English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (13 milliseconds)
English Persian
motor ability قابلیت حرکت
moveability قابلیت حرکت
Search result with all words
mobility قابلیت حرکت بی ثباتی موبیلیته
cross country mobility قابلیت حرکت چلیپایی
movableness قابلیت حرکت نابرجایی
Other Matches
interoperability قابلیت همکاری با قسمتها یایکانهای دیگر قابلیت تعمیم کار یک یکان
range resolution قابلیت رادار برای تعیین مسافت اشیای مختلف قابلیت تفکیک بردی
airmobility قابلیت حمل به وسیله هوارو قابلیت تحرک هوایی
elasticity خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
swimming capability قابلیت شناوری یا غوطه وری در اب قابلیت عبور از اب
flotation قابلیت شناوری یک خودرو قابلیت غوطه وری در اب
serviceability قابلیت استفاده مجدد قابلیت به کار بردن
electromagnetic compatability قابلیت انطباق الکترومغناطیسی قابلیت کارهماهنگ الکتریکی
accession قابلیت دسترسی قابلیت اجرا و انجام
commensurability قابلیت قیاس قابلیت اندازه گیری
reflectance قابلیت بازتاب قابلیت انعکاس
ductility قابلیت کشش قابلیت تورق
strain hardenability قابلیت سخت گردانی کششی قابلیت سخت گردانی تغییربعدی قابلیت سخت گردانی سرد
differential ailerons ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
waving حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feint فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouse نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouses نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
stroked حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruised سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
move off the ball حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
cruise سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroke حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
taped وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tapes وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
cruising سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroking حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
strokes حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
fish tailing حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
cruises سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
tape وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
transferring حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transfer حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfers حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
aberration جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
drags حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouses وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouse وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
skulls حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
skull حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
moving havens مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
travelling overwatch راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
nodes ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
node ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
bounding overwatch حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
quadrature encoding سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
adaptability قابلیت
solubility قابلیت حل
abilities قابلیت
skill قابلیت
ability قابلیت
susceptibility قابلیت
solvability قابلیت حل
competence قابلیت
competence قابلیت
credential قابلیت
qualification قابلیت
contemptibility قابلیت
capability قابلیت
eligibility قابلیت
capacities قابلیت
capacity قابلیت
fitness قابلیت
habilitation قابلیت
repeatability قابلیت تکرار
swivelling feature قابلیت نوسان
variability قابلیت تنظیم
reproducibility قابلیت تکثیر
tactility قابلیت لمس
reliableness قابلیت اعتماد
resectability قابلیت برش
susceptibility قابلیت حساسسیت
viability قابلیت دوام
viability قابلیت زیستن
renewability قابلیت تجدید
stretchability قابلیت بسط
suability قابلیت تعقیب
conversableness قابلیت معاشرت
conviviality قابلیت امیزش
survivability قابلیت باززیستی
stickability قابلیت مقاومت
stickability قابلیت محافظت
combinability قابلیت ترکیب
retractility قابلیت انقباض
viability قابلیت سوددهی
combustiblity قابلیت تراکم
salability قابلیت فروش
communicability قابلیت ارتباط
vendibility قابلیت فروش
serializability قابلیت تسلسل
serviceability قابلیت استفاده
conceivability قابلیت تصور
compressibility قابلیت فشردگی
serviceability قابلیت تعمیر
compactibility قابلیت تراکم
comparableness قابلیت مقایسه
severability قابلیت تقسیم
severability قابلیت سواشدن
combustiblity قابلیت انفجار
combustiblity قابلیت احتراق
conductibility قابلیت هدایت
controllability قابلیت کنترل
absorbency قابلیت جذب
combustibility قابلیت سوزش
disqualifications سلب قابلیت
disqualification سلب قابلیت
computability قابلیت محاسبه
conductivity قابلیت هدایت
solubility قابلیت انحلال
acceptability قابلیت قبول
accessibility قابلیت وصول
combustibility قابلیت اشتعال
comprehensibility قابلیت درک
excitability قابلیت تحریک
fissility قابلیت انشقاق
flexility قابلیت تغییر
fordability قابلیت عبور
interpretability قابلیت توجیه
interpretability قابلیت تفسیر
interchangeability قابلیت تعویض
interchangeability قابلیت تبادل
forgeability قابلیت اهنگری
fermentability قابلیت تخمیر
extensibility قابلیت کشش
extensibility قابلیت تمدید
expandability قابلیت انبساط
expandability قابلیت توسعه
expansibility قابلیت انبساط
explosiveness قابلیت انفجار
manageability قابلیت اداره
malleability قابلیت انعطاف
magnetic susceptibility قابلیت مغناطیسی
machinability قابلیت تراش
intelligibility قابلیت فهم
inheritability قابلیت توارث
disabilities عدم قابلیت
fusibility قابلیت گداز
hardenability قابلیت سختی
habitableness قابلیت سکونت
habitability قابلیت سکنی
ground visibility قابلیت دیدزمینی
elasticity قابلیت ارتجاعی
disability عدم قابلیت
fusibility قابلیت ذوب
efficiency قابلیت کاردانی
inflammability قابلیت اشتعال
inaptly با عدم قابلیت
imputability قابلیت اسناد
fungibility قابلیت تعویض
imitability قابلیت تقلید
ignitibility قابلیت احتراق
ignitability قابلیت احتراق
ignitability قابلیت اشتعال
elasticity قابلیت ارتجاع
exchangeability قابلیت معاوضه
convertibility قابلیت تبدیل
culpability قابلیت مجازات
confidentiality قابلیت اعتماد
dependability قابلیت اعتماد
practicableness قابلیت عبور
potability قابلیت حمل
potability قابلیت شرب
portability قابلیت انتقال
predicability قابلیت اسناد
pregnability قابلیت تسخیر
presentability قابلیت ارائه
opposability قابلیت تقابل
reflectance قابلیت انعکاس
readability قابلیت خواندن
corruptibility قابلیت فساد
quench aging property قابلیت بهسازی
punishability قابلیت مجازات
preventability قابلیت جلوگیری
portability قابلیت حمل
portability قابلیت ترابری
navigability قابلیت کشتیرانی
flammability قابلیت اشتعال
edibility قابلیت خوردن
meltability قابلیت گداختن
maneuverability قابلیت مانور
emissivity قابلیت نشر
emissivity قابلیت انتشار
erectility قابلیت نعوظ
divisibility قابلیت تقسیم
distensibility قابلیت انبساط
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com