English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English Persian
yield قیمت بازار درامد و نفع یک موجودی
yielded قیمت بازار درامد و نفع یک موجودی
yields قیمت بازار درامد و نفع یک موجودی
Other Matches
underprice قیمت پایین تراز قیمت بازار
market value در بازار قیمت بازار
market price قیمت بازار
historical cost قیمت بازار
market value قیمت بازار
market clearing price قیمت تعادل در بازار
open market price قیمت بازار ازاد
real national income درامد ملی به قیمت ثابت
competitive price قیمت حاصله ازرقابت خریداران وفروشندگان در بازار ازاداقتصادی
demand factors پیش بینی قیمت کالا در اینده توزیع درامد جامعه
collusion برای تعیین قیمت مشترک و یا تقسیم بازار کالامیان خود
anti dumping مخالفت تبعیض قیمت بین بازار داخل و خارج از کشور
flea market بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
flea markets بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
abc analysis طبقه بندی مخصوص کالاهای موجود درانبار که معمولابراساس قیمت موجودی هریک از اقلام تنظیم میگردد
cartels توافق رسمی بین فروشندگان یک کالا بمنظورتعیین قیمت و مقدار فروش وکنترل اعضای بازار
cartel توافق رسمی بین فروشندگان یک کالا بمنظورتعیین قیمت و مقدار فروش وکنترل اعضای بازار
walras law براساس این قانون در تعادل عمومی بازارها با دخالت بازار پول چنانچه تعدادی بازار کالا درحالت تعادل قرارداشته باشنددر این صورت بازار بعدی که میتواند بازار پول باشد نیز درحالت تعادل قرار خواهدداشت
imperfect competition حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
perpetual inventory فهرست دائمی موجودی موجودی دائم
stock evaluation بررسی موجودی انبار ارزیابی موجودی
earmarked stock موجودی تخصیص یافته موجودی اختصاصی
stockade جزء موجودی نگهداشتن موجودی انبار
stockades جزء موجودی نگهداشتن موجودی انبار
kinked demand curve و اگر فروشنده قیمت کالا راکاهش دهد فروش وی بیشترنخواهد شد زیرا سایرفروشندگان قیمت خود راپائین اورده و از کاهش قیمت تبعیت میکنند .
disposable personal income درامد شخصی قابل تصرف درامد خالص پس از کسرمالیات
dumping فروش کالا در بازار خارج به قیمتی ارزانتر از بازار داخل
market research تحقیقات درخصوص بازار مطالعه وضعیت بازار
reserve price قیمت پنهانی [در حراجی های فرش و در بازارهای خارج استفاده می شود یعنی صاحب فرش، یک قیمت حداقل در نظر می گیرد و اگر در مزایده قیمت پیشنهادی از آن پایین تر باشد، از فروش امتناع می کند.]
fairer بازار مکاره هفته بازار عادلانه
fairest بازار مکاره هفته بازار عادلانه
fairs بازار مکاره هفته بازار عادلانه
fair بازار مکاره هفته بازار عادلانه
mixed capitalism نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
gini coefficient شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
stocked موجودی موجودی کالا
stock موجودی موجودی کالا
market failure شکست بازار نارسائی بازار
cost plus pricing تعیین قیمت فروش با افزودن ضریب مخصوص منفعت به قیمت تمام شده
current standard cost مقیاس سنجش قیمت کالای تولیدی یا مواد اولیه با قیمت پایه است
functional distribution of income توزیع درامد بر حسب کارکرد توزیع درامد بین عوامل تولیدبدون توجه به مالکیت عوامل تولید
unbundled software نرم افزاری که قیمت آن همراه با قیمت قطعه نیست
regressive income tax مالیات بر درامد کاهنده مالیات بر درامد نزولی
value added قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
stock watering سهام تاسیسات گرانقیمتی رابا قیمت اختیاری در بورس فروختن که مالا" به تقلیل قیمت سایر سهام منتهی شود
paasche price index یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
list price فهرست قیمت اجناس فهرستی که در ان قیمت اجناس یا اگهی ویاکالاهای تجارتی رانوشته اند
shadow price شبه قیمت قیمت ضمنی
last price اخرین قیمت حداقل قیمت
normal price قیمت عادی قیمت معمولی
market socialism سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
quantum valebat در مواقعی که جنسی بدون تعیین قیمت دقیق فروخته و شرط شود که قیمت بر مبنای قاعده فوق بعدا" پرداخت شود
periodic stock check کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
spiral of wages and prices حرکت تسلسلی مزدها و قیمت ها مارپیچ مزدها و قیمت ها
market economy اقتصاد مبتنی بر بازار اقتصاد بازار
market economies اقتصاد مبتنی بر بازار اقتصاد بازار
tacit collusion حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
repertoire موجودی
minimum stock level موجودی
store موجودی
storing موجودی
balance in hand موجودی
holding موجودی
supplies موجودی
stocked موجودی
stock موجودی
assets موجودی
cycle stock موجودی فعال
safety stock موجودی تضمینی
fund موجودی سرمایه
continuous inventory موجودی مستمر
complete inventory موجودی کامل
consumable stock موجودی مصرفی
quick assets موجودی نقدشو
excess stock موجودی مازاد
danger warning level حداقل موجودی
reserve stock موجودی ذخیره
capital stock موجودی سرمایه
business inventories موجودی تجاری
stocked موجودی ذخیره
stocked موجودی انبار
inventories موجودی کالا
inventory موجودی کالا
inventory فهرست موجودی
surplus stock موجودی اضافی
surplus stock موجودی مازاد
active stock موجودی فعال
fund موجودی دارائی
funded موجودی دارائی
funded موجودی سرمایه
valuation of stock ارزیابی موجودی
stocked به موجودی افزودن
inventory لیست موجودی
stock موجودی انبار
buffer stock موجودی احتیاطی
buffer stock موجودی ذخیره
stock account حساب موجودی
stock accounting حسابداری موجودی
stock adjustment تعدیل موجودی
stock adjustment تطبیق موجودی
stock audit حسابرسی موجودی
stock check کنترل موجودی
stock control کنترل موجودی
stock record سابقه موجودی
stock taking رسیدگی به موجودی
stock valuation ارزیابی موجودی
stock به موجودی افزودن
stock موجودی ذخیره
warehouse stock موجودی انبار
exhaust bin level فاقد موجودی
supplied موجودی لزوم
inventory management مدیریت موجودی
inventory discrepancy اختلاف موجودی
idle stock موجودی بی مصرف
inventory control کنترل موجودی
supplying موجودی جایگیرموقتی
instruction repertoire موجودی دستورالعمل
supplied موجودی جایگیرموقتی
supply موجودی لزوم
out of stock;ex stock از موجودی یاذخیره
supply موجودی جایگیرموقتی
exhaust bin level اتمام موجودی
financial assets موجودی مالی
supplying موجودی لزوم
marginal cost pricing قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
stock in trade موجودی کالای مغازه
stock handling cost هزینه جابجایی موجودی
continuous stock control کنترل مستمر موجودی
stock control کنترل موجودی انبار
base stock control کنترل موجودی مبنا
portfolios موجودی اوراق بهادار
portfolio موجودی اوراق بهادار
continuous stock taking رسیدگی مستمر موجودی
maximum stock حداکثر موجودی انبار
raw stock موجودی مواد خام
raw material stock موجودی مواد اولیه
safety stock موجودی ذخیره انبار
spares stock موجودی لوازم یدکی
stock talking سیاهه برداری از موجودی
liability تعهد موجودی بانکی
liabilities تعهد موجودی بانکی
inventory صورت دارایی موجودی
stockage وسایل موجودی در انبار
wardrobe اشکاف موجودی لباس
stocked موجودی کالا ذخیره
wardrobes اشکاف موجودی لباس
cyclical stock check کنترل موجودی دورهای
inventory ذخیره موجودی اماد
inventory reconciliation تطبیق اسناد موجودی
assets موجودی شخص ورشکسته
to lay in a stock موجودی تهیه کردن
stock موجودی کالا ذخیره
transfer of portfolio انتقال موجودی اوراق بهادار
finished goods stock موجودی کالاهای تمام شده
supplying تامین موجودی عرضه نمودن
finish stock موجودی کالای ساخته شده
out of stock <adj.> غیر موجودی کالا [در انبار]
supply تکمیل کردن موجودی ذخیره
supply تامین موجودی عرضه نمودن
inventory reconciliation تطابق موجودی با دارایی یکان
intermediate stock موجودی کالاهای درحال ساخت
stock control کنترل وسفارش موجودی انبار
supplied تامین موجودی عرضه نمودن
supplied تکمیل کردن موجودی ذخیره
supplying تکمیل کردن موجودی ذخیره
stockholders صاحب موجودی ذخیره نگهدار
dead stock موجودی بی ارزش و غیرقابل فروش
perpetual stock record سابقه دائمی موجودی انبار
appreciation افزایش ارزش دارایی و موجودی
fast moving stock موجودی که به سرعت کاهش می یابد
stockholder صاحب موجودی ذخیره نگهدار
appreciations افزایش ارزش دارایی و موجودی
trover دعوی مطالبه قیمت مال مغصوب دعوی مطالبه قیمت مال مورد استفاده بلاجهت
demand accommodation تنظیم تقاضای یکانها با موجودی انبار
portfolio entry قلم متعلق به موجودی اوراق بهادار
To take an invevtory. صورت برداری کردن ( موجودی گرفتن )
active stock موجودی انبار که مورد استفاده قرارمیگیرد
amphibious vehicle availability table جدول نمودار موجودی خودروهای اب خاکی
to take inventory صورت سالیانه از کالای موجودی برداشتن
warehouse refusal اعلام عدم موجودی کالا درانبار
deficit کسر موازنه مازاد بدهی بر موجودی کمبود
deficits کسر موازنه مازاد بدهی بر موجودی کمبود
cycle stock موجودی که جهت تولید در انبار نگهداری میشود
storewide شامل تمام موجودی انبار یاتمام فروشگاه
dead stock موجودی بی ارزش یا غیرقابل فروش سرمایه بیکار
danger warning level مقدار موجودی کالا که میبایست همیشه در انبارموجود باشد
overstock زیاد ذخیره کردن موجودی بیش از حدلزوم داشتن
eurytherm موجودی که دارای درجات حرارت مختلف و زیادی است
earning درامد
income درامد
makings درامد
earnings درامد
total income درامد کل
means درامد
emolument درامد
prelusion درامد
it wasprologue to the nextmove درامد
remunerative پر درامد
revenue درامد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com