Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
mimeograph
ماشین تکثیر
Other Matches
reproductions
تکثیر کردن تکثیر نشریات
reproduction
تکثیر کردن تکثیر نشریات
multiplication
تکثیر
multiplicantion
تکثیر
proliferation
تکثیر
manifolding
تکثیر
reproductions
تکثیر
reproduction
تکثیر
pullulation
تکثیر
duplication
تکثیر
reproducible
قابل تکثیر
propagable
قابل تکثیر
reproducibility
قابلیت تکثیر
multiplicable
قابل تکثیر
reproducer
تکثیر کننده
multiplier
تکثیر کننده
multiplication
افزایش تکثیر
progation
توسعه تکثیر
propagation
تکثیر تبلیغ
propagator
تکثیر کننده
proliferous
تکثیر شونده
multipliable
قابل تکثیر
muliply
تکثیر کردن
multiplied
تکثیر کردن
propagating
تکثیر کردن
propagates
تکثیر کردن
propagate
تکثیر کردن
mimeograph
دستگاه تکثیر
reproducing
تکثیر کردن
reproduces
تکثیر کردن
reproduced
تکثیر کردن
reproduce
تکثیر کردن
multiplying
تکثیر کردن
multiply
تکثیر کردن
multiplies
تکثیر کردن
propagated
تکثیر کردن
proliferous
قابل تکثیر شکوفا
camera ready copy
کپی اماده تکثیر
mimeograph
تکثیر کردن استنسیل
duplicate
تکثیر کردن نسخه ها
duplicated
تکثیر کردن نسخه ها
duplicates
تکثیر کردن نسخه ها
duplicating
تکثیر کردن نسخه ها
agamogenesis
تکثیر غیر جنسی
self binder
ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
copy plot
تکثیر از روی نسخه اصلی
blastogenesis
تکثیر از راه جوانه زدن
magnetic tape record reproduce system
سیستم ضبط و تکثیر نوارمغناطیسی
agamete
تکثیر سلولی غیر جنسی
universal
نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
The letter is well typed .
نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
incubation time
زمان تولید و تکثیر میکربهادر بدن
fair drawing
طرح مناسب برای چاپ و تکثیر
gamete
سلول جنسی بالغ قابل تکثیر انگل مالاریا
apomixis
تکثیر بوسیلهء بافتهای تناسلی ولی بدون لقاح
machinists
ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
machinist
ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
apomict
کسی یا چیزی که بوسیلهء تکثیر بدون لقاح بوجود امده باشد
cybernetics
مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
compensation trading
معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
bench lathe
ماشین تراش رومیزی ماشین تراش کوچکی که روی میز کار بسته میشود
machine
ماشین کردن با ماشین رفتن
machines
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machined
ماشین کردن با ماشین رفتن
machines
ماشین کردن با ماشین رفتن
machined
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
faxing
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
cross compiler
کامپایلری که روی یک ماشین اجرا میشود در حالیکه این ماشین با ماشینی که این کامپایلر برای ان طراحی شده است تا کدهایش را ترجمه کند تفاوت دارد
faxes
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
fax
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxed
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
disassembler
برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
double column vertical boring mill
ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
assembled
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assemble
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembles
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembler
یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
digital computer
ماشین حساب عددی ماشین حساب دیجیتالی
automated teller machine
ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار
the machine is in operation
ماشین در گردش است ماشین دایر است
d.c. machine
ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
Jacquard loom
ماشین بافندگی ژاکارد
[این ماشین جهت بافت فرش های ماشینی و یا پارچه های رنگی استفاده می شود که رنگ های بکار رفته در نقش و طرح فرش را توسط صفحه مقوائی سوراخ دار و یا همان نقشه ژاکارد کنترل می کنند.]
motors
ماشین
pressmen
ماشین چی
wheel
رل ماشین
engine
ماشین
runners
ماشین چی
runner
ماشین چی
plants
ماشین
pressman
ماشین چی
gin
ماشین
wheeling
رل ماشین
freeze-up
ماشین
motor-
ماشین
motor
ماشین
motored
ماشین
automaton
ماشین
automatons
ماشین
plant
ماشین
gins
ماشین
apparatus
ماشین
wheels
رل ماشین
mill
ماشین
mills
ماشین
mechanism
ماشین
machine
ماشین
machined
ماشین
mechanisms
ماشین
machines
ماشین
machanist
ماشین چی
reeling machine
ماشین نخ پیچی
lisp machine
ماشین لیسپ
infernal machine
ماشین اتش زا
commutator machine
ماشین کموتاتودار
inductive machine
ماشین القائی
seaming machine
ماشین درزگیری
scouring machine
ماشین سمباده
scouring machine
ماشین سایش
sand dredger
ماشین حفار
ditcher
ماشین نهر کن
router
ماشین فرز
adder
ماشین جمع
dish washer
ماشین طرفشویی
adders
ماشین جمع
road transport vehicle
ماشین باری
donkey engine
ماشین بخارکوچک
commutating machine
ماشین جابجاگری
reaping machine
ماشین درو
machinary
ماشین الات
machine address
نشانی ماشین
printer machine
ماشین چاپ
calculator mode
مد ماشین حساب
calculating machine
ماشین محاسباتی
cropper
ماشین موزنی
tank
باک ماشین
tank
ماشین سوخت
machine made
ساخت ماشین
chauffeurs
راننده ماشین
chauffeuring
راننده ماشین
punching machine
ماشین سوراخکن
calculating machine
ماشین محاسبه
chief engineer
مدیر ماشین
chess machine
ماشین شطرنج
carload
بقدرفرفیت یک ماشین
carfare
کرایه ماشین
chauffeur
راننده ماشین
chauffeured
راننده ماشین
reaper
ماشین درو
three phase machine
ماشین سه فازه
tar spraying machine
ماشین قیرپاش
synchronous machine
ماشین همزمان
synchronous machine
ماشین همگام
sunchronous machine
ماشین سنکرون
auto
ماشین سواری
autos
ماشین سواری
enginery
ماشین الات
engine order
دستور ماشین
engine man
ماشین کار
steam whistle
سوت ماشین
teaching machine
ماشین اموزش
teaching machine
ماشین تدریس
frictional machine
ماشین مالشی
teazle
ماشین خارزنی
typewriter
ماشین تحریر
typewriters
ماشین تحریر
holtz machine
ماشین هولتس
hood bonnet
کاپوت ماشین
print
ماشین کردن
printed
ماشین کردن
prints
ماشین کردن
teazel
ماشین خارزنی
hydraulic machine
ماشین اب بلندکنی
induction machine
ماشین القائی
stamper
ماشین منگنه
smart machine
ماشین هوشیار
slot drilling machine
ماشین سوراخکن
slot drilling machine
ماشین مته
six by six
ماشین شش چرخه
automobile
ماشین خودرو
automobiles
ماشین خودرو
sewing press
ماشین کتابدوزی
sequential machine
ماشین ترتیبی
treadles
رکاب ماشین
treadle
رکاب ماشین
steam engine
ماشین بخار
ibm computer
ماشین حساب ای بی ام
ignition generator
دینام ماشین
ignition switch
سویچ ماشین
electrostatic machine
ماشین الکتروستاتیکی
electric machine
ماشین الکتریکی
edging machine
ماشین لب خم کنی
induction machine
ماشین القایی
dump car
ماشین شهرداری
dry dredger
ماشین حفار
buffer
ماشین لرزنده
reapers
ماشین درو
milling machine
ماشین تراش
machine run
اجرای ماشین
machine run
رانش ماشین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com