English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (14 milliseconds)
English Persian
header لوله اصلی
headers لوله اصلی
main pipe لوله اصلی
main sewer لوله اصلی
Search result with all words
blast furnace gas main لوله اصلی گاز کوره بلند
bubble turn and slip الات دقیق اصلی پروازی که شتاب جانبی را با جابجایی حبابی داخل لوله شیشهای خمیده پر از مایعی نشان میدهد
gas main لوله اصلی گاز
mains water لوله اب اصلی
Other Matches
intubate لوله فروکردن در بوسیله لوله باز نگاه داشتن لوله گذاردن درentrust
VL local bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
hoses لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hosed لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hosing لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hose لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
elvate بالا بردن بالابردن لوله حرکت دادن لوله جنگ افزار در برد
muzzle burst ترکش گلوله در داخل لوله یاجلوی لوله توپ
go devil لوله پاک کن مخصوص تمیز کردن لوله نفت
breech end انتهای لوله توپ یا تفنگ ابتدای جان لوله
thermionic tube لوله الکترونی که دران الکترون بوسیله حرارت دادن به الکترود منتشر میشود لوله گرمایونی
cannon لوله ومتعلقات توپ توپخانه لوله دار
cannons لوله ومتعلقات توپ توپخانه لوله دار
jack ring حلقهای استوانهای که جهت نصب لوله جداریا بیرون کشیدن لوله از خاک به صورت طوق محافظ از ان استفاده میشود
rigatoni رشته فرنگی لوله لوله وکوتاه
vas deferens لوله خروجی بیضه لوله منی
sockets بست لوله دوراهی لوله
water pipe لوله مخصوص لوله کشی اب
to pipeline با خط لوله لوله کشی کردن
spigot لب لوله که در لوله دیگری جا میافتد
oviduct لوله رحمی لوله فالوپ
angle of depression میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
pipeline assets وسایل و لولههای سوخت رسانی سیستم لوله کشی وسایل نصب لوله
mastered سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master data file پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
master سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
masters سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
flash tube لوله حامل جرقه چاشنی لوله رابط چاشنی با خرج انفجار
on board که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
back to battery برگشت لوله به حالت اول عمل برگشت لوله توپ
first generation computer کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
generation کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
initial reserves ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
stapling جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
stapled جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
prototypal وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
prototypic وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
staple جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
main guard نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
generations کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
mainstay مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstays مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
collimating sight دوربین نشانه روی لوله توپ به هدف دوربین منطبق کننده لوله و هدف
base camp پایگاه اصلی کمپ اصلی
base unit یکای اصلی واحد اصلی
fundamental unit یکای اصلی واحد اصلی
master file فایل اصلی پرونده اصلی
expansion slots شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
matters بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matter بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
DIMM سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
external که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
externals که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
FEP پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
pilot tunnel تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
body 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
bodies 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
authentic document اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
source 1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
standby سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standbys سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
angle of traverse زاویه حرکت لوله در سمت زاویه سمت لوله
echo check بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
master compass قطبنمای الکتریکی اصلی قطبنمای اصلی
input/output فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
downtake لوله
blast main لوله دم
pipe line خط لوله
pipe fitter لوله کش
cylinders لوله
discharge head سر لوله
plumbers لوله کش
drain pipe لوله
cylinder لوله
conduits لوله
pipe cutter لوله بر
sequacious لوله شو
pipe layer لوله کش
tube cutter لوله بر
tube لوله
fire hose لوله اب
blast pipe لوله دم
nozzles سر لوله اب
ductile لوله شو
tubes لوله
rouleau لوله
nozzle سر لوله اب
plumber لوله کش
water pipe لوله اب
pipe لوله
rolled لوله
rolls لوله
cannons لوله
cannon لوله
bore لوله
bores لوله
stave لوله اب
valve لوله
valves لوله
chimney لوله
chimneys لوله
clips لوله
clippings لوله
clipped لوله
roll لوله
spouts لوله
duct لوله اب
piped لوله
spout لوله
hickey لوله خم کن
spouted لوله
spouting لوله
clip لوله
nose سر لوله
noses سر لوله
hosepipe لوله
pipelines خط لوله
hoses لوله
hose لوله
pipeline خط لوله
hosing لوله
tubulation لوله
hosed لوله
conduit لوله
enteron لوله هاضمه
flues لوله بخار
exhaust pipe لوله خروجی
flues لوله اب گرم
casings لوله گذاری
gauge tube لوله پیتو
flush pipe لوله ریزش
gas man لوله کش گاز
gage tube لوله پیتو
tubing لوله سازی
tubing لوله گذاری
tubing نصب لوله
ductule لوله کوچک
earth ware لوله سفالی
earthenware pipe لوله سفالین
education pipe لوله تخلیه
electric lead pipe لوله برکمن
electron tube لوله الکترون
end plug درپوش لوله
flue لوله بخار
pipe spanner اچار لوله
glazed ware pipe لوله لعابدار
grip wrench اچار لوله
flush pipe لوله ابفشان
flume لوله اب خم شده
flue pipe لوله دودکش
gouging chisel مغار لوله
glass tube لوله شیشهای
test tube لوله ازمایش
casing لوله محافظ
flexible pipe لوله تاشو
flexible pipe لوله خرطومی
casings لوله محافظ
gun barrel لوله توپ
flue لوله اب گرم
gas line لوله گاز
foam inlet tube لوله ورودی کف
feed pipe لوله تغذیه
foam branch pipe لوله کف ساز
test tubes لوله ازمایش
field drain pipe لوله زهکشی
flxible لوله تاشو
tubing لوله کشی
gun barrel لوله تفنگ
casing لوله گذاری
drying tube لوله نمگیر
absorption tube لوله جذب
fallopian tube لوله فالوپ
hosing لوله پلاستیکی
hosing لوله خرطومی
hoses لوله پلاستیکی
hoses لوله خرطومی
hosed لوله پلاستیکی
hosed لوله خرطومی
standpipe لوله شاغولی
standpipes لوله شاغولی
pipeline لوله کشی
absorption countertube لوله جذب
guns لوله توپ
tube لوله دارکردن
tube از لوله رد کردن
gun لوله توپ
tubes لوله دارکردن
tubes از لوله رد کردن
hydrants لوله ابکش
hydrant لوله ابکش
pipelines لوله کشی
hose لوله پلاستیکی
muzzle دهانه لوله
chambers خزانه لوله
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com