English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
teaching machine ماشین تدریس
Other Matches
tuitional تدریس
tuition حق تدریس
docent تدریس
schoolfellow تدریس
teaching تدریس
teachings تدریس
team teaching تدریس گروهی
scholastic agent دلال تدریس
give lessons تدریس کردن
educate تدریس کردن
private tutoring [American E] تدریس خصوصی
private tuition تدریس خصوصی
extra tuition تدریس خصوصی
private lessons تدریس خصوصی
lessons تدریس کردن
lesson تدریس کردن
instruct تدریس کردن
school تدریس درمدرسه
train [teach] تدریس کردن
lecturers تدریس کننده
prelect تدریس کردن
schooling تدریس تعلیم
schools تدریس درمدرسه
tuitional حق تدریس تعلیم
lecturer تدریس کننده
praelect تدریس کردن
teach تدریس کردن
tuition تدریس اموزانه
program of instruction برنامه تدریس
professing افهارکردن تدریس کردن
professes افهارکردن تدریس کردن
profess افهارکردن تدریس کردن
academy مکتب وروش تدریس افلاطونی
academies مکتب وروش تدریس افلاطونی
self binder ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
universal نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
The letter is well typed . نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
academy نام باغی درنزدیکی آتن که افلاطون در آن تدریس میکرده است
academies نام باغی درنزدیکی اتن که افلاطون در ان تدریس میکرده است
gradus فرهنگ نظم ونثر لاتین و یونانی که سابقادر انگلستان تدریس میشده
machinists ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
machinist ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
instructional computing فرایند اموزشی تدریس مراحل گوناگون علم کامپیوتر وپردازش داده به افراد
academe فعالیت هایی که اساتید دانشگاهی انجام می دهند نظیر نوشتن مقاله، تدریس و غیره
cybernetics مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
compensation trading معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
bench lathe ماشین تراش رومیزی ماشین تراش کوچکی که روی میز کار بسته میشود
machined 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machines 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machined ماشین کردن با ماشین رفتن
machine ماشین کردن با ماشین رفتن
machine 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machines ماشین کردن با ماشین رفتن
faxing مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
cross compiler کامپایلری که روی یک ماشین اجرا میشود در حالیکه این ماشین با ماشینی که این کامپایلر برای ان طراحی شده است تا کدهایش را ترجمه کند تفاوت دارد
fax مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxes مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxed مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
disassembler برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
double column vertical boring mill ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
assemble ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembled ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembles ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembler یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
academic freedom آزادی طلاب و محققین در تدریس وتحقیق و نشر افکار خود بدون انکه موسسهای که دراستخدام انند بتواند به انان تعرضی بکند و یا ایشان را درفشار بگذارد
digital computer ماشین حساب عددی ماشین حساب دیجیتالی
the machine is in operation ماشین در گردش است ماشین دایر است
automated teller machine ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار
d.c. machine ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
Jacquard loom ماشین بافندگی ژاکارد [این ماشین جهت بافت فرش های ماشینی و یا پارچه های رنگی استفاده می شود که رنگ های بکار رفته در نقش و طرح فرش را توسط صفحه مقوائی سوراخ دار و یا همان نقشه ژاکارد کنترل می کنند.]
motor ماشین
gin ماشین
machanist ماشین چی
plant ماشین
plants ماشین
motor- ماشین
pressmen ماشین چی
gins ماشین
motors ماشین
mill ماشین
mills ماشین
freeze-up ماشین
apparatus ماشین
wheel رل ماشین
wheeling رل ماشین
wheels رل ماشین
engine ماشین
machine ماشین
automatons ماشین
automaton ماشین
machined ماشین
machines ماشین
motored ماشین
pressman ماشین چی
runners ماشین چی
mechanisms ماشین
runner ماشین چی
mechanism ماشین
clipper ماشین موزنی
hood کاپوت ماشین
typewriters ماشین تحریر
auto ماشین سواری
hoods کاپوت ماشین
tank باک ماشین
autos ماشین سواری
three phase machine ماشین سه فازه
beading machine ماشین روکوب
tank ماشین سوخت
two phase machine ماشین دو فازه
station wagons ماشین کبریتی
prints ماشین کردن
turning machine ماشین تراش
turing machine ماشین تورینگ
trench excavator ماشین حفاری
printer machine ماشین چاپ
printed ماشین کردن
typewriter ماشین تحریر
power shovel ماشین خاک کش
road transport vehicle ماشین باری
reaper ماشین درو
reapers ماشین درو
pile driving appartus ماشین شمعکوبی
planing machine ماشین کندگی
two way machine ماشین دو راهه
reaping machine ماشین درو
punching machine ماشین سوراخکن
station wagon ماشین کبریتی
print ماشین کردن
cropper ماشین موزنی
teazle ماشین خارزنی
teazel ماشین خارزنی
smart machine ماشین هوشیار
stamper ماشین منگنه
buffer ماشین لرزنده
automobile ماشین خودرو
steam engine ماشین بخار
sunchronous machine ماشین سنکرون
synchronous machine ماشین همگام
treadles رکاب ماشین
treadle رکاب ماشین
synchronous machine ماشین همزمان
tar spraying machine ماشین قیرپاش
teaching machine ماشین اموزش
slot drilling machine ماشین سوراخکن
slot drilling machine ماشین مته
chauffeured راننده ماشین
reeling machine ماشین نخ پیچی
router ماشین فرز
sand dredger ماشین حفار
chauffeurs راننده ماشین
chauffeuring راننده ماشین
steam whistle سوت ماشین
chauffeur راننده ماشین
scouring machine ماشین سایش
scouring machine ماشین سمباده
seaming machine ماشین درزگیری
automobiles ماشین خودرو
sequential machine ماشین ترتیبی
sewing press ماشین کتابدوزی
adders ماشین جمع
adder ماشین جمع
six by six ماشین شش چرخه
machine based مبتنی بر ماشین
blower engine ماشین دمنده
machine address آدرس ماشین
buldozer ماشین اهنگری
bumper guard سپر ماشین
calculating machine ماشین حساب
calculating machine ماشین محاسباتی
calculating machine ماشین محاسبه
calculator mode مد ماشین حساب
machine time وقت ماشین
machine address نشانی ماشین
carfare کرایه ماشین
machine builder ماشین ساز
machine building ماشین سازی
machine capacity فرفیت ماشین
machine error خطای ماشین
machine equipment تجهیزات ماشین
automatic machine ماشین تراش
automatic stub lathe ماشین تراش
machine designer طراح ماشین
machine dependent وابسته به ماشین
machine dependent وابسته ماشین
machine cycle چرخه ماشین
bare machine ماشین لخت
machine check برسی ماشین
belt pully فلکه ماشین
carload بقدرفرفیت یک ماشین
chess machine ماشین شطرنج
chief engineer مدیر ماشین
edging machine ماشین لب خم کنی
electric machine ماشین الکتریکی
electrostatic machine ماشین الکتروستاتیکی
ignition switch سویچ ماشین
ignition generator دینام ماشین
ibm computer ماشین حساب ای بی ام
engine man ماشین کار
engine order دستور ماشین
enginery ماشین الات
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com