Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 104 (6 milliseconds)
English
Persian
scalar
ماتریس یک عنصری
Other Matches
fifo
که اولین عنصری که وارد صف میشود. اولین عنصری است که خوانده میشود
thin
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinned
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinners
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinnest
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thins
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
triad
سه عنصری
triads
سه عنصری
elemental
عنصری
elementarism
عنصری نگری
elemental analysis
تجزیه عنصری
tetrad
چهار عنصری
elemental analysis
آنالیز عنصری
[شیمی]
elemental analysis
فراکافت عنصری
[شیمی]
transmutation
تبدیل عنصری بعنصر دیگری
subscripted variable
عنصری در آرایه که با یک همراه معرفی میشود
service element
عنصری از نیروهای مسلح که در عملیات شرکت دارد
dyad
اتم یامولکول یا عنصری که از دوواحد تشکیل شده است
silicon
عنصری با خصوصیات نیمه هادی , به صورت کریستال برای تولید کنندگان IC
unpopulated
تخته مدار چاپ شده که درحال حاضر عنصری ندارد یا سوکت آن خالی است
z matrix
ماتریس "زد"
lattice matrix
ماتریس
matrixes
ماتریس
die
ماتریس
matrix
ماتریس
null matrix
ماتریس صفر
nonsingular matrix
ماتریس عادی
nonsingular matrix
ماتریس ناتکین
nonsingular matrix
ماتریس ناویژه
minor of matrix
کهاد ماتریس
matrix algebra
جبر ماتریس
null matrix
ماتریس تهی
order of matrix
مرتبه ماتریس
unit matrix
ماتریس واحد
triangular matrix
ماتریس مثلثی
y matrix
ماتریس ایگرگ
transpose matrix
ماتریس برگردان
symmetric matrix
ماتریس متقارن
square matrix
ماتریس مربع
singular matrix
ماتریس تکین
singular matrix
ماتریس ویژه
residual matrix
ماتریس مازاد
matrix
ماتریس
[ریاضی]
leontief matrix
ماتریس لئونتیف
identity matrix
ماتریس واحد
factor matrix
ماتریس عاملی
drawing die
ماتریس کششی
square matrix
ماتریس مربعی
dot matrix
ماتریس نقطهای
diagonal matrix
ماتریس قطری
correlation matrix
ماتریس همبستگی
singular matrix
ماتریس منفرد
core matrix
ماتریس چنبرهای
invert matrix
ماتریس معکوس
inverse matrix
ماتریس عکس
incidence matrix
ماتریس تلاقی
boolean matrix
ماتریس بولی
impedance matrix
ماتریس امپدانس
Jacobi matrix
ماتریس ژاکوبی
[ریاضی]
square matrix
ماتریس مربعی
[ریاضی]
triangular matrix
ماتریس مثلثی
[ریاضی]
adjunct matrix
ماتریس الحاقی
[ریاضی]
matrix multiplication
ضرب ماتریس
[ریاضی]
unit matrix
ماتریس همانی
[ریاضی]
identity matrix
ماتریس همانی
[ریاضی]
invertible matrix
ماتریس وارون
[ریاضی]
the transpose of a matrix
ترانهاده یک ماتریس
[ریاضی]
adjoint matrix
ماتریس الحاقی
[ریاضی]
dot matrix printers
چاپگر یا ماتریس نقطهای
impluse response matrix
ماتریس انتقال ضربه
dot matrix character
کاراکتر ماتریس نقطهای
magnetic matrix memory
حافظه ماتریس مغناطیسی
matrix
جای پیدایش ماتریس
dot matrix printer
چاپگر یا ماتریس نقطهای
positive definite matrix
ماتریس همیشه مثبت
dot matrix printers
چاپگر با ماتریس نقطهای
semidefinite matrix
ماتریس نیمه معین
nonsingular matrix
ماتریس غیر منفرد
singular matrix
ماتریس غیر عادی
dot matrix printer
چاپگر با ماتریس نقطهای
matrixes
جای پیدایش ماتریس
impedance matrix
ماتریس مقاومت فاهری
upper triangular matrix
ماتریس بالا مثلثی
[ریاضی]
lower triangular matrix
ماتریس پایین مثلثی
[ریاضی]
elements
یک شماره ازخانه ماتریس یا آرایه
element
یک شماره ازخانه ماتریس یا آرایه
the main diagonal of a matrix
قطر اصلی یک ماتریس
[ریاضی]
multivariable multimethod matrix
ماتریس چند متغیری- چندروشی
payoff matrix
ماتریس بازدهی در تئوری بازیها
bare board
تخته مدار بدون هیچ عنصری معمولاگ به تخته حافظه گفته میشود که هنوز هیچ قطعهای روی آن نصب نشده است
rowed
مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
row
مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
scalar
مقدار مجزا ونه ماتریس یا رکورد.
rows
مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
transpose matrix
ماتریس که جای سطر و ستون ان عوض شده باشد
sparse array
ساختار ماتریس داده که بیشتر و ورودیهای آن صفر و خالی است
bit image
[مجموعه ای از بیت ها که درحافظه کامپیوتر به صورت یک ماتریس مستطیلی ذخیره شده اند.]
thermal
کاغذ مخصوص که پوشش آن در اثر گرما سیاه میشود و امکان چاپ حروف با استفاده از یک ماتریس با عناصرگرمایی کوچک میدهد
leontief matrix
اجزاء ماتریس لئونتیف در قطراصلی اعداد مثبت و سایراجزاء ان اعداد منفی یا صفرهستند .
thermal
نوعی چاپگر که حروف روی کاغذ حرارتی با نوک چاپ قرار می گیرند و یک ماتریس از عناصر حرارتی کوچک ایجاد می کنند
grid
سیستم مربعهای شمارش شده که در رسم کمک میکند. ماتریس خط وط در زاویه راست که امکان مکان دهی ساده نقاط را فراهم میکند
grids
سیستم مربعهای شمارش شده که در رسم کمک میکند. ماتریس خط وط در زاویه راست که امکان مکان دهی ساده نقاط را فراهم میکند
wire matrix printer
یک چاپگر برخوردی که علائم ماتریس نقطهای را در هربار علامت با فشردن انتهای سیم معینی بر روی نوارمرکبی و کاغذ چاپ میکند چاپگر ماتریسی سیمی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com