Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (22 milliseconds)
English
Persian
sportfisherman
قایق موتوری بزرگ برای ماهیگیری دورازساحل
Other Matches
cigarrette
قایق مسابقه بزرگ موتوری
hydroplane
نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
hydroplaned
نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
hydroplanes
نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
hydroplaning
نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
ferry
قایق موتوری
powerboat
قایق موتوری
motorboat
قایق موتوری
motorboats
قایق موتوری
motorboat engine
قایق موتوری
ferrying
قایق موتوری
ferried
قایق موتوری
ferries
قایق موتوری
powerboats
قایق موتوری
gasboat
قایق موتوری
speedboats
قایق موتوری سرعت
outboarder
راننده قایق موتوری
speedboat
قایق موتوری سرعت
diver
راننده قایق موتوری
daycruiser
قایق موتوری کوچک
powerboat racing
مسابقه با قایق موتوری
motorboat racing
مسابقه با قایق موتوری
motor launch
قایق موتوری کرجی
powerboating
راندن قایق موتوری
parasailing
بلند شدن در هوا با چتر بکمک اتومبیل یا قایق موتوری بلند شدن در هوا با چتر بکمک قایق موتوری
outboard motor
موتوری که روی قایق سوارشده
powerboat
قایق موتوری تفریحی یاماهیگیری
outboard motors
موتوری که روی قایق سوارشده
drag boat
قایق موتوری مسابقه سرعت
powerboats
قایق موتوری تفریحی یاماهیگیری
motor torpedo boat
قایق موتوری سریع السیراژدر انداز
storm boat
نوعی قایق سبک هجومی موتوری
speedboat
کرجی یا قایق موتوری سریع السیر
speedboats
کرجی یا قایق موتوری سریع السیر
sea skiff
قایق موتوری به اندازه متوسط با کابین
fishing chair
صندلی در قایق ماهیگیری
boat net
تور ماهیگیری با قایق
drift fishing
ماهیگیری از قایق شناور
float fishing
ماهیگیری با قایق متحرک
parakiting
بلند شدن در هوا با چتر بکمک اتومیبل یا قایق موتوری
predicted log racing
مسابقه قایق موتوری باپیشبینی قبلی زمان از طرف راننده
trolling
ماهیگیری با حرکت قایق و ازعقب ان
boat rod
چوب کلفت ماهیگیری با قایق
whaleboat
قایق موتوری یا پارویی درازو باریک مخصوص صید نهنگ و غیره
bottom bouncing
ماهیگیری با قایق و تکان دادن پی درپی قلاب
trolls
بستن نخ و قلاب ماهیگیری به پشت قایق متحرک
troll
بستن نخ و قلاب ماهیگیری به پشت قایق متحرک
scooter
روروک مخصوص بچه ها قایق موتوری ته پهن روروک سواری کردن
scooters
روروک مخصوص بچه ها قایق موتوری ته پهن روروک سواری کردن
landing net
تور ماهیگیری با دسته کوتاه یا بلند, دامی که باماهیهای بزرگ راباان به خشکی میکشند
party boat
قایق بزرگ حامل مشتریان
drives
راندن اسب باشلاق راندن قایق موتوری ترساندن شکار و راندن ان بسوی شکارچی
drive
راندن اسب باشلاق راندن قایق موتوری ترساندن شکار و راندن ان بسوی شکارچی
contact ion engine
موتوری برای ایجاد تراست درفضا
port
بزرگ کردن لوله اگزاست سمت چپ قایق
flag days
روزهای مناسب یا نامناسب برای حرکات موتوری
fishable
مناسب یا مجاز برای ماهیگیری
spool
قرقره استوانهای برای پیچیدن نخ ماهیگیری
lure
وسیلهای برای ماهیگیری باچند قلاب
lures
وسیلهای برای ماهیگیری باچند قلاب
spools
قرقره استوانهای برای پیچیدن نخ ماهیگیری
lured
وسیلهای برای ماهیگیری باچند قلاب
luring
وسیلهای برای ماهیگیری باچند قلاب
fly dope
ماده اغشته به طعمه ماهیگیری برای شناورشدن
surfcasting rod
چوب ماهیگیری برای قلاب اندازی در موج
jump fishing
ماهیگیری سیار برای کشف محل ماهیها
put and take fishing
انداختن ذخیره ماهی به اب برای امادگی ماهیگیری درفصل
bail
فلزی بشکل لا وصل به قرقره ماهیگیری برای پیچیدن نخ
dipsey sinker
نوعی وزنه برای فرو بردن قلاب ماهیگیری
snap swivel
حلقه گردان با گیره فلزی برای وصل کردن طعمه ماهیگیری به ان
backing
کمان نوارپیچی شده برای ازدیادمقاومت نخ دخیره دور قرقره ماهیگیری
shares
IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shared
IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
share
IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
When is there a ferry to ...?
چه وقت قایق برای ... هست؟
sneakbox
قایق ته پهن برای شکارمرغابی
sneakboat
قایق ته پهن برای شکارمرغابی
canopy
روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
canopies
روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
life raft
قایق چوبی
[برای نجات غریق]
ballast
فلز سنگین کف قایق برای حفظ تعادل
burdended
فاصله گرفتن از قایق جلویی برای عبور
mooring line
طناب برای مهار کردن قایق به ساحل
bailer
سوراخی در عقب قایق برای بیرون ریختن اب
automotive
وسیله موتوری موتوری
obstruction
خطای قرارگرفتن بین گوی و حریفی که به سمت گوی می دودبقصد ممانعت حریف نه گرفتن گوی هر مانع بزرگ در مسیر قایق
obstructions
خطای قرارگرفتن بین گوی و حریفی که به سمت گوی می دودبقصد ممانعت حریف نه گرفتن گوی هر مانع بزرگ در مسیر قایق
hike out
خم شدن یا اویختن به لبه قایق برای ایجاد تعادل
bollard
تیر عمودی ساحل برای بستن قایق منقاری
painters
طناب کوتاه وصل به قایق برای بستن به ساحل
chain plate
صفحه فلزی کنار قایق برای بستن بادبان
bollards
تیر عمودی ساحل برای بستن قایق منقاری
daggerboard
تیر یا صفحه متحرک ته قایق برای حفظ تعادل
painter
طناب کوتاه وصل به قایق برای بستن به ساحل
jacklight
ماهیگیری غیرمجاز در شب بکمک نورافکن نورافکن برای شکار غیر مجاز در شب
cabled
طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
outrigger
چوبهای دراز طرفین قایق برای نگاه داشتن تورماهیگیری
spill wind
سست کردن بادبان برای جلوگیری از تمایل قایق به یک سمت
cable
طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
marlinespike
وسیله نوک تیزی برای جداکردن رشتههای طناب قایق
embedded code
کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
safaris
سفر برای شکار بزرگ
safari
سفر برای شکار بزرگ
mooring penant
طناب کوتاه وصل به گوی شناور برای بستن قایق به ساحل
yaght club
باشگاه تفریحی قایق داران برای انجام مسابقه بین اعضا
deer refle
تفنگ کالیبر بزرگ برای شکاربزرگ
traveler
میله فلزی عقب قایق با حلقه برای وصل کردن طناب بادبان
porte cochere
در بزرگ برای دخول گردونه هابحیاط خانه
trapoze
سیم وصل به بالای دکل وکمربند سرنشین قایق برای فشار به سمت باد
case sensitive search
جستجو برای حساسیت نسبت به بزرگ یا کوچک بودن حرف
pillows
صخره بزرگ زیر اب در عمق کافی برای جریان ارام اب
guns
تخته بزرگ وسنگین موج سواری برای موجهای سنگین
gun
تخته بزرگ وسنگین موج سواری برای موجهای سنگین
pillow
صخره بزرگ زیر اب در عمق کافی برای جریان ارام اب
diver's flag
پرچم قرمز با نوار سفید روی قایق برای هشدار به قایقرانان تا از منطقه غواصی دور شوند
lubber's line
علامت روی قطبنمای قایق نشاندهنده قسمت جلو و عقب قایق
beach balls
توپ بزرگ و رنگارنگ برای بازی در کنارهی دریا و دریاچه و یا استخر
beach ball
توپ بزرگ و رنگارنگ برای بازی در کنارهی دریا و دریاچه و یا استخر
deflation port
سوپاپ بزرگ در بالای بالن برای خروج هوا هنگام نشستن
vm/sp
VirtualIB سیستم عاملی برای کامپیوترهای بزرگ Product System achine
big blue
ابی بزرگ لقبی برای شرکت بین المللی ماشینهای تجاری
backwind
حرکت قایق در وضعی که باداثر نامساعد نسبت به بادبان قایق بعدی داشته باشد
physical motor pool
پارک موتوری ساختمان دار پارک موتوری تاسیسات دار
critical path analysis
استفاده از بررسیهای هر مرحله بحرانی یک پروژه بزرگ برای کمک به گروه مدیریت
commoners
استانداری برای تصاویر ویدیویی که پیکسلهای تصویر را بزرگ و پهن نشان میدهد
ratioing
کوچک و بزرگ کردن عکس به مقیاس معین برای استفاده در موزاییکهای عکسی
keeper
ریسمان کوچک وصل به بالای کمان ماهی بزرگ و مجاز برای سید
keepers
ریسمان کوچک وصل به بالای کمان ماهی بزرگ و مجاز برای سید
common
استانداری برای تصاویر ویدیویی که پیکسلهای تصویر را بزرگ و پهن نشان میدهد
commonest
استانداری برای تصاویر ویدیویی که پیکسلهای تصویر را بزرگ و پهن نشان میدهد
bottoming reamer
وسیلهای برای میزان و بزرگ ردن سوراخ به اندازه دلخواه بدون کج کردن لبه ها
central
که برای تولید کلمات بزرگ CPU با استفاده از روش ها تقسم بیت به کار می رود
line haul
زمان لازم برای حمل بار به وسیله ستون زمان حمل باریا زمان حرکت ستون موتوری
Novell
شرکت بزرگ که نرم افزار شبکه تولید می :ند. و برای سیستم عامل Netware معروف است که روی سرور PC اجرا میشود
unix
سیستم عامل چند کاربره عمومی سافت AT Tbell Laboraforien برای اجرا روی بیشتر کامپیوترها از PC تامین کامپیوتر و meninframe بزرگ
My grandparents are six feet under.
<idiom>
پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania
مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
tack
سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacks
سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacked
سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacking
سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
He has grown into a man .
برای خودش مردی شده ( بزرگ شده )
museum piece
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
big game
صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
macropterous
دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
fossil
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
NetBEUI
گونه پیشرفته پروتکل شبکه NetBios ساخت ماکروسافت NetBECI در شبکه قابل سیریابی نیست و برای شبکههای مابین بزرگ نامناسب میشود
boat space
فضای بار موجود در قایق محوطه بار قایق
aerodyne
هواپیمای موتوری
motorized
یکان موتوری
motorization
موتوری کردن
pooled
پارک موتوری
moped
دوچرخهی موتوری
mopeds
دوچرخهی موتوری
motor vehicle
خودرو موتوری
pools
پارک موتوری
motorbike
دوچرخهی موتوری
motorbikes
دوچرخهی موتوری
motorize
موتوری کردن
motor vessel
کشتی موتوری
push bike
در برابردوچرخه موتوری
motorcades
کاروان موتوری
motor unit
یکان موتوری
motor scooter
روروک موتوری
motor pool
پارک موتوری
pool
پارک موتوری
motorcade
کاروان موتوری
push bikes
در برابردوچرخه موتوری
motor drive
محرکه موتوری
motor fule
سوخت موتوری
grandparents
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
so large
چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandam
مادر بزرگ ننه بزرگ
grandparent
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
pool equipment
وسایل پارک موتوری
panel truck
بارکش کوچک موتوری
to start a motor
موتوری را بکار انداختن
power driven vessel
یگان شناور موتوری
motorsports
ورزشهای با وسایل موتوری
motor vehicle
وسیله نقلیه موتوری
motor transport
حمل و نقل موتوری
showboat
قایق دارای صحنه نمایش نمایش در قایق
cray
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
convoy
کاروان دریایی ستون موتوری
kick over
<idiom>
موتوری که شروع به کار میکند
convoys
کاروان دریایی ستون موتوری
movement table
جدول حرکت ستونهای موتوری
automotive
تکنولوژی وسایل نقلیه موتوری
motorcar
وسیله نقلیه موتوری اتومبیل
motorized
یکان موتوریزه محمول موتوری
power mower
چمن زن یا علف چین موتوری
motored
موتوری خودرویی وسیله به حرکت دراورنده
motor
موتوری خودرویی وسیله به حرکت دراورنده
motors
موتوری خودرویی وسیله به حرکت دراورنده
tractive force
نیروی کشش وسایل نقلیه موتوری
cabin cruisers
کشتی کوچک موتوری ناو اتاقکدار
cabin cruiser
کشتی کوچک موتوری ناو اتاقکدار
motor traffic
رفت و امد وسایل نقلیه موتوری
convoy assembly port
بندر محل تجمع ستون موتوری
motor-
موتوری خودرویی وسیله به حرکت دراورنده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com