English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (4 milliseconds)
English Persian
slave غلام
slave بنده
slave برده
slave زرخرید اسیر
slave غلامی کردن
slave سخت کارکردن
slave مملوک
slave محفظه داده که داده را از باس اصلی می گیرد
slave ترمینالی که با کامپیوتر اصلی یا ترمینال کنترل شود
slave پردازنده مخصوص که با پردازنده اصلی کنترل میشود
slave بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
slave صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد
slave کامپیوتر ثانوی راه دور یا ترمینال که با کامپیوتر مرکزی کنترل میشود
slave پیرو
Other Matches
negro slave غلام زنگی
negro slave کاکا
slave mode حالت پیرو یا برده
slave ant مورچه کارگر
slave computer کامپیوتر برده
slave holder زرخرید
slave holder دار
slave merchant برده فروش
slave station ایستگاه فرعی
white slave استفاده از زن برای فحشاء تجارت ناموس
slave labour بردهداری
To emancipate a slave. برده ای را آزاد کردن
negro slave غلام سیاه
master slave ارباب و برده
slave drivers نظارت کننده بر کار برده ها کارفرمای سخت گیر
galley slave غلام پاروزن
galley slave مزدور زحمتکش
galley slave غلام
female slave جاریه
escaped slave برده فراری
slave driver نظارت کننده بر کار برده ها کارفرمای سخت گیر
escaped slave عبد ابق
slave trade برده فروشی
female slave کنیز
female slave with a child ام ولد
male slave or servant غلام
master slave system سیستم ارباب و برده
master slave system سیستم راهبر پیرو
master slave manipulator بازو و دست خودکار که به وسیله اپراتوراز فاصله دوری هدایت میشود
master slave manipulator یک شانه
female slave with a child master her from child witha
To work like a horse ( dog, slave ) . مثل خر کا رکردن
previous master of a liberated slave معتق
master slave computer system یک سیستم کامپیوتری متشکل از یک کامپیوتر اصلی متصل شده به یک یا چندین کامپیوترکارپذیر
A slave bought with money is more free than he who. <proverb> بنده زر خرید آزادتر از بنده شکم است .
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com