کامپیوتر با استفاده از مدارهای CSI که قبلا توسعه یافته اند و هنوز هم استفاده می شوند
quad
چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
composite demand
تقاضا برای کالا در موارد استفاده متفاوت مانند استفاده از گازوئیل درمصارف خانگی و مصارف صنعتی
quads
چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
band
شبکه محلهای که از سیگنالهای تقسیم شده و ارسالی روی کابل coaxiad با استفاده از پروتکل CSMA / CD استفاده میکند
bands
شبکه محلهای که از سیگنالهای تقسیم شده و ارسالی روی کابل coaxiad با استفاده از پروتکل CSMA / CD استفاده میکند
ieee
که فقط داده و سیگنالهای تصدیق استفاده می شوند و در آزمایشگاهها برای اتصال کامپیوتر به قط عات اندازه گیری استفاده میشود
shareware
نرم افزاری که آماده استفاده است ولی وقتی که توسط کاربر استفاده شود باید به نویسنده آن مبلغی بپردازد.
joint tenants
در CLچند تن را گویند که مشترکا"از عین مستاجره استفاده کندبا این قید که هر یک پس ازمرگ دیگری یا دیگران حق استفاده انحصاری داشته باشد
duplex
دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود
exerciser
وسیلهای که به استفاده کننده امکان میدهد تا با استفاده از وسائل دستی برنامه ها واتصالات سخت افزاری راایجاد نموده و اصلاح نماید
duplexes
دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود
common use
مورد استفاده عمومی استفاده مشترک
wimps
نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند
wimp
نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند
PPP
که معمولا برای ارسال داده بین کامپیوتر کاربر و سرور راه دور روی اینترنت با استفاده از پروتکل شبکه Tcp/Ip استفاده میشود
Hamming code
سیستم کدگذتاری که از بیتهای بررسی برای تشخیص و تصحیح خطاها در داده ارسالی استفاده میکند که بیشتر در سیستمهای متن راه دور استفاده میشود
defect skipping
روش مشخص کردن و برچسب گداری شیارهای حساس مغناطیسی در حال ساخت تا استفاده نشوند. اشاره به شیار بعدی مناسبی که قابل استفاده است
solenoid sweep
پاک کردن مین با استفاده ازقدرت سیم پیچی مغناطیسی مین روبی با استفاده ازسلونوئید
publishes
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
publish
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
published
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
wires
روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
wire
روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
oasis
یک سیستم عامل چند استفاده کننده که در چندین سیستم ریزکامپیوتر استفاده می گردد
oases
یک سیستم عامل چند استفاده کننده که در چندین سیستم ریزکامپیوتر استفاده می گردد
universal
آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
reed
شانه
[وسیله ای که جهت کوبیدن و محکم کردن نخ پود در چله استفاده می شود و بیشتر در دارهای مکانیکی مورد استفاده قرار می گیرد. اندازه اینگونه شانه به پهنای عرض بافت است.]
paperless
شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند
user freindly
اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
stepped lines
خطوط کنگره ای
[خطوط شکسته]
[در اطراف نگاره ها و اشکال فرش های هندسی باف و روستایی. گاه بجای استفاده از خطوط صاف از این خطوط استفاده می شود.]
susceptibility
قابلیت
ability
قابلیت
competence
قابلیت
competence
قابلیت
eligibility
قابلیت
qualification
قابلیت
capacity
قابلیت
habilitation
قابلیت
credential
قابلیت
fitness
قابلیت
skill
قابلیت
solvability
قابلیت حل
solubility
قابلیت حل
adaptability
قابلیت
abilities
قابلیت
capacities
قابلیت
capability
قابلیت
contemptibility
قابلیت
scans
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند
scan
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند
scanned
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند
usages
استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
usage
استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
TCP/IP
پروتکل ارسال داده در شبکه ها وسیستمهای ارتباطی . اغلب در شبکههای مبتنی برUnix استفاده میشود این پروتکل برای تمام ارتباط تحت کنترل مرکز استفاده میشود
hollerith code
سیستم کدگذاری که از سوراخ هایی در کارت بری نمایش حروف و نشانه ها استفاده میکند. این سیستم از دو مجموعه ردیف 12 تایی برای تامین محل کافی هر کد استفاده میکند
viability
قابلیت سوددهی
dissolubility
قابلیت انحلال
distensibility
قابلیت انبساط
viability
قابلیت دوام
divisibility
قابلیت تقسیم
stretchability
قابلیت بسط
viability
قابلیت زیستن
stickability
قابلیت مقاومت
stickability
قابلیت محافظت
combustiblity
قابلیت انفجار
suability
قابلیت تعقیب
vibratility
: قابلیت ارتعاش
computability
قابلیت محاسبه
conceivability
قابلیت تصور
accessibility
قابلیت وصول
acceptability
قابلیت قبول
conductibility
قابلیت هدایت
conductivity
قابلیت هدایت
controllability
قابلیت کنترل
trustworthiness
قابلیت اعتماد
trustiness
قابلیت اعتماد
compressibility
قابلیت فشردگی
volatileness
قابلیت تبخیر
comprehensibility
قابلیت درک
versatility
قابلیت تغییر
veniality
قابلیت اغماض
combinability
قابلیت ترکیب
combustibility
قابلیت سوزش
combustibility
قابلیت اشتعال
combustiblity
قابلیت احتراق
combustiblity
قابلیت تراکم
communicability
قابلیت ارتباط
compactibility
قابلیت تراکم
comparableness
قابلیت مقایسه
transportability
قابلیت حمل
transmissibility
قابلیت انتقال
destructibility
قابلیت انهدام
tenability
قابلیت نگهداری
tenability
قابلیت تصرف
tempering quality
قابلیت بهبود
digestibility
قابلیت هضم
tensility
قابلیت کشش
tensibility
قابلیت کشش
dis qualified
فاقد قابلیت
tactility
قابلیت لمس
swivelling feature
قابلیت نوسان
dependability
قابلیت اطمینان
dependability
قابلیت اعتماد
culpability
قابلیت مجازات
transmissibility
قابلیت فرستادن
trannlatability
قابلیت انقال
trannlatability
قابلیت ترجمه
trafficability
قابلیت عبور
conversableness
قابلیت معاشرت
convertibility
قابلیت تبدیل
tolerability
قابلیت پذیرش
corruptibility
قابلیت فساد
survivability
قابلیت باززیستی
portability
قابلیت حمل
opposability
قابلیت تقابل
fungibility
قابلیت تعویض
fusibility
قابلیت ذوب
fusibility
قابلیت گداز
efficiency
قابلیت کاردانی
confidentiality
قابلیت اعتماد
habitability
قابلیت سکنی
navigability
قابلیت کشتیرانی
forgeability
قابلیت اهنگری
fordability
قابلیت عبور
portability
قابلیت ترابری
pliability
قابلیت خمیدگی
flammability
قابلیت اشتعال
elasticity
قابلیت ارتجاع
permeability
قابلیت تراوایی
perceptibility
قابلیت درک
elasticity
قابلیت ارتجاعی
flexility
قابلیت تغییر
penetrability
قابلیت نفوذ
habitableness
قابلیت سکونت
hardenability
قابلیت سختی
moveability
قابلیت حرکت
conviviality
قابلیت امیزش
imputability
قابلیت اسناد
interpretability
قابلیت توجیه
interpretability
قابلیت تفسیر
interchangeability
قابلیت تعویض
interchangeability
قابلیت تبادل
intelligibility
قابلیت فهم
inheritability
قابلیت توارث
inflammability
قابلیت اشتعال
imitability
قابلیت تقلید
ignitibility
قابلیت احتراق
motor ability
قابلیت حرکت
preventability
قابلیت جلوگیری
meltability
قابلیت گداختن
maneuverability
قابلیت مانور
manageability
قابلیت اداره
magnetic susceptibility
قابلیت مغناطیسی
machinability
قابلیت تراش
ignitability
قابلیت اشتعال
ignitability
قابلیت احتراق
inaptly
با عدم قابلیت
portability
قابلیت انتقال
solubility
قابلیت انحلال
salability
قابلیت فروش
excitability
قابلیت تحریک
malleability
قابلیت انعطاف
retractility
قابلیت انقباض
disqualification
سلب قابلیت
disqualifications
سلب قابلیت
susceptibility
قابلیت حساسسیت
expandability
قابلیت انبساط
expandability
قابلیت توسعه
vendibility
قابلیت فروش
exchangeability
قابلیت معاوضه
edibility
قابلیت خوردن
severability
قابلیت تقسیم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com