Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
assessable
قابل ارزیابی یا تقویم
Other Matches
appraisal
تقویم ارزیابی کردن
appraisals
تقویم ارزیابی کردن
appraisement
تقویم و ارزیابی مال
evaluations
ارزیابی کردن تقویم اخبار
evaluation
ارزیابی کردن تقویم اخبار
assessment
تقویم ارزیابی به منظور تعیین مالیات
assessments
تقویم ارزیابی به منظور تعیین مالیات
appraisable
قابل تقویم
ratable
مشمول مالیات قابل تقویم
ratable
قابل تقویم مشمول مالیات
rateable
مشمول مالیات قابل تقویم
ratable
قابل ارزیابی
appreciably
قابل ارزیابی محسوس
appreciable
قابل ارزیابی محسوس
inappreciable
غیر قابل ارزیابی
gregorian calendar
تقویم یا گاهنامه گریگوری تقویم مسیحی
almanacks
تقویم سالیانه تقویم نجومی
almanacs
تقویم سالیانه تقویم نجومی
almanac
تقویم سالیانه تقویم نجومی
pert
Technique Review Evaluationand Program فن ارزیابی و بررسی برنامه Technique Review Evaluationand Project روش مرور و ارزیابی پروژه
civil damage assessment
ارزیابی خسارات غیرنظامی ارزیابی کل خسارات وارده به موسسات غیرنظامی
area assessment
ارزیابی اطلاعاتی منطقه عملیات ارزیابی منطقه ازنظر اطلاعاتی
evaluations
تقویم
valuation
تقویم
calender
تقویم
valuations
تقویم
evaluation
تقویم
calendars
تقویم
desktop
تقویم
rating
تقویم
appraisals
تقویم
calendar
تقویم
appraisal
تقویم
ratings
تقویم
evaluating
تقویم کردن
evaluated
تقویم کردن
ephermeris
تقویم نجومی
estimating
تخمین تقویم
ephemeris
تقویم نجومی
assessing
تقویم کردن
evaluate
تقویم کردن
address calendar
تقویم نجومی
assess
تقویم کردن
assessments
تقویم براورد
air almanac
تقویم هوانوردی
estimates
تخمین تقویم
estimated
تخمین تقویم
almanach
تقویم نجومی
assessed
تقویم کردن
apprising
تقویم کردن
apprises
تقویم کردن
apprise
تقویم کردن
information processing
تقویم اخبار
evaluates
تقویم کردن
julain date
تقویم ژولین
assesses
تقویم کردن
estimate
تخمین تقویم
appraiser
تقویم کننده
assessment
تقویم براورد
valuing
تقویم کردن
values
تقویم کردن
calendar
تقویم ورزشی
value
تقویم کردن
calendars
تقویم ورزشی
kalendar
تقویم گاه نما
estimation
پیش بینی تقویم
misvalue
اشتباها تقویم کردن
anno hegirae
مطابق تقویم هجری
estimations
پیش بینی تقویم
clock calendar board
تخته ساعت / تقویم
misestimate
بناحق تقویم کردن
appraises
تقویم کردن تخمین زدن
the house was highly rated
خانه رازیاد تقویم کردند
appraising
تقویم کردن تخمین زدن
appraise
تقویم کردن تخمین زدن
appraised
تقویم کردن تخمین زدن
September
نهمین ماه تقویم مسیحی
undervaluation
تقویم یاارزیابی کمتر ازمیزان واقعی
Persian
[Iranian ]
calendar
گاه شماری ایرانی
[تقویم فارسی]
appraised
تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
syntheses
استنتاج تفسیر و تقویم اخبار در کسب اطلاعات
synthesis
استنتاج تفسیر و تقویم اخبار در کسب اطلاعات
appraises
تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraising
تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraise
تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
sidekicks
تقویم ملاقات وشماره گیر خودکار تلفن ارائه میدهد
sidekick
تقویم ملاقات وشماره گیر خودکار تلفن ارائه میدهد
appraisement
ارزیابی
valuation
ارزیابی
evaluation
ارزیابی
evalution
ارزیابی
valuations
ارزیابی
it was valued at rials 000
ارزیابی شد
appraisals
ارزیابی
appraisal
ارزیابی
evaluations
ارزیابی
attack assessment
ارزیابی تک
estimates
ارزیابی
estimated
ارزیابی
estimate
ارزیابی
cost accounting
ارزیابی
indiction
ارزیابی
estimating
ارزیابی
assessment
ارزیابی
assessments
ارزیابی
personal
امکان نرم افزاری که تاریخ روزانه کاربر را مدیریت و ذخیره میکند مثل تقویم
assessed
ارزیابی کردن
evaluate
ارزیابی کردن
evaluated
ارزیابی کردن
survey
ارزیابی کردن
scrutinize
ارزیابی کردن
economic appraisal
ارزیابی اقتصادی
assessing
ارزیابی کردن
supplier evaluation
ارزیابی فروشنده
assesses
ارزیابی کردن
stock valuation
ارزیابی موجودی
summative evaluation
ارزیابی تلخیصی
assess
ارزیابی کردن
project evaluation
ارزیابی طرح
unevaluated
<adj.>
ارزیابی نشده
personality assessment
ارزیابی شخصیت
explore
ارزیابی کردن
look into
ارزیابی کردن
investigate
ارزیابی کردن
unverified
<adj.>
ارزیابی نشده
untested
<adj.>
ارزیابی نشده
uninspected
<adj.>
ارزیابی نشده
unexamined
<adj.>
ارزیابی نشده
unchecked
<adj.>
ارزیابی نشده
evaluation score
نمره ارزیابی
make an evaluation
ارزیابی کردن
analyse
[British]
ارزیابی کردن
analyze
[American]
ارزیابی کردن
assay
ارزیابی کردن
inspect
ارزیابی کردن
validation
تصدیق ارزیابی
examine
ارزیابی کردن
valuation of stock
ارزیابی موجودی
enquire into
ارزیابی کردن
determine
ارزیابی کردن
corporate appraisal
ارزیابی شرکت
cost accountant
متخصص ارزیابی
check
ارزیابی کردن
bolt
[examine]
ارزیابی کردن
evaluate
ارزیابی کردن
study
ارزیابی کردن
dissect
[analyse]
ارزیابی کردن
attack assessment
ارزیابی نتایج تک
estimating
ارزیابی تخمین
appraising
ارزیابی کردن
appraises
ارزیابی کردن
reappraisals
ارزیابی تازه
estimate
ارزیابی تخمین
reappraisal
ارزیابی تازه
surveys
ارزیابی کردن
formative evaluation
ارزیابی تکوینی
estimates
ارزیابی تخمین
holistic evalution
ارزیابی کلی
job evaluation
ارزیابی شغل
revaluation
ارزیابی مجدد
rated
ارزیابی شده
appraise
ارزیابی کردن
unaudited
<adj.>
ارزیابی نشده
estimated
ارزیابی تخمین
evaluating
ارزیابی کردن
rate
ارزیابی کردن
job costing
ارزیابی هزینه ها
rates
ارزیابی کردن
evaluates
ارزیابی کردن
survey
ارزیابی کردن
appraised
ارزیابی کردن
surveyed
ارزیابی کردن
valued
ارزیابی شده
recoverable item
وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
friendly front end
طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
entry
نقط های در زمان که یک برنامه یا کار یادسته اجرا میشود توسط تقویم سیستم عامل
Schedule+
برنامه نرم افزاری که حاوی اصول مدیریت اطلاعات شخصی از قبیل تقویم روزانه است
loss assessment
ارزیابی میزان خسارت
reappraise
دوباره ارزیابی کردن
scouts
ارزیابی حریف اینده
evaluations
ارزیابی اخبار رسیده
scouted
ارزیابی حریف اینده
scout
ارزیابی حریف اینده
evaluation report
گزارش ارزیابی وضعیت
marketing audit
ارزیابی سیاستهای فروش
evaluation
ارزیابی اخبار رسیده
reappraising
دوباره ارزیابی کردن
reappraises
دوباره ارزیابی کردن
reappraised
دوباره ارزیابی کردن
aims
ارزیابی کردن شمردن
aimed
ارزیابی کردن شمردن
assess
جریمه کردن ارزیابی
terrain evaluation
ارزیابی وضع زمین
rate
سرعت ارزیابی کردن
assessing
جریمه کردن ارزیابی
assesses
جریمه کردن ارزیابی
aim
ارزیابی کردن شمردن
revalue
دوباره ارزیابی کردن
assessed
جریمه کردن ارزیابی
revalued
دوباره ارزیابی کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com