English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 174 (9 milliseconds)
English Persian
row قطار راسته
rowed قطار راسته
rows قطار راسته
Other Matches
Loudon's hollow wall [دیوار آجری با دونوع آجر چینی کله راسته و راسته چینی]
to limber up a gun carriage پیش قطار و پس قطار توپ رابهم بستن
to limber up پیش قطار و پس قطار توپ رابهم بستن
straightest راسته
order راسته
stretcher راسته
stretchers راسته
directed راسته
building line راسته
directs راسته
straighter راسته
straight راسته
row راسته صف
rowed راسته صف
phylum راسته
rows راسته صف
phylon راسته
direct راسته
genre دسته راسته
sirloin گوشت راسته
sirloins گوشت راسته
surloin راسته گاو
stretcher bond رج چینی راسته
suborder راسته فرعی
suborder خرده راسته
genres دسته راسته
subclass تحت راسته
stretcher bond اجر چینی راسته
flemish bond رج چینی کله راسته
flemish bond اجر چینی کله راسته
proboscidean راسته پستانداران خرطوم دار
proboscidian راسته پستانداران خرطوم دار
cyclostome جانور از راسته دهان گردان
primate راسته پستانداران نخستین پایه
inbond and outbond wall دیوار با اجر چینی کله راسته
multigage قطار راه اهن چند ریله قطار چند ریله
holotype نمونهای که نویسنده یا دانشمندی برای معرفی یک راسته یا دسته ازجانوران وگیاهان معین میکند
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
conpanion هم قطار
compeer هم قطار
file قطار
tandem قطار
tandems قطار
train قطار
trains قطار
trained قطار
colleagues هم قطار
rowed قطار
filed قطار
colleague هم قطار
rows قطار
string قطار
row قطار
wave train قطار موج
sleeping carriage خوابگاه قطار
wagon master رئیس قطار
train of waves قطار موج
freight train قطار باری
freight trains قطار باری
locomotive driver [British E] راننده قطار
railway station ایستگاه قطار
train operator [American E] راننده قطار
railroad engineer [American E] راننده قطار
locomotive engineer [American E] راننده قطار
locomotive operator [British E] راننده قطار
When does the train arrive? قطار کی می رسد؟
train ride گردش با قطار
The train ran off the rails. قطار از خط خارج شد
train driver راننده قطار
truck واگن قطار
primer پیش قطار
primers پیش قطار
ranks قطار رشته
train پیش قطار
trained پیش قطار
ranked قطار رشته
trains پیش قطار
rank قطار رشته
error burst قطار خطاها
electric train قطار برقی
goods train قطار باربری
i lost the train به قطار نرسیدم
goods trains قطار باربری
trucked واگن قطار
cross belt قطار حمایل
pulse train قطار تپشها
prime movers پیش قطار
trucking واگن قطار
trucks واگن قطار
light engineh لوکوموتیو بی قطار
in a row قطار شده
prime mover پیش قطار
for تحویل روی قطار
intercity train قطار بین شهری
goods trains قطار حمل کالا
a thorugh train قطار بدون توقف
buffer-bar [railway] ضرب خور [قطار]
caboose اطاق کارگران قطار
buggie پیش قطار توپ
goods train قطار حمل کالا
streetcar [American E] [old-fashioned] قطار برقی خیابان
i lost the train قطار را از دست دادم
time bill برنامه حرکت قطار
the train runs without a stop قطار بدون ایست
parlor car سالن استراحت قطار
streamliner قطار سریع وشیک
dining car واگن رستوران قطار
train journey from ... over ... to ... مسافرت با قطار از ... از راه ... به ...
dining cars واگن رستوران قطار
tram [British E] قطار برقی خیابان
tramcar [British E] قطار برقی خیابان
trolleycar [American E] [old-fashioned] قطار برقی خیابان
trolley [American E] [old-fashioned] قطار برقی خیابان
When wI'll the train arrive ? چه وقت قطار می آید ؟
half lap joint اتصال نیم نیم راسته
When does the train [bus] to ... depart? قطار [اتوبوس] به ... کی حرکت می کند؟
containers قطار و کشتی بکاربرده میشود
container قطار و کشتی بکاربرده میشود
Does this train go to ... ? آیا این قطار به ... میرود؟
What time does the train arrive in London? چه وقت قطار به لندن می رسد؟
intercity train قطار بین شهری با توقف
free on rail تحویل کالا روی قطار
The train came in on time . قطار به موقع رسید ( سروقت )
We rushed ( hurried ) back to the train station. با عجله بر گشتیم ایستگاه قطار
The train was 10 minutes late. قطار 10 دقیقه دیر رسید
How long does the train stop here? چه مدت قطار اینجا توقف دارد؟
slip carriage واگنی که از قطار راه اهن ول میشود
Do I have to change trains? آیا باید قطار عوض کنم؟
in the centre near the railway station در مرکز شهر نزدیک ایستگاه قطار
boat train [خط ] قطار با ارتباط به کشتی [برای سفر]
lounge car قطار دارای سالن استراحت وتفریح
Does the train stop in London? آیا قطار در لندن توقف دارد؟
Is there a train to the airport? آیا برای فرودگاه قطار هست؟
limber عراده را به عقب توپ بستن پیش قطار
What platform does the train to York leave from? قطار یورک از کدام سکو حرکت می کند؟
Is the train from Leeds late? آیا قطار شهر لیدز تاخیر دارد؟
rail capacity حداکثرفرفیت کشش ریلها از نظرتعداد قطار در روز
What platform does the train from York arrive at? قطار یورک در کدام سکو توقف می کند؟
freight lighter قطار سریع السیر جهت حمل کانتینر
I want to leave the car in the railway station من میخواهم اتومبیل را در ایستگاه قطار تحویل بدهم.
I missed the connection. من اتوبوس [قطار هواپیمای] رابط را از دست دادم.
Is this the train to Liverpool? آیا این قطار شهر لیورپول است؟
Luchily for me the train was late. خوش شانسی آوردم قطار دیر رسید
There is a train to London at 8. یک قطار برای شهر اختر در ساعت 8 هست؟
Is this the right platform for the train to London? آیا این سکوی قطار لندن است؟
switches روشن کردن برق بخط دیگر انداختن قطار
convention international de merchandies عهدنامه بین المللی جهت حمل کالا با قطار
When is the next train to Oxford? چه وقت قطار بعدی به سمت آکسفورد حرکت می کند؟
When is the last train to Oxford? چه وقت آخرین قطار به سمت آکسفورد حرکت می کند؟
switch روشن کردن برق بخط دیگر انداختن قطار
Is there enough time to change trains? آیا برای تعویض قطار وقت کافی دارم؟
Change at London and get a local train. در لندن عوض کنید و یک قطار محلی سوار شوید.
You have to change at London. شما باید در لندن قطار تان را عوض کنید.
switched روشن کردن برق بخط دیگر انداختن قطار
parliamentary train قطار راه اهنی که میلی یک PENNY بیشتر از مسافرنمیگیرد
Do the trains connect? [خط] قطارها به هم اتصال دارند؟ [برای عوض کردن قطار]
Your train will leave from platform 8. قطار شما از سکوی شماره 8 حرکت خواهد کرد.
ferrybridge کشتی ای که قطار راه اهن راازروی رودخانه یاخلیج میبرد
To alight from a bus(tarin,car). پایین آمدن (پیاده شدن از اتوبوس .قطار و اتو مبیل )
streamliner قطار یا هواپیمایی که مقاومت هوا را درهم شکسته وانرا تعدیل کند
highball یک لیوان بزرگ ویسکی یا عرق مخلوط بانوشابه گازدار قطار سریع السیر
drawbar میلهای که واگونهای قطار رابه لکوموتیو متصل میکند میله اتصال واگون
Consider yourself lucky [fortunate] (that) you weren't on the train at that time. شما باید خودتان را خوش شانس [خوشبخت] در نظر بگیرید [که] در آن زمان در قطار نبودید.
limber chest جعبه حمل مهمات توپخانه جعبه پیش قطار
demurrage هزینه معطلی در حمل با قطار یا کشتی هزینههای معطلی
get off <idiom> پایین آمدن یا بیرون آمدن از (اتوبوس ،قطار)
towbar اهرم یدک کش اهرم پیش قطار
cross belt کمربند حمایل قطار حمایل فشنگ
detrain از قطار پیاده شدن یا پیاده کردن
trainable تربیت شدنی قطار شدنی
freightliner شرکت حمل و نقل کننده کالا قطار سریع السیر جهت حمل کالا در مسافتهای دور قطاری که کانتینر حمل می نمایدfreight
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com