English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 139 (7 milliseconds)
English Persian
defaulter قصورکننده طفره زن
defaulters قصورکننده طفره زن
Other Matches
shirks طفره رو
dalliance طفره
balky طفره رو
ca'canny طفره
dallier طفره زن
elusion طفره
balker طفره رو
stick-in-the-muds طفره رو
stick-in-the-mud طفره رو
stick in the mud طفره رو
subterfuges طفره
subterfuge طفره
shirking طفره رو
shirked طفره رو
shirk طفره رو
dodgy طفره رو
evasion طفره
evasions طفره
procrastination طفره
dodger طفره رو
dodgers طفره رو
elusive طفره زن
goldbrick طفره رو
deflection طفره
deflections طفره
avoidance طفره
evasive طفره زن
runaround طفره
tergiversator طفره رو
put off طفره
procrastinator طفره رو
jink طفره
truants طفره رو
truant طفره رو
escape mechanism طفره وتعلل
stalling طفره زدن
ineludible طفره نزدنی
evasion طفره رفتن
stall طفره زدن
get round طفره رفتن
evading طفره زدن از
evadable طفره پذیر
evades طفره زدن از
goby طفره پیشگیری
evaded طفره زدن از
evade طفره زدن از
evasions طفره رفتن
evasible طفره زدنی
jink طفره رفتن
procrastinatory طفره امیز
dodgery طفره روی
prolongate طفره رفتن
prorogation طفره زنی
bilk طفره زدن
baulk ردکردن طفره
baulk طفره رفتن
elusory طفره امیز
aviod طفره زدن از
evasively از روی طفره
shirker ادم طفره رو
evadingly طفره زنان
hem and haw <idiom> طفره رفتن
truancy طفره زنی
fetch بهانه طفره
baulked طفره رفتن از
baulking طفره رفتن از
baulks طفره رفتن از
doff طفره رفتن
doffed طفره رفتن
doffing طفره رفتن
doffs طفره رفتن
avoid طفره رفتن از
avoided طفره رفتن از
avoiding طفره رفتن از
balks طفره رفتن از
balking طفره رفتن از
balked طفره رفتن از
fetched بهانه طفره
fetches بهانه طفره
hedge طفره زدن
hedged طفره زدن
hedges طفره زدن
dodged طفره زدن
dodges طفره زدن
dodging طفره زدن
dodge طفره زدن
balk طفره رفتن از
avoids طفره رفتن از
wriggle طفره زدن
shirked طفره زدن
fudging طفره رفتن
funk طفره زدن
shirk طفره زدن
fudges طفره رفتن
fudged طفره رفتن
wriggling طفره زدن
wriggles طفره زدن
fudge طفره رفتن
shirks طفره زدن
wriggled طفره زدن
shirking طفره زدن
evasiveness تمایل به طفره یاگریز
stall دور سرگرداندن طفره
subterfuges طفره زنی اختفاء
subterfuge طفره زنی اختفاء
stalling دور سرگرداندن طفره
parrying دورسازی طفره رفتن
parry دورسازی طفره رفتن
elusively از روی طفره یا خدعه
parries دورسازی طفره رفتن
parried دورسازی طفره رفتن
to beg the question طفره رفتن از پرسشی
to play the truant از رفتن به اموزشگاه طفره زدن
swerves عدول کردن طفره زدن
swerved عدول کردن طفره زدن
put off تاخیر کردن طفره رفتن
swerve عدول کردن طفره زدن
eludes طفره زدن دوری کردن از
eluded طفره زدن دوری کردن از
evasiveness حالت یاخوی طفره زنی
elude طفره زدن دوری کردن از
prolong طفره رفتن بطول انجامیدن
prolongs طفره رفتن بطول انجامیدن
prolonging طفره رفتن بطول انجامیدن
swerving عدول کردن طفره زدن
eluding طفره زدن دوری کردن از
dallying وقت را ببازی گذراندن طفره زدن
dallies وقت را ببازی گذراندن طفره زدن
dallied وقت را ببازی گذراندن طفره زدن
truants شاگرد یا ادم طفره رو مکتب گریز
truant شاگرد یا ادم طفره رو مکتب گریز
dally وقت را ببازی گذراندن طفره زدن
get round the law با کلاه شرعی از اجرای قانون طفره رفتن
beat around the bush <idiom> غیره مستقیم وبا طفره صحبت کردن
pussyfoot دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
To quibble and equivocate. پشت هم اندازی کردن ( طفره رفتن ،دوپهلو صحبت کردن )
get round the law با کلاه شرعی از اجرای قانون طفره رفتن کلاه شرعی سرچیزی گذاشتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com