English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
crankcase upper half قسمت فوقانی محفظه لنگ محفظه لنگ فوقانی
Other Matches
multi chamber نوعی محفظه احتراق درموتورهای توربین که در ان محفظه ها دورتادورقرارگرفته اند
buffer chamber جان لوله محفظه ضربت گیر محفظه دافع
upside قسمت بالایی فوقانی
pile head قسمت فوقانی شمع
furnace top قسمت فوقانی کوره
furnace dome قسمت فوقانی کوره
headers قسمت فوقانی اجر کله
header قسمت فوقانی اجر کله
topsides قسمت فوقانی بدنه قایق بالای اب
taffrail قسمت فوقانی ومسطح عقب کشتی
top of the loom قسمت بالایی یا فوقانی دار [قالی]
fastigium راس قسمت فوقانی بطن چهارم
jibstay قسمت فوقانی تیر که بادبان یک گوشه روی ان قرار می گیرد
crankcase bottom o.lower half قسمت تحتانی محفظه لنگ کف کارتر
torch pot [محفظه مشعل سوخت محفظه سوخت پاش توربینی]
ullage فضای خالی داخل محفظه سوخت موشک فضای بازداخل محفظه سوخت
upper limit حد فوقانی
upper فوقانی
uppers فوقانی
superjacent فوقانی
top فوقانی
upper bowl جام فوقانی
topstone سنگ فوقانی
top view نمای فوقانی
top layer لایه فوقانی
top edge لبه فوقانی
top die حدیده فوقانی
the upper storey طبقه فوقانی مخ
superstratum طبقه فوقانی
capital فوقانی راسی
superstructures ساختمان فوقانی
superstructure ساختمان فوقانی
upper beam تیر فوقانی
top hamper اتصالات فوقانی ناو
skysail بادبان فوقانی کشتی
mesocline لایه فوقانی مزوسفر
roundhouse عرشه فوقانی کشتی
superstructures روساخت بنای فوقانی
upper room بالاخانه اطاق فوقانی
superstructure روساخت بنای فوقانی
head gate دریچه فوقانی کانال
freeboard بدنه فوقانی ناو
fan light پنجره کوچک فوقانی
turf طبقه فوقانی خاک مرغزار
chemosphere ناحیهای در قسمتهای فوقانی اتمسفر
altar-stone [سنگ رویه فوقانی محراب]
altar-slad [سنگ رویه فوقانی محراب]
hurricane deck عرشه سبک فوقانی کشتی
upstairs دراشکوب بالا ساختمان فوقانی
acropodium سطح فوقانی پای پرندگان
uppish باد در خیشوم انداز فوقانی
poop deck عرشه کوچک فوقانی کشتی
aurora پدیده تابناکی در لایههای فوقانی اتمسفر
head board تختهای که در انتهای فوقانی چیزی گ ذارند
stratosphere طبقه فوقانی جواز 11 کیلومتر ببالا
waxes واکس زدن سطح فوقانی تخته موج
waxed واکس زدن سطح فوقانی تخته موج
wax واکس زدن سطح فوقانی تخته موج
biconvex بالی که هر دو سطح فوقانی و تحتانی ان به صورت محدب باشد
bow string truss خرپاهائیکه قسمتهای فوقانی و تحتانی ان نسبت به افق خمیده باشد
ozonosphere لایهای از بخشهای فوقانی اتمسفر در ارتفا تقریبی 02 تا03 کیلومتر
guard assembly محفظه
envelope محفظه
envelopes محفظه
enclosure محفظه
housing محفظه
chamber محفظه
lacuna محفظه
encasement محفظه
incasement محفظه
enclosures محفظه
chambers محفظه
cavities محفظه
cavity محفظه
containers محفظه
container محفظه
cumulo nimbus ابرهای بسیار بزرگ متراکم که قسمتهای فوقانی انها به استراتوسفر میرسد
upper surface blowing دمیدن جریان جهت پیشراننده اصلی روی سطح فوقانی بال
intake chamber محفظه ورودی
gas chambers محفظه باروت
incubators محفظه رشد
computer enclosure محفظه کامپیوتر
mould cavity محفظه قالب
gas chamber محفظه باروت
incubator محفظه رشد
combustion area محفظه احتراق
combustion chamber محفظه احتراق
breech recess محفظه کولاس
combustor محفظه احتراق
card cage محفظه کارت
oil pan محفظه کارتر
ootheca محفظه تخم
breech ring محفظه کولاس
potpourri محفظه عطر
potpourris محفظه عطر
resonating cavity محفظه تشدید
breech محفظه کولاس
system unit محفظه سیستم
case فرف محفظه
cases فرف محفظه
primer pouch محفظه چاشنی
air chamber محفظه هوا
circular cell محفظه گرد
shields محفظه سپرشدن
pinch پایه محفظه
starting chamber محفظه استارت
pinches پایه محفظه
shield محفظه سپرشدن
hoppers محفظه خوراک دستگاه
gas port محفظه عبور گاز
to tip something into a container [British E] چیزی را در محفظه ای ریختن
hopper محفظه خوراک دستگاه
gasholders محفظه نگاهداری گاز
floppy disk case محفظه فلاپی دیسک
crankcase محفظه میل لنگ
gasholder محفظه نگاهداری گاز
disk unit enclosure محفظه واحد دیسک
canisters محفظه گلوله افشان
breech chamber محفظه خرج انفجار
reaction chamber محفظه فعل و انفعال
acoustical sound enclosure محفظه عایق صوتی
reliquary محفظه عتیقه باقیمانده
reliquaries محفظه عتیقه باقیمانده
low pressure casing محفظه ی فشار ضعیف
carter محفظه میل لنگ
chamber furnace کوره محفظه دار
gas chambers محفظه اعدام با گاز
caisson [محفظه یا صندوق زیرآبی]
gas chamber محفظه اعدام با گاز
canister محفظه گلوله افشان
can annular محفظه احتراق حلقوی شکل
crankcase supercharger سوپرشارژر محفظه میل لنگ
cavities سوراخ حفره یا محفظه قالب
burner cans محفظه احتراق موتورهای توربینی
cannular محفظه احتراق حلقوی شکل
cavity سوراخ حفره یا محفظه قالب
dewar محفظه عایق حرارتی با دوجداره
rhumbatron نوع متداول محفظه تشدید
houses قرار دادن یک وسیله در یک محفظه
house قرار دادن یک وسیله در یک محفظه
ignitor محفظه حامل باروت اشتعال
housed قرار دادن یک وسیله در یک محفظه
Thermoses قمقمه محفظه یافرف عهایق حرارت
crankcase محفظه کارتر پوسته میل لنگ
flooder غرق کننده محفظه مین زیرابی
vault storage محفظه یا انبار ضد حریق وبتون ارمه
crankcase explusion سرو صدای داخل محفظه لنگ
cartridges جعبه پلاستیکی که محفظه جوهر است
Thermos قمقمه محفظه یافرف عهایق حرارت
cartridge جعبه پلاستیکی که محفظه جوهر است
ccd محفظه هایی برای ذخیره داده
time capsule محفظه محتوی اثار تاریخی وفرهنگی
chapman region منطقه فرضی در لایههای فوقانی اتمسفر که توزیع دانسیته الکترونها در ان باتغییرات ارتفاع قابل پیش بینی است
panels بخش مسط ح محفظه با قط عات کنترل و سوکت
to break into something از محفظه ای [با زور وارد شدن و] دزدی کردن
equipment bay محفظه یا جعبهای که تجهیزات الکترونیکی در ان نصب میشود
panel بخش مسط ح محفظه با قط عات کنترل و سوکت
burner compartment قسمتی از روپوش موتور که روی محفظه احتراق قرارگرفته است
interior label بجای اینکه برچسب خارجی یا فیزیکی روی محفظه باشد
toner محفظه پلاستیکی برای تونر پودری که در چاپگر لیزری استفاده میشود
cartridge محفظه پرتابل سوخت جامد یاسیستم خودسوزی برای پرتاب پرتابه
charactristic lenght نسبت حجم محفظه احتراق به مساحت دهانه ورودی موتوردر راکت
cartridges محفظه پرتابل سوخت جامد یاسیستم خودسوزی برای پرتاب پرتابه
chine عضو طولی در کنار بدنه شناورهای دریایی یاهواپیماهای دریایی که محل برخورد سطوح فوقانی وتحتانی میباشند
residence time مدت زمانیکه قطرات کوچک سوخت در محفظه احتراق توربین گاز میمانند
vapor pressure فشار مولکولهای بخار روی دیواره فرف یا محفظه برابر فشارهای جزئی یا سهمی
multipropellant سوخت راکت متشکل از دو یاچند جزء که بصورت مجزا به محفظه احتراق وارد میشوند
plenum chamber محفظه اب بندی شده درتوربینهای گاز که سبب ملایم کردن و گرفتن نوسانات جریان هوا میگردد
carbon tracking باقیمانده بسیار ناچیز کربن که در اثر تخلیه الکتریکی درداخل دینام دلکو یا محفظه شمع باقی میماند
overpasses گذرگاه فوقانی گذرگاه زبرین
overpass گذرگاه فوقانی گذرگاه زبرین
helmzhold resonator محفظه توخالی که تنها با یک سوراخ کوچک به محیط خارج مرتبط است و در ازای فرکانس معینی به تشدید درمی اید
igniting اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
ignite اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
ignited اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
ignites اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
trackball وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
electrostatic محفظه فلزی که با ماده حساس پوشیده شده است . و متصل به زمین است که آن را از واسط ها حفظ میکند
slaves محفظه داده که داده را از باس اصلی می گیرد
slaved محفظه داده که داده را از باس اصلی می گیرد
slave محفظه داده که داده را از باس اصلی می گیرد
slaving محفظه داده که داده را از باس اصلی می گیرد
coriolis effect پاسخهای فیزیولوژیکی شخصی که داخل یک محفظه در حال دوران در هر جهت بجز جهت موازی با محورهادرحال حرکت است
conex محفظه حمل بار اطاق بار
chips وسیلهای که حاوی قط عات کوچک نیمه هادی ها است که روی آنها چندین عنصر مانند تراتریستورها محفظه هاو... برای انجام یک عمل قرار دارند
chip وسیلهای که حاوی قط عات کوچک نیمه هادی ها است که روی آنها چندین عنصر مانند تراتریستورها محفظه هاو... برای انجام یک عمل قرار دارند
containers جعبه حاوی وسایل جعبه اماد جعبه محفظه فرف
container جعبه حاوی وسایل جعبه اماد جعبه محفظه فرف
card کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
cards کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
butts ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butt ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
ecphora پیش آمدگی [طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
terneplate ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
terne ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
quartersaw الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
shuttling حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
plank قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
long bone که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com