Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (10 milliseconds)
English
Persian
insulated layer
لایه عایق
Search result with all words
shield
, این جفت سیستم ها پس وارد یک لایه عایق می شوند تا بیشتر تصادم را کم کنند
shield
هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
shields
, این جفت سیستم ها پس وارد یک لایه عایق می شوند تا بیشتر تصادم را کم کنند
shields
هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
insulated intermediate layer
لایه میانی عایق
Other Matches
insulation
عایق کاری یا عایق بندی ایزولاسیون
insulator
عایق کننده روکش عایق
insulator
جسم عایق ماده عایق
insulators
عایق کننده روکش عایق
insulators
جسم عایق ماده عایق
services
توابعی که در یک لایه DSI برای استفاده در لایه بالاتر به کار می روند
blanket course
لایه ضد میک لایه در برابر کشش موئی روکش پادرس
underlays
در زیر چیزی لایه قرار دادن لایه زیرین
underlay
در زیر چیزی لایه قرار دادن لایه زیرین
collapse pressure
حگاکثر فشار وارد به یک لایه تا ان لایه ریزش نکند
media
زیر لایه در لایه اتصال داده از مدل شبکه OSI که دستیابی به رسانه ارسال را ممکن می سازد
insulated instrument transformer
ترانسفورماتور عایق کننده ترانسفورماتور اندازه گیری عایق شده
die
قطعه نازک مستطیلی از یک قرص نیمه هادی سیلیکان که به هنگام ساخت مدارهای مجتمع بریده شده یا لایه لایه می گردد
blanket course
لایه محافظ در مقابل رس لایه پادرس
permafrost
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
insulation strength
استحکام ایزولاسیون استحکام عایق بندی استحکام عایق کاری
insulation testing apparatus
دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
interlayer
لایه بین دو لایه
delamination
لایه لایه کردن
delamination
لایه لایه شدن
delaminate
لایه لایه شدن
delamination
لایه لایه شدگی
argillite
خاک رس لایه لایه
lamination
لایه لایه سازی
gas discharge display
صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
gas plasma display
صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
non conductor
عایق
cloggy
عایق
insulator
عایق
impediments
عایق
impediment
عایق
pawl
عایق
detent
عایق
insulation
عایق
insulators
عایق
dielectric
عایق
drag chain
عایق
waterproofs
عایق اب
waterproofed
عایق اب
waterproof
عایق اب
floor insulator
عایق کف
insulant
عایق
weatherproof
عایق هوا
soundproof
عایق صدا
insulating
عایق سازی
insulating
عایق کردن
insulated
عایق دار
insulated tongs
انبر عایق
insulation
عایق گذاری
insulation
عایق کاری
insulated wire
سیم عایق
insulated wall
دیواره عایق
non conducting
عایق گرما
insulates
عایق سازی
fish paper
عایق کاغذی
insulant
ماده عایق
rainproof
عایق باران
rachet
گیره عایق
slot insulation
عایق شیار
sound insulation
عایق صدا
non conducting
عایق برق
electrical insulator
عایق الکتریکی
insulate
عایق سازی
insulate
عایق کردن
obstructions
مانع عایق
obstruction
مانع عایق
resistance
عایق مقاومت
ideal dielectric
عایق کامل
drag hook
قلاب عایق
insulation board
صفحه عایق
wall insulator
عایق دیوار
insulating varnish
لعاب عایق
battery insulator
عایق باتری
insulating bushing
بوش عایق
insulated plier
انبر عایق
insulating cement
سیمان عایق
cleat
عایق انگلیسی
insulating compound
مواد عایق
insulating material
ماده عایق
insulating material
جسم عایق
insulates
عایق کردن
insulating material
مواد عایق
insulative
عایق کردن
dielectric isolation
جداسازی با عایق
laggin
عایق بندی
mica dielectric
عایق میکا
insulation testing apparatus
عایق سنج
braking
عایق مانع
brakes
عایق مانع
braked
عایق مانع
brake
عایق مانع
adiabatic
عایق گرما
circular loom
نای عایق
insulation fault
نقص عایق کاری
insulated conductor
هادی عایق شده
insulated conduit tube
لوله عایق شده
heat insulation
عایق کاری حرارتی
insulation of concrete
عایق کاری بتن
insulated cable
کابل عایق شده
insulated bearing
یاطاقان عایق شده
insulation breakdown test
ازمایش شکست عایق
insulation class
کلاس عایق بندی
form insulation
عایق کاری قالب
insulation defect
نقص عایق بندی
insulated gate field effect transistor
ترانزیستور اف ای تی باگیت عایق
insulation fault
نقص عایق بندی
lead in insulator
عایق سیم انتن
insulating asphalt
اسفالت عایق بندی
insulating
با عایق مجزا کردن
insulation voltage
ولتاژ عایق بندی
electrical insulation
عایق سازی الکتریکی
insulating brick
اجر عایق بندی
insulates
با عایق مجزا کردن
insulation resistance
مقاومت عایق بندی
insulation protection
حفافت عایق بندی
acoustical sound enclosure
محفظه عایق صوتی
insulate
با عایق مجزا کردن
tightening material
مواد عایق کننده
insulation loss
تلف عایق بندی
mess kit
فرف عایق غذاخوری
weatherbeater
<adj.>
عایق رطوبتی، آب بند
thermal insulation
عایق کاری گرمایشی
flameproof
عایق شعله ضد اتش
acoustic ceiling
سقف عایق پوش
utilidor
لوله عایق کننده
damper
عایق تعدیل کننده
to deafen a wall
عایق کردن دیوار
isolate
عایق دار کردن
to deaden a wall
عایق کردن دیوار
isolates
عایق دار کردن
isolating
عایق دار کردن
clothing
عایق بندی روکش کشیدن
winding insulation
عایق بندی سیم پیچی
dewar
محفظه عایق حرارتی با دوجداره
post-insulated connection
پس از پیوند عایق دار شده
insulation
روپوش کشی عایق کردن
asbestos mica
عایق پنبه نسوز و میکا
insulated bearing housing
پوسته یاطاقان عایق شده
ferroxcube
مواد مغناطیسی عایق غیرفلزی
insulation power factor
ضریب قدرت عایق بندی
insulation tester
دستگاه ازمایش عایق بندی
insulation indicator
دستگاه ازمایش عایق بندی
bushing
عایق غلاف حیله گردان
storm door
درب عایق هوای توفانی
insulated cable
کابل عایق بندی شده
cold plug
شمعی با الکترود عایق شده کوتاه
quads
سیم چهارلای بهم پیچیده عایق
quad
سیم چهارلای بهم پیچیده عایق
insulation shielding
زره پوش کردن عایق بندی
ratchet
[گیره عایق چرخ ضامن دار]
ratchets
گیره عایق چرخ ضامن دار
reefer
خودرویی که اطاقک عایق حرارت داشته باشد
insulation detector
دستگاه ازمایش عایق بندی اشکارساز ایزولاسیون
weathertight
محفوظ در برابر باد و باران عایق هوا
quadrangles
سیم چهار لای بهم پیچیده عایق
reefers
خودرویی که اطاقک عایق حرارت داشته باشد
quadrangle
سیم چهار لای بهم پیچیده عایق
kapton
نوعی پلاستیک عایق حرارتی باپوشش طلایی در فضاپیما
shield
کابل با دو سیم مسی عایق که دورهم پیچیده شده اند
blanketed
لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
blanket
لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
blankets
لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
shield
کابل با دو سیم مسی عایق که دور هم پیچیده شده اند
shields
کابل با دو سیم مسی عایق که دورهم پیچیده شده اند
shields
کابل با دو سیم مسی عایق که دور هم پیچیده شده اند
coursed
لایه
course
لایه
stratum
لایه
strata
لایه ها
coatings
لایه
layer
لایه
layers
لایه
yards
لایه
padding
لایه
courses
لایه
ribband
لایه
substrate
لایه
shell
لایه
shelling
لایه
shells
لایه
yard
لایه
riband
لایه
provine
لایه
coat
لایه
coated
لایه
coats
لایه
stuffless
بی لایه
leaf
لایه
ribbands
لایه
ribands
لایه
tier
لایه
tiers
لایه
lamellar
لایه لایه
layer line
خط لایه
beds
لایه
lamellose
لایه لایه
bed
لایه
three ply
سه لایه
three-ply
سه لایه
silt layer
لایه لای
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com