Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 240 (15 milliseconds)
English
Persian
face formwork
قالب بندی نما
face framework
قالب بندی نما
Search result with all words
framework
استخوان بندی قالب چهار دیواری
frameworks
استخوان بندی قالب چهار دیواری
format
قالب بندی کردن
formats
قالب بندی کردن
driver
یک سری دستورالعمل که کامپیوتر از انها پیروی میکند تا اطلاعات را برای انتقال به دستگاه جانبی خاص یابازیابی از ان دوباره قالب بندی کند
drivers
یک سری دستورالعمل که کامپیوتر از انها پیروی میکند تا اطلاعات را برای انتقال به دستگاه جانبی خاص یابازیابی از ان دوباره قالب بندی کند
plaster of Paris
گچ ویژه شکسته بندی و قالب گیری
decking
تخته هائیکه برای قالب بندی دالهای بتنی بکار میروند
automatic forming machine
دستگاه قالب بندی خودکار
basic type double tier formwork
قالب بندی بالارونده با تختههای مشابه
basic type single tier formwork
قالب بندی نیمه لغزان با پایههای معادل ارتفاع قالب
data formatting statements
احکام قالب بندی داده ها
embedded formating command
فرمان قالب بندی مندرج
face formwork
قالب بندی نهایی
face fromwork
قالب بندی نهائی
form lining
پوشش قالب بندی
form work
قالب بندی
format file
فایل قالب بندی
formatting
قالب بندی
formlining
پوشش قالب بندی
formwork
قالب بندی
formwork at cirved section
قالب بندی در سطوح منحنی
formwork exposed
قالب بندی سطوح مرئی
formwork unexposed
قالب بندی سطوح نامرئی
formwork with vacuum chambers
قالب بندی با خلاء
high level format
فرمت یا قالب بندی سطح بالا
initialization
قالب بندی
logical format
قالب بندی یا فرمت منطقی
off screen formatting
قالب بندی نامریی
on screen formating
قالب بندی مرئی
panel formwork
تخته قالب بندی بتن
physical format
قالب بندی فیزیکی
reformat
قالب بندی مجدد
shell formwork
قالب بندی غلافی
sliding form
قالب بندی کشویی
slip formwork
قالب بندی لغزان
space framing
قالب بندی فضائی
style sheet
الگویی که برای تولید خودکار نحوه یا نوع یک متن مثل روش کار , کتاب , برنامه ,... از پیش فرمت و قالب بندی شده باشد
Other Matches
import
1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
importing
1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
imported
1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
plasticize
قالب پذیر کردن از قالب در اوردن
blow up
تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
blow-ups
تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
blow-up
تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
evaluation rating
درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
word warp
فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
carpet classification
طبقه بندی
[درجه بندی]
فرش
rating
طبقه بندی کردن درجه بندی
ratings
طبقه بندی کردن درجه بندی
compression molding process
فرایند قالب گیری تراکمی طریقه قالب گیری تراکمی
telescopic
دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
packaging
ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
defense classification
طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
classifications
طبقه بندی رده بندی
laggin
اب بندی کردن اب بندی ناوها
wording
جمله بندی کلمه بندی
lineament
طرح بندی صورت بندی
lineaments
طرح بندی صورت بندی
classification
طبقه بندی رده بندی
downgrades
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
regrade
تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
downgraded
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
gift wrap
بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
declassification
از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
security classification
طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
line astern
صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
black designation
علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
transparently
نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
transparent
نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
group
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades
درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
groups
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade
درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grade
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
matters
قالب
shapes
قالب
shape
قالب
close fitting
قالب تن
carcasses
قالب
mattering
قالب
mattered
قالب
matter
قالب
forme
قالب
mold
قالب
cell format
قالب سل
matrix or matrices
قالب
fitted
قالب
modeled
قالب
foot pocket
قالب پا
An ice – cube .
یک قالب یخ
die
قالب
moulder
قالب گر
standard
قالب
standards
قالب
kata
قالب
carcases
قالب
models
قالب
burner frame
قالب
clusters
قالب
cluster bombs
قالب
cluster bomb
قالب
model
قالب
cluster
قالب
modelled
قالب
carcass
قالب
close-fitting
قالب تن
mould
قالب
molds
قالب
sizes
قالب
laster
قالب گر
matrix
قالب
matrixes
قالب
unformatted
بی قالب
size
قالب
swage
قالب
mandrel or dril
قالب
split line
خط قالب
moulded
قالب
moulds
قالب
centering
قالب
block
سد قالب
template
قالب
blocks
سد قالب
cake
قالب
templates
قالب
blocked
سد قالب
green sand mold
قالب تر
spectrum
قالب
molded
قالب
moulding
قالب
laster
قالب کن
ingot
قالب
insulation testing apparatus
دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
blocks
قالب کردن
card format
قالب کارت
blocked
قالب ریختن
mandrel
قالب مرغک
blocks
قالب ریختن
mold cavity
حفره قالب
cavetto
قالب مجوف
die
قالب منگنه
acrobat
قالب فایل
mold
قالب گرفتن
mandril
سنبه قالب
block
قالب کردن
cases
قالب قاب
box caisson
صندوق قالب پی
die
قالب گرفتن
block
قالب ریختن
cased
قالب گیری
modeller
قالب سازی
case
قالب قاب
brush style
قالب قلم
blocked
قالب کردن
acrobats
قالب فایل
bloc
قالب کردن
record format
قالب رکورد
record format
قالب مدرک
variable format
با قالب متغییر
hob
سنبه قالب
hobs
سنبه قالب
modelling
قالب سازی
sinkers
قالب ریز
stamping
قالب گیری
founds
قالب کردن
found
قالب کردن
moulding
قالب سیم
moulding
قالب گیری
to take a cast of
قالب کردن
stunt box
قالب بند
blocs
قالب کردن
format
قالب هیئت
formats
قالب هیئت
shoe tree
قالب کفش
shuttering
قالب بتن
slip form
قالب لغزنده
snaps
قالب زنی
snapping
قالب زنی
snapped
قالب زنی
snap
قالب زنی
rough hew
قالب کردن
stretch press die
قالب انبساطی
range format
قالب دامنه
form
قالب کردن
form
شکل قالب
numeric format
قالب عددی
address format
قالب نشانی
moulder
قالب ریز
A bar of soap. A cake of soap.
یک قالب صابون
moulder
قالب گیر
stripping
قالب برداری
mouldable
قالب بردار
mould cavity
محفظه قالب
molding pressure
فشار قالب
bentonite slurries
دو قالب بتونیت
molding operation
قالب کاری
order format
قالب دستور
order format
قالب سفارش
formed
قالب کردن
formed
شکل قالب
forms
قالب کردن
forms
شکل قالب
sinker
قالب ریز
pouring gate
تغذیه قالب
plasticity
قالب پذیری
permanent shuttering
قالب ثابت
pattern maker
قالب ساز
page frame
قالب صفحه
molder
قالب گیر
molds
قالب گرفتن
moulded
قالب گیری
format effector
تاثیرکننده قالب
last n
قالب کفشدوزی
molded
قالب گرفتن
formatted
قالب دار
core box
قالب ماهیچه
green sand molding
قالب ریزی تر
last n
قالب کردن
ingot mould
قالب شمش
moulds
قالب گرفتن
electrotype
قالب برقی
molds
قالب گیری
moulds
قالب گیری
mould
قالب گیری
mould
قالب گرفتن
hat block
قالب کلاه
laster
گاز قالب کش
free format
در قالب ازاد
moulded
قالب گرفتن
instruction foramt
قالب دستورالعمل
models
قالب طرح
modelled
قالب طرح
fuse block
قالب فیوز
data format
قالب داده ها
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com