English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (15 milliseconds)
English Persian
fishingboat قایق ماهی گیری
Search result with all words
gig نیزه ماهی گیری قایق پارویی سریع السیر
gigs نیزه ماهی گیری قایق پارویی سریع السیر
Other Matches
boat کشیدن ماهی بداخل قایق
boats کشیدن ماهی بداخل قایق
mooch گرفتن ماهی ازاد با قایق متحرک
piscatology فن ماهی گیری
halieutics ماهی گیری
halieutic وابسته به ماهی گیری
fishing line ریسمان ماهی گیری
grizzly king مگس ماهی گیری
trotline نخ قلاب ماهی گیری
fish line ریسمان ماهی گیری
ledger bait طمعه ماهی گیری
angle قلاب ماهی گیری
angles قلاب ماهی گیری
creels سبد ماهی گیری
fyke کیسه ماهی گیری
creel سبد ماهی گیری
fishing boat کرجی ماهی گیری
fosher boat کرجی ماهی گیری
fishing vessel کشتی ماهی گیری
common of piscary حق ماهی گیری درابهای دیگری
net تور ماهی گیری و امثال ان
nets تور ماهی گیری و امثال ان
nett تور ماهی گیری و امثال ان
seine تور بزرگ ماهی گیری
common of fishery حق ماهی گیری درابهای دیگر
gimp نوعی ریسمان ماهی گیری
galliot کرجی باری یا ماهی گیری
night line ریسمان ماهی گیری شبانه
common fishery حق ماهی گیری درابهای عمومی
purse seine تور کیسهای برای ماهی گیری
kiddle بند توردار برای ماهی گیری
gang hook دو یا سه قلاب ماهی گیری متصل بهم
gaff قلاب یانیزه خاردار ماهی گیری
gaff میله نگهدارنده ضلع بالایی بادبان قلاب مخصوص حمل ماهی به خشکی یا قایق
fence month ماهی که شکارگوزن یاماهی گیری دران ممنوع است
free fishery حق انحصاری ماهی گیری درابهای عمومی بموجب فرمان شاه
long shoreman گماشته بارگیری و بار خالی کنی در بندریا ماهی گیری در کرانه
grains نیزه ماهی گیری که دارای چهارپنجه یابیشترباشد نیزه چنگالی
canopies روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
canopy روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
sinker وزنه ریسمان ماهی گیری وزنه
sinkers وزنه ریسمان ماهی گیری وزنه
lubber's line علامت روی قطبنمای قایق نشاندهنده قسمت جلو و عقب قایق
backwind حرکت قایق در وضعی که باداثر نامساعد نسبت به بادبان قایق بعدی داشته باشد
pomfret یکجور ماهی خوراکی دراقیانوس هندو اقیانوس ارام ماهی سیم دریایی
sea horse موجود افسانهای که نصف بدنش اسب ونصف دیگرش ماهی بوده گراز ماهی
heck ماهی بند:بندی که ماهی رادررودخانه نگاه میدارد
escolar نوعی ماهی فلس دارخشن بنام لاتین ruvettuspretiosus که شبیه ماهی خال مخالی است
fish ماهی صید کردن ماهی گرفتن
guppies ماهی گول بچه زا ماهی ابنوس
haddock ماهی روغن کوچک قسمی ماهی
fished ماهی صید کردن ماهی گرفتن
guppy ماهی گول بچه زا ماهی ابنوس
mackerel ماهی خال مخالی ماهی اسقومری
fishes ماهی صید کردن ماهی گرفتن
grayfish نوعی ماهی روغن سگ ماهی
tacking سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tack سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacked سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacks سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
He's a wet blanket. او [مرد] آدم روح گیری [نا امید کننده ای یا ذوق گیری] است.
boat space فضای بار موجود در قایق محوطه بار قایق
sea calf گوساله ماهی سگ ماهی
showboat قایق دارای صحنه نمایش نمایش در قایق
pickerel اردک ماهی کوچک گوشت اردک ماهی
his severity relaxed از سخت گیری خود کاست سخت گیری وی کمتر شد
teleost ماهی استخوانی وابسته به ماهی استخوانی
digamy دو زن گیری دو شوهر گیری
measuring converter مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
stream gaging اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
with the utmost rigour با کمال سخت گیری با سخت گیری هر چه بیشتر
point voting system سیستم رای گیری عددی سیستم رای گیری امتیازی
compression molding process فرایند قالب گیری تراکمی طریقه قالب گیری تراکمی
boat قایق
outboard قایق
boat tail دم قایق
boats قایق
barges قایق
bilge کف قایق
barge قایق
barged قایق
caique قایق
lighter قایق
ark قایق
ferry boat قایق
lighters قایق
boatdeck پل قایق
gar سگ ماهی
mermaids زن ماهی
fished ماهی
fish ماهی
fishes ماهی
fumade ماهی
tartar sauce سس ماهی
piscium ماهی
caudal fin دم ماهی
dogfish سگ ماهی
mermaid زن ماهی
tuna fish ماهی تن
sturgeon سگ ماهی
tuna ماهی تن
lunar ماهی
per mensem ماهی
pisces ماهی
haberdine ماهی
motorboat قایق موتوری
rafts قایق باری
motorboats قایق موتوری
ferried قایق موتوری
ferries قایق موتوری
boatchock زین قایق
forward جلو قایق
forwarded جلو قایق
double banked boat قایق دو پارو زن
sailboat قایق بادی
sailboats قایق بادبانی
sailboats قایق بادی
lighterage قایق باری
painters طناب قایق
life raft قایق نجات
painter طناب قایق
landing craft raiding قایق هجومی
ferry قایق موتوری
ferrying قایق موتوری
tumbrel قایق ته صاف
boat pool حوضچه قایق
boat plug پیته قایق
gunwale لبه قایق
boathouse قایق خانه
boathouse آشیانهی قایق
boathouses قایق خانه
yachting قایق رانی
boathouses آشیانهی قایق
boat painter طناب قایق
boat skids گهواره قایق
hold water قایق ایست
tumbril قایق ته صاف
boat your oars پارو به قایق
boat work قایق بری
powerboat قایق موتوری
powerboats قایق موتوری
boat tail پاشنه قایق
icebreaker قایق یخ شکن
iceboat قایق یخ شکن
ice boat قایق یخ شکن
boat hails شناسایی قایق
night boat قایق اماده
sloop قایق یک دکله
The boat sank. قایق غرق شد
crash boat قایق نجات
life float قایق نجات
coble قایق پارویی
grappling irons لنگر قایق
grappling iron لنگر قایق
chief of boat فرمانده قایق
pulling boat قایق پارویی
chief of boat سکانی قایق
swamp به گل نشستن قایق
sloop قایق جنگی
cutters قایق تک دکله
cutters قایق پارویی
hydrofoil قایق پرنده
hydrofoil قایق هواناو
hydrofoils قایق پرنده
hydrofoils قایق هواناو
service craft قایق گشتی
seaboat قایق ترابری
coxswain سکان قایق
single banked boat قایق تک پارو زن
cutter قایق پارویی
cutter قایق تک دکله
soling قایق با 3 سرنشین
raft قایق باری
catboat قایق تک بادبان
canoeist قایق ران
by the stern قایق سربالا در اب
rhinos قایق باربر
rhino قایق باربر
rowboat قایق پارویی
rowboats قایق پارویی
schooner قایق دو دگلی
schooners قایق دو دگلی
to sail avessel راندن قایق
swamps به گل نشستن قایق
monohull قایق با یک بدنه
davit جرثقیل قایق
canoes قایق رانی
canoe قایق رانی
centerboarder قایق تیردار
piragua قایق ته پهن
swamped به گل نشستن قایق
center board ته قایق بادبانی
swamping به گل نشستن قایق
motorboat engine قایق موتوری
motor sailer قایق موتوردار
single قایق یک نفره
davit قایق بالابر
sailboat قایق بادبانی
cabin cruiser قایق تفریحی
ladders پلکان قایق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com