Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
upside
قسمت بالایی فوقانی
Search result with all words
top of the loom
قسمت بالایی یا فوقانی دار
[قالی]
Other Matches
furnace dome
قسمت فوقانی کوره
pile head
قسمت فوقانی شمع
furnace top
قسمت فوقانی کوره
headers
قسمت فوقانی اجر کله
header
قسمت فوقانی اجر کله
topsides
قسمت فوقانی بدنه قایق بالای اب
taffrail
قسمت فوقانی ومسطح عقب کشتی
fastigium
راس قسمت فوقانی بطن چهارم
geison
[سنگ سیاه در قسمت بالایی کتیبه های کلاسیک]
heel
کج شدن قایق از یک طرف قسمت بالایی بدنه تفنگ درحال هدفگیری
heels
کج شدن قایق از یک طرف قسمت بالایی بدنه تفنگ درحال هدفگیری
jibstay
قسمت فوقانی تیر که بادبان یک گوشه روی ان قرار می گیرد
crankcase upper half
قسمت فوقانی محفظه لنگ محفظه لنگ فوقانی
upper deck
پل بالایی
over-
بالایی
upperlimit
حد بالایی
uphill
سر بالایی
upwards
بالایی
upper limit
حد بالایی
over
بالایی
upper
بالایی
superiors
بالایی
accolades
سر بالایی
accolade
سر بالایی
uppers
بالایی
superior
بالایی
upward
بالایی
butts
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butt
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
surface width
عرض بالایی
upper transit
تار بالایی
upper floor
اشکوب بالایی
topsawyer
اره کش بالایی
topping lift
مهار بالایی
climbing lane
خط اضافی در سر بالایی
gunwale
لبه بالایی دیوارکشتی
to toil up hill
بسختی از سر بالایی رفتن
upper flammability limit
حد بالایی اشتعال پذیری
beer moustache
رد آبجو روی لب بالایی
gunnel
لبه بالایی دیوارکشتی
head
بخش بالایی وسیله
juice moustache
رد آبمیوه روی لب بالایی
roll in
<idiom>
باقیمت بالایی رسیدن
upper limit
حد فوقانی
top
فوقانی
uppers
فوقانی
upper
فوقانی
superjacent
فوقانی
upper wing
بال بالایی در هواپیمای دوباله
gunwale
لبه بالایی دیواره قایق
head
بعد بالایی کتاب یا بدنه
terneplate
ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
terne
ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
quartersaw
الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
ecphora
پیش آمدگی
[طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
shuttling
حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
plank
قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
long bone
که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
superstructure
ساختمان فوقانی
topstone
سنگ فوقانی
superstratum
طبقه فوقانی
capital
فوقانی راسی
top view
نمای فوقانی
the upper storey
طبقه فوقانی مخ
top layer
لایه فوقانی
top edge
لبه فوقانی
top die
حدیده فوقانی
superstructures
ساختمان فوقانی
upper bowl
جام فوقانی
upper beam
تیر فوقانی
base section
رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
cross disbursing
انتقال اعتباراز یک قسمت به قسمت دیگرتبدیل اعتبارات
head gate
دریچه فوقانی کانال
roundhouse
عرشه فوقانی کشتی
upper room
بالاخانه اطاق فوقانی
top hamper
اتصالات فوقانی ناو
freeboard
بدنه فوقانی ناو
superstructures
روساخت بنای فوقانی
mesocline
لایه فوقانی مزوسفر
skysail
بادبان فوقانی کشتی
superstructure
روساخت بنای فوقانی
fan light
پنجره کوچک فوقانی
hurricane deck
عرشه سبک فوقانی کشتی
upstairs
دراشکوب بالا ساختمان فوقانی
uppish
باد در خیشوم انداز فوقانی
poop deck
عرشه کوچک فوقانی کشتی
chemosphere
ناحیهای در قسمتهای فوقانی اتمسفر
acropodium
سطح فوقانی پای پرندگان
turf
طبقه فوقانی خاک مرغزار
altar-slad
[سنگ رویه فوقانی محراب]
altar-stone
[سنگ رویه فوقانی محراب]
moustache
رد نوشیدنی روی لب بالایی
[مانند شیر یا آبجو و غیره]
deceleron
شهپری که بصورت نیمه هی بالایی و پایینی جدا میشود
sections
قسمت قسمت کردن برش دادن
section
قسمت قسمت کردن برش دادن
stratosphere
طبقه فوقانی جواز 11 کیلومتر ببالا
aurora
پدیده تابناکی در لایههای فوقانی اتمسفر
head board
تختهای که در انتهای فوقانی چیزی گ ذارند
waxed
واکس زدن سطح فوقانی تخته موج
wax
واکس زدن سطح فوقانی تخته موج
waxes
واکس زدن سطح فوقانی تخته موج
biconvex
بالی که هر دو سطح فوقانی و تحتانی ان به صورت محدب باشد
fanfold
یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
shuttle
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttled
حمل کردن قسمت به قسمت
executing agency
قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
shuttled
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttle
حمل کردن قسمت به قسمت
shuttles
حمل کردن قسمت به قسمت
shuttles
قسمت قسمت حرکت کردن
bow string truss
خرپاهائیکه قسمتهای فوقانی و تحتانی ان نسبت به افق خمیده باشد
ozonosphere
لایهای از بخشهای فوقانی اتمسفر در ارتفا تقریبی 02 تا03 کیلومتر
gaff
میله نگهدارنده ضلع بالایی بادبان قلاب مخصوص حمل ماهی به خشکی یا قایق
upper surface blowing
دمیدن جریان جهت پیشراننده اصلی روی سطح فوقانی بال
cumulo nimbus
ابرهای بسیار بزرگ متراکم که قسمتهای فوقانی انها به استراتوسفر میرسد
public relations officer
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officers
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
detachments
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachment
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
super
: پیشوندی است بمعنی مربوط ببالا- واقع درنوک چیزی- بالایی- فوق- برتر- مافوق-ارجح-بیشتر و ابر
enlisted section
قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
army nurse corps
قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
chapman region
منطقه فرضی در لایههای فوقانی اتمسفر که توزیع دانسیته الکترونها در ان باتغییرات ارتفاع قابل پیش بینی است
p.p.m
قسمت در یک میلیون قسمت
parts per million
قسمت در میلیون قسمت
throttling
عبور قسمت به قسمت
throttles
عبور قسمت به قسمت
shuttles
بمباران قسمت به قسمت
shuttled
راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttled
بمباران قسمت به قسمت
throttle
عبور قسمت به قسمت
to sell in lots
قسمت قسمت فروختن
throttled
عبور قسمت به قسمت
shuttle
بمباران قسمت به قسمت
shuttles
راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttle
راهپیمائی قسمت به قسمت
spoiler
صفحه دراز و باریک روی سطح بالایی هواپیما که برای کاستن سرعت یا اوج گرفتن هواپیما بلند میشود
possitive stagger
ترتیب قرارگرفتن بالهای هواپیمای دوباله بطوریکه لبه حمله بال بالایی جلوترازبخش متنافر بال پایینی باشد
negative stagger
ترتیب قرارگرفتن بالهای هواپیماهی دوباله بطوریکه لبه حمله بال پایینی جلوتراز بخش متنافر بال بالایی قرارگیرد
forward overlap
پوشش در قسمت جلویی انطباق در قسمت جلویی
variable area wing
بالهایی باطول متغیر درهواپیماهای دوباله که هنگام جمع شدن بال پایینی در بال بالایی تغییر ملموس و چشم گیری ایجاد میکند
chine
عضو طولی در کنار بدنه شناورهای دریایی یاهواپیماهای دریایی که محل برخورد سطوح فوقانی وتحتانی میباشند
pyramid spot
نقطه روی میز اسنوکر یابیلیارد انگلیسی میان فاصله نقطه مرکزی و وسط لبه بالایی میز
cross refer
از یک قسمت کتاب به قسمت دیگر ان مراجعه کردن مراجعه متقابل کردن
foreground program
برنامهای که تقدم بالایی داشته و بنابر این بر برنامههای فعال جاری در یک سیستم کامپیوتری که ازروش چند برنامهای استفاده میکند تقدم دارد
overpass
گذرگاه فوقانی گذرگاه زبرین
overpasses
گذرگاه فوقانی گذرگاه زبرین
division police petty officer
درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
railway division
قسمت عملیات راه اهن قسمت ترابری با راه اهن
cellular unit
یکان قسمت به قسمت یکان مبنا
vat dyeing
رنگرزی خمی
[روشی جهت رنگرزی رنگینه هایی که براحتی در آب حل نمی شوند. الیاف رنگ شده به این طریق دارای مقاومت بالایی در مقابل شستشو و نور خورشید هستند و بیشتری برای پنبه و الیاف های سلولزی است.]
skeg
قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
skag
قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
part
قسمت
feck
قسمت
data division
قسمت
arm
قسمت
compartmental
قسمت قسمت
instalment
قسمت
instalments
قسمت
plank
قسمت
department
قسمت
departments
قسمت
division
قسمت
divisions
قسمت
installments
قسمت
segments
قسمت
pieces
قسمت
section
قسمت
caboodle
قسمت
sections
قسمت
segment
قسمت
piece
قسمت
party
قسمت
Corp
قسمت
portion
قسمت
partitions
قسمت
portions
قسمت
partition
قسمت
unit
قسمت
units
قسمت
percentage
قسمت
percentages
قسمت
dole
قسمت
cantos
قسمت
rasher
قسمت
rashers
قسمت
canto
قسمت
agencies
قسمت
agency
قسمت
piecemeal
قسمت به قسمت
snick
قسمت
ratio
قسمت
ratios
قسمت
components
قسمت
compartment
قسمت
compartments
قسمت
component
قسمت
underfoot
قسمت کف پا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com