Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
Only a drop in the bucket ( ocean) .
قطره ای دردریا است (بسیار نا چیز )
Search result with all words
a drop in the ocean
<idiom>
قطره ای دردریا
[بسیار نا چیز]
[اصطلاح]
Other Matches
Many a little makes a mickle .
قطره قطره جمع گرددوانگهی دریا شود
gutter
اب رودار کردن قطره قطره شدن
gutters
اب رودار کردن قطره قطره شدن
sea borne commerce
بازرگانی دردریا
sailable
قابل سواری دردریا
floating cargo
باری که دردریا است
mine field
ناحیه مین گذاری شده دردریا
vlsi
مجتمع سازی درمقیاس بسیار بزرگ تجمع مقیاس بسیار وسیع
infinity
حجم بسیار بسیار بزرگ که از بیشترین حد تصور هم بزرگتر باشد
super-
کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع
u.h.f.
بسامد بسیار بسیار زیاد
ultra high frequency
بسامد بسیار بسیار زیاد
cray
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
minim
قطره
drops
قطره
Drop by drop . I n drops.
قطره قطره
dropped
قطره
dripping
قطره
driblet
قطره
drib
یک قطره
drop point
قطره
droppings
قطره
gutta
قطره
minims
قطره
drop
قطره
glob
قطره
dropping
قطره
blob
قطره
goblet
قطره
goblets
قطره
gobbet
قطره
gobbets
قطره
blobs
قطره
gutty
قطره قطره
globs
قطره
dropwise
قطره وار
eardrop
قطره گوش
dropping tube
قطره چکان
raindrop
قطره باران
raindrops
قطره باران
the very last drop
اخرین قطره
guttula
قطره خرد
teardrop
قطره اشک
teardrops
قطره اشک
guttiform
قطره مانند
droplets
ریز قطره
dropper
قطره چکان
droppers
قطره چکان
drip pan
قطره چکان
droplet
قطره کوچک
droplet
ریز قطره
droplets
قطره کوچک
glob
قطره کوچک گلبول
drops
{pl}
قطره والریان
[داروسازی]
valerian
قطره والریان
[داروسازی]
globs
قطره کوچک گلبول
eyedropper
قطره چکان چشم
quartz clock
بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
drop
قطره سقوط کردن کم کنید
dropped
قطره سقوط کردن کم کنید
millikan oil drop experiment
ازمایش قطره روغن میلیکان
Eye ( ear , nose ) drops .
قطره چشم ( گوش و بینی )
collyrium
دوای قطره برای چشم
oil drop experiment
آزمایش قطره روغن
[فیزیک]
drops
قطره سقوط کردن کم کنید
dropping
قطره سقوط کردن کم کنید
He emptied the glass to the last drop .
لیوان را تا آخرین قطره خالی کرد
state-of-the-art
بسیار پیشرفته یا از نظر تکنیکی بسیار پیشرفته
period of concentration
در یک حوزه ابریز رودخانه مدت زمانی که یک قطره اب از ابتدای حوزه تا خروج از حوزه را
overly
بسیار
by far
بسیار
beastby
بسیار
abundant
بسیار
far
بسیار
an abundance of
بسیار
numerous
بسیار
very little
بسیار کم
so mush
بسیار
plenty
بسیار
very
بسیار
far and away
بسیار
thousand and one
بسیار
detestable
بسیار بد
much
بسیار
multiplicity
بسیار
unco
بسیار
multifarious
بسیار
many
بسیار
precious
بسیار
sopping
بسیار
ever so
بسیار
multiped
بسیار پا
muckle
بسیار
mickle or muckle
بسیار
desperate
بسیار بد
mickle
بسیار
longeval
بسیار زی
lot
بسیار
lashongs
بسیار
no end of
بسیار
clinking
بسیار
sadly
بسیار بد
rotten
<adj.>
بسیار بد
lousy
<adj.>
بسیار بد
terrible
<adj.>
بسیار بد
all
بسیار
all-
بسیار
awful
<adj.>
بسیار بد
not a lettle
بسیار
oftentimes
بسیار
powerfully
بسیار
immortally
بسیار
galore
بسیار
seldom
بسیار کم
parlous
بسیار
out and a way
بسیار
sorely
بسیار
awfully
بسیار
dateless
بسیار قدیم
peracute
بسیار سخت
d. stupid
بسیار کودن
polygonal
بسیار گوشه
pianissimo
بسیار اهسته
peracute
بسیار حاد
multiform
بسیار شکل
point device
بسیار درست
deep read
بسیار خوانده
amazedly
باشگفت بسیار
much rain
باران بسیار
ambrosial
بسیار مطبوع
overripe
بسیار رسیده
multitudinously
با گروه بسیار
overrefinement
تصفیه بسیار
multangular
بسیار گوشه
much was said
بسیار چیزهاگفته شد
high-pitched
بسیار شیبدار
oliguresis
پیشاب بسیار کم
multivincular
بسیار پیوند
corking
بسیار عالی
ad nauseam
بسیار زننده
death traps
بسیار خطرناک
of great importance
بسیار مهم
bulimy
حرص بسیار
perfervid
بسیار باحرارت
death trap
بسیار خطرناک
at railway speed
بسیار تند
polygram
شکل بسیار خط
multocular
بسیار چشم
at a great rat
بسیار تند
at a premium
بسیار مطلوب
all-powerful
بسیار نیرومند
multisonant
بسیار صدا
ultramodern
بسیار تازه
multisonous
بسیار صدا
at full lick
بسیار تند
v.l.f.
بسامد بسیار کم
ogygian
بسیار کهنه
much pleased
بسیار خوشتود
primordiality
قدمت بسیار
precipitance
تعجیل بسیار
polystome
جانور بسیار
polystomatous
جانور بسیار
supereminent
بسیار بلند
gelid
بسیار سرد
superfine
بسیار فریف
superheat
بسیار گرم
polysemous
بسیار معنی
polysemia
بسیار معنایی
precipitancy
تعجیل بسیار
infernality
زشتی بسیار
precisionist
بسیار دقیق
prepotent
بسیار توانا
hunky dory
بسیار خوب
high strung
بسیار حساس
heavy poll
ارا بسیار
heart break
اندوه بسیار
prepotency
نفوذ بسیار
sizzler
بسیار گرم
inappreciable
نامحسوس بسیار کم
hairline rule
خط بسیار نازک
polyphonous
بسیار صدا
supersubtlety
زرنگی بسیار
e. use ful
بسیار سودمند
multidentate
بسیار دندان
pointdovice
بسیار درست
punctuality
دقت بسیار
pleophagous
بسیار خوار
dozens of girls
ذختران بسیار
dirt cheap
بسیار ارزان
diaphoresis
خوی بسیار
deluxe
بسیار زیبا
meticulosity
دقت بسیار
polychromatic
بسیار رنگ
many persons
مردمان بسیار
thank you very much
بسیار ممنونم
polyphonic
بسیار صدا
the d. is in him
بسیار شروراست
polyphagous
بسیار غذا
polyhistor
دانش بسیار
polyhistor
بسیار دانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com