English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
leaf fat لایه پیه دور گرده خوک
Other Matches
services توابعی که در یک لایه DSI برای استفاده در لایه بالاتر به کار می روند
blanket course لایه ضد میک لایه در برابر کشش موئی روکش پادرس
underlays در زیر چیزی لایه قرار دادن لایه زیرین
underlay در زیر چیزی لایه قرار دادن لایه زیرین
collapse pressure حگاکثر فشار وارد به یک لایه تا ان لایه ریزش نکند
media زیر لایه در لایه اتصال داده از مدل شبکه OSI که دستیابی به رسانه ارسال را ممکن می سازد
die قطعه نازک مستطیلی از یک قرص نیمه هادی سیلیکان که به هنگام ساخت مدارهای مجتمع بریده شده یا لایه لایه می گردد
blanket course لایه محافظ در مقابل رس لایه پادرس
permafrost لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
lamination لایه لایه سازی
delaminate لایه لایه شدن
delamination لایه لایه کردن
delamination لایه لایه شدن
interlayer لایه بین دو لایه
argillite خاک رس لایه لایه
delamination لایه لایه شدگی
huckle گرده
haunches گرده
haunch گرده
hunkers گرده
pollen گرده
camber گرده
loin گرده
loins گرده
disk گرده
cambers گرده
disks گرده
coxa گرده
discs گرده
granule گرده
granules گرده
disc گرده
kidney گرده
kidneys گرده
feuilleton گرده
round timber گرده بینه
dome گرده ماهی
ridgewise گرده ماهی
ridgeways گرده ماهی
disk گرده قرص
nephritic دچارناخوشی گرده
disks گرده قرص
ridged گرده ماهی
pollenation گرده افشانی
nephrectomy دراوردن گرده
nephrectomy برش گرده
reg گرده لقاح
reg گشن گرده
convex گرده ماهی
domes گرده ماهی
pollination گرده افشانی
camber گرده ماهی
nephritis اماس گرده
pounces گرده نقاش
vaults گرده ماهی
nephralgia درد گرده
vault گرده ماهی
cambers گرده ماهی
floppy disks گرده لغزان
floppy disks گرده لرزان
floppy disk گرده لغزان
floppy disk گرده لرزان
floppy discs گرده لغزان
floppy discs گرده لرزان
magnetic disk گرده مغناطیسی
nephrotomy گرده بری
fish backed گرده ماهی
nephroptosis گرده جنبنده
rolls گرده نان
disk pack گرده بسته
disk platter گرده سینی
disk unit واحد گرده
diskette گرده کوچک
nephroid گرده مانند
paranephric نزدیک گرده
platelet گرده خون
disk drives گرده چرخان
pollen دانه گرده
ridge گرده ماهی
pounce گرده نقاش
pounced گرده نقاش
induction disk گرده القائی
pollinizer گرده افشان
pouncing گرده نقاش
polliniferous گرده افشان
pollinator گرده افشان
disk drive گرده ران
disk drive گرده چرخان
color disk گرده رنگها
ridges گرده ماهی
disk drives گرده ران
coxarthritis نقرس گرده
gas discharge display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
gas plasma display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
palynology مبحث گرده افشانی
paranephros دژ پیه روی گرده
pollinose شبیه گرده گیاهی
puffball سماروق گرده افشان
plolinate با گرده تلقیح کردن
pollinium توده ذرات گرده گل
pollenizer درخت گرده افشان
gibbous گرده ماهی گوژپشت
palynology گرده افشانی شناسی
pollen گرده افشانی کردن
pollinate گرده افشانی کردن
pollinated گرده افشانی کردن
pollinates گرده افشانی کردن
pollinating گرده افشانی کردن
farinose شبیه گرده گیاه
disk controller کنترل کننده گرده
puffballs سماروق گرده افشان
fixed head disk گرده با نوک ثابت
loculus حفره کیسه گرده
pollenizer درخت نر گرده افشان
his kidnegs have gone w گرده هایش درست کارنمیکنند
nephritic درمان کننده ناخوشی گرده
paranephritis اماس غده روی گرده
hip roof پشت بام گرده ماهی
hydrophilous گرده افشانی کننده بوسیله اب
styloipodium گرده بالای میوه گیاهان چتری
cross pollination گرده افشانی از گلی بگل دیگر
autogamy لقاح وباروری بوسیله گرده خودگل
sori خوشههای گرده گیاهی خوشه هاگی
self pollination گرده افشانی خود بخود گیاه
cross pollinate بطورمصنوعی گرده افشانی کردن لقاح
cross polinize بطورمصنوعی گرده افشانی کردن لقاح
self fruitful تولید مثل بوسیله گرده خود
wind pollinated گرده افشانی شده بوسیله باد
interfruitful قابل گرده افشانی یا لقاح با یکدیگر
autogamous مربوط به لقاح یا باروری گل بوسیله گرده خودش
integrated ای که حاوی گرده وسایل جانبی است که با هم سیستم کامپیوتری را تشکیل می دهند
tier لایه
three-ply سه لایه
three ply سه لایه
shell لایه
shelling لایه
tiers لایه
shells لایه
layer line خط لایه
lamellose لایه لایه
lamellar لایه لایه
padding لایه
substrate لایه
stuffless بی لایه
course لایه
coursed لایه
courses لایه
stratum لایه
strata لایه ها
layer لایه
layers لایه
bed لایه
provine لایه
coat لایه
coated لایه
ribands لایه
yards لایه
coatings لایه
coats لایه
ribbands لایه
yard لایه
riband لایه
ribband لایه
leaf لایه
beds لایه
frost blanket course لایه پاد یخ
porous layer لایه روزنهای
frost blanket course لایه ضد یخ قشر ضد یخ
priming layer لایه استری
euphotic اب لایه نورگیر
intermediate layer لایه میانی
hard layer لایه سخت
hard layer لایه سفت
pervious blanket لایه زهکش
oxide film لایه اکسیدی
epilimnion اب لایه سطحی
epilimnion اب لایه زبرین
filter layer لایه صافی
filter layer لایه پالایش
wearing course لایه رویی
outer shell لایه والانس
valence shell لایه والانس
five ply پنج لایه
zonate لایه دار
overburden لایه سربار
energy stage لایه انرژی
reversing layer لایه واگردان
superstratum ابر لایه
limnetic zone لایه نورگیر اب
substratum زیر لایه
silt layer لایه لای
substrate زیر لایه
mylar لایه پولیستری
subsell زیر لایه
sublevel زیر لایه
subfloor لایه زیر کف
sub grade لایه زیرین
soil horizon لایه خاک
stratification لایه بندی
multilayer چند لایه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com