English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
English Persian
wittiness لطیفه گویی
Search result with all words
witticism شوخی لطیفه گویی
witticisms شوخی لطیفه گویی
Other Matches
chiromancy پیش گویی وغیب گویی با دیدن خطوط کف دست
telnet پروتکل TCP/ IP که به کاربر امکان اتصال و کنترل از طریق اینترنت به کامپیوترهای راه دور میدهد به طوری ککه گویی همان جا هستند و دستورات را تایپ میکند به طوری که گویی در مقابل کامپیوترهستند
witticisms لطیفه
joked لطیفه
witty لطیفه گو
wittiest لطیفه گو
wittier لطیفه گو
humorists لطیفه گو
humorist لطیفه گو
epigrams لطیفه
wisecracker لطیفه گو
witticism لطیفه
humorously یا لطیفه
joking لطیفه
jokes لطیفه
joke لطیفه
one-liner لطیفه
one-liners لطیفه
epigrammatist لطیفه گو
jests لطیفه
jest لطیفه
epigram لطیفه
gagster لطیفه گو
plisky لطیفه
pliskie لطیفه
mosul لطیفه
japer لطیفه گو
facete لطیفه گو
jape لطیفه
MOT لطیفه
MOTs لطیفه
bon mot بذله لطیفه
japery لطیفه گوی
wittily بطور لطیفه یا بذله
quips لطیفه طعنه زدن
witty شوخ لطیفه دار
quipped لطیفه طعنه زدن
quip لطیفه طعنه زدن
wittier شوخ لطیفه دار
epigrammatize لطیفه یا مضمون گفتن
wittiest شوخ لطیفه دار
quipping لطیفه طعنه زدن
jape لطیفه زدن مسخره کردن
epigrammatic وابسته به لطیفه و کلمات قصار
Have a jock with somebody . شوخی ( لطیفه ) برای کسی تعریف کردن
This jock that you told me is as old as Adams . این لطیفه که گفتی خیلی دیگه کهنه است
ingenuousness رک گویی
to stab in the back بد گویی
plain speaking رک گویی
pauciloquy کم گویی
soliloquies تک گویی
soliloquy تک گویی
laconic speech کم گویی
so to peaking گویی
hypologia کم گویی
free spokenness رک گویی
scandals بد گویی
scandal بد گویی
as thought گویی
one would say گویی
candour رک گویی
hypophrasia کم گویی
outdpokenness رک گویی
downrightness رک گویی
candor رک گویی
knop گویی
wits بذله گویی
rodomontade گزاف گویی
rhodomontade گزاف گویی
divagation پریشان گویی
divination غیب گویی
revilement ناسزا گویی
reticency سکوت کم گویی
echolalia پژواک گویی
echophrasia پژواک گویی
knobs دستگیره گویی
extemporization بالبداهه گویی
ironies وارونه گویی
scandalum magnatum بد گویی از بزرگان
wit بذله گویی
witticisms بذله گویی
ellipsis بریده گویی
piffle مهمل گویی
agitolalia شتابان گویی
tachylalia شتابان گویی
tachyphemia شتابان گویی
ambage ابهام گویی
repetitions باز گویی
repetition باز گویی
invective ناسزا گویی
irony وارونه گویی
knob دستگیره گویی
facetiousness بذله گویی
ranten بیهوده گویی
idioglossia نامفهوم گویی
idiolalia مهمل گویی
logorrhea پراکنده گویی
lallation کودکانه گویی
polyphrasia پریشان گویی
polylogia پریشان گویی
iterance باز گویی
labyrinthine speech پریشان گویی
door-knob دستگیره گویی
pseudology دروغ گویی
prate یاوه گویی
free spokenness ساده گویی
poeticism شعر گویی
contradictions خلاف گویی
contradiction خلاف گویی
to fling d. بد گویی کردن
gratulation تبریک گویی
open heartedness رک گویی صداقت
missatement خلاف گویی
metonymy به تقریب گویی
witticism بذله گویی
waggery بذله گویی
to speak ill of بد گویی کردن از
wittiness بذله گویی
tautologize مکرر گویی
improvisation بدیهه گویی
premonition شوم گویی
premonitions شوم گویی
stilted speech مطنطن گویی
somniloquy or quence سخن گویی
gossiped اراجیف بد گویی
gossip اراجیف بد گویی
incoherence گسسته گویی
gossiping اراجیف بد گویی
verbalization دراز گویی
overstatement گزافه گویی
overstatements گزافه گویی
unreserve بی پرده گویی
gossips اراجیف بد گویی
disclosures بی پرده گویی
tympany گزافه گویی
disclosure بی پرده گویی
vituperation ناسزا گویی
soliloquize تک گویی کردن
so to speak چنانکه گویی
jocose بذله گویی
jocosely بذله گویی
rant بیهوده گویی
ranted بیهوده گویی
ranting بیهوده گویی
rants بیهوده گویی
cluttering بریده گویی
jests بذله گویی
jest بذله گویی
leasing دروغ گویی
reticence سکوت کم گویی
bullshit گزافه گویی
word salad اشفته گویی
verbosity اطناب گویی
knocks بد گویی کردن از
self contradiction تناقض گویی
restatement باز گویی
restatements باز گویی
knocked بد گویی کردن از
knock بد گویی کردن از
exaggeration گزافه گویی
logorrhea پرحرفی وبیهوده گویی
natter یاوه گویی کردن
nattered یاوه گویی کردن
veridical از روی حقیقت گویی
deliriousness پرت گویی [روانشناسی]
Do you mean it ? Really ? Honestly ? جان من ؟( جدی می گویی )
natters یاوه گویی کردن
tergiversation بی ثباتی تناقض گویی
nattering یاوه گویی کردن
deliriousness هذیان گویی [روانشناسی]
recriminative پس دهنده بد گویی یا تهمت
toucher گویی که باجک برخوردکند
obsequiousness تملق مزاج گویی
bullshit چرند گویی کردن
exaggerating گزافه گویی کردن
chicaneries ضد ونقیض گویی مغالطه
chicanery ضد ونقیض گویی مغالطه
extravaganza فانتزی گزاف گویی
extravaganzas فانتزی گزاف گویی
hyperbole غلو گزاف گویی
pleasantries بذله گویی شوخی
pleasantry بذله گویی شوخی
delirium پرت گویی دیوانگی
divine غیب گویی کردن
divined غیب گویی کردن
divines غیب گویی کردن
divining غیب گویی کردن
corespondent مسئول جواب گویی
overstating گزافه گویی کردن
overstates گزافه گویی کردن
quirk مزاجی تناقض گویی
quirks مزاجی تناقض گویی
effusively چنانکه گویی بریزد
bounce جست گزاف گویی
bounced جست گزاف گویی
bounces جست گزاف گویی
dote پرت گویی کردن
doted پرت گویی کردن
dotes پرت گویی کردن
exaggerate گزافه گویی کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com