Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
six by six
ماشین شش چرخه
Search result with all words
machine cycle
چرخه ماشین
Other Matches
cycle time
مدت چرخه زمان چرخه
self binder
ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
universal
نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
The letter is well typed .
نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
machinist
ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
machinists
ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
cycled
چرخه
tricycle
سه چرخه
trike
سه چرخه
cyclones
چرخه
tricyclic
سه چرخه
tricycles
سه چرخه
rotation
چرخه
monocycle
یک چرخه
hydrologic cycle
چرخه اب
cycles
چرخه
velocipede
سه چرخه
water cycle
چرخه اب
monocyle
یک چرخه
cycle
چرخه
cyclone
چرخه
cycles per second
چرخه در ثانیه
megacycle
مگا چرخه
memory cycle
چرخه حافظه
cycling
چرخه زنی
life-cycles
چرخه زندگی
life-cycle
چرخه زندگی
circulation of a vector
چرخه بردار
cardiac cycle
چرخه قلبی
cycle time
مدت چرخه
tropical cyclone
چرخه استوایی
cycle
چرخه زدن
cycle
چرخ چرخه
biorhythm
چرخه زیستی
tricar
اتومبیل سه چرخه
activity cycle
چرخه فعالیت
magnetic whirl
چرخه مغناطیسی
major cycle
بزرگ چرخه
pedicab
سه چرخه پایی
major cycle
چرخه بزرگ
search cycle
چرخه جستجو
cycle stealing
چرخه دزدی
cycle stealing
مدت چرخه
carnot cycle
چرخه کارنو
megacycle
میلیون چرخه
menstrual cycle
چرخه قاعدگی
storage cycle
چرخه انباره
cycles
چرخه زدن
four cycle
چهار چرخه
life cycle
چرخه دوام
minor cycle
خرد چرخه
cyclone
چرخه باد
minor cycle
چرخه خرد
duty cycle
چرخه کار
instruction cycle
چرخه دستورالعمل
cycles
چرخ چرخه
execute cycle
چرخه اجرا
fetch cycle
چرخه واکشی
kilocycle
هزار چرخه
cycled
چرخه زدن
design cycle
چرخه طراحی
hertz
چرخه در ثانیه
hz
چرخه درثانیه
cycled
چرخ چرخه
cyclones
چرخه باد
execution cycle
چرخه اجرا
display cycle
چرخه نمایش
handlebar
دسته دو چرخه
born haber cycle
چرخه بورن- هابر
kilomegacycle
هزار میلیون چرخه
gramdfather cycle
چرخه پدر بزرگ
read restore cycle
چرخه خواندن و ترمیم
read write cycle
چرخه خواندن و نوشتن
internal cycle time
زمان چرخه داخلی
reset cycle
چرخه باز نشانی
program development cycle
چرخه ایجاد برنامه
gigacycle
هزار میلیارد چرخه
six by six
وسیله نقلیه شش چرخه
toothed wheel
چرخه دندانه دار
data processing cycle
چرخه پردازش داده
computer processing cycle
چرخه پردازش کامپیوتر
kilomegacycle
یک بیلیون چرخه در ثانیه
citric acid cycle
چرخه سیتریک اسید
cybernetics
مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
compensation trading
معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
bench lathe
ماشین تراش رومیزی ماشین تراش کوچکی که روی میز کار بسته میشود
machines
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine
ماشین کردن با ماشین رفتن
machined
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machined
ماشین کردن با ماشین رفتن
machines
ماشین کردن با ماشین رفتن
wagonette
گردونه چهار چرخه یک یا چنداسبه
tarantass
درشکه بی فنروچهار چرخه روسی
monorails
ریل واحدمخصوص حرکت ترن یک چرخه
monorail
ریل واحدمخصوص حرکت ترن یک چرخه
trailers
یدک دوچرخه یاسه چرخه یاواگن
trailer
یدک دوچرخه یاسه چرخه یاواگن
faxing
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
cross compiler
کامپایلری که روی یک ماشین اجرا میشود در حالیکه این ماشین با ماشینی که این کامپایلر برای ان طراحی شده است تا کدهایش را ترجمه کند تفاوت دارد
faxed
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxes
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
fax
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
tumbrel or bril
ارابه دو چرخه برای بردن مهمات و ادوات
disassembler
برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
double column vertical boring mill
ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
wheel
[همچنین علامتی در فرش چین به مفهوم چرخه زندگی]
assemble
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembled
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembles
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
waggonette
گردونه چهار چرخه که یک یاچند اسب انرا می کشد...دارد
assembler
یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
cycle stealing
ناتوان سازد و پس ازان حافظه داخلی کامپیوتر دراختیار دستگاه قرار گیرد چرخه دزدی
automated teller machine
ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار
the machine is in operation
ماشین در گردش است ماشین دایر است
digital computer
ماشین حساب عددی ماشین حساب دیجیتالی
d.c. machine
ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
null cycle
زمان مورد نیاز برای چرخیدن درون یک برنامه کامل بدون تعریف دادههای جدید چرخه تهی
Jacquard loom
ماشین بافندگی ژاکارد
[این ماشین جهت بافت فرش های ماشینی و یا پارچه های رنگی استفاده می شود که رنگ های بکار رفته در نقش و طرح فرش را توسط صفحه مقوائی سوراخ دار و یا همان نقشه ژاکارد کنترل می کنند.]
automaton
ماشین
wheels
رل ماشین
gins
ماشین
freeze-up
ماشین
pressmen
ماشین چی
wheeling
رل ماشین
wheel
رل ماشین
gin
ماشین
machined
ماشین
machines
ماشین
plant
ماشین
plants
ماشین
mechanism
ماشین
mechanisms
ماشین
machanist
ماشین چی
apparatus
ماشین
runner
ماشین چی
mills
ماشین
mill
ماشین
runners
ماشین چی
motor-
ماشین
motor
ماشین
motored
ماشین
engine
ماشین
machine
ماشین
pressman
ماشین چی
motors
ماشین
automatons
ماشین
treadles
رکاب ماشین
treadle
رکاب ماشین
sewing press
ماشین کتابدوزی
stamper
ماشین منگنه
slot drilling machine
ماشین سوراخکن
slot drilling machine
ماشین مته
buffer
ماشین لرزنده
automobiles
ماشین خودرو
automobile
ماشین خودرو
turing machine
ماشین تورینگ
steam engine
ماشین بخار
steam whistle
سوت ماشین
smart machine
ماشین هوشیار
adder
ماشین جمع
hoods
کاپوت ماشین
reaping machine
ماشین درو
hood
کاپوت ماشین
cropper
ماشین موزنی
pile driving appartus
ماشین شمعکوبی
planing machine
ماشین کندگی
power shovel
ماشین خاک کش
printer machine
ماشین چاپ
station wagons
ماشین کبریتی
station wagon
ماشین کبریتی
tank
باک ماشین
tank
ماشین سوخت
punching machine
ماشین سوراخکن
reapers
ماشین درو
reeling machine
ماشین نخ پیچی
chauffeurs
راننده ماشین
adders
ماشین جمع
sequential machine
ماشین ترتیبی
seaming machine
ماشین درزگیری
scouring machine
ماشین سمباده
scouring machine
ماشین سایش
sand dredger
ماشین حفار
router
ماشین فرز
road transport vehicle
ماشین باری
chauffeur
راننده ماشین
chauffeured
راننده ماشین
machine code
دستورالعملهای ماشین
machine code
رمز ماشین
paper mill
ماشین کاغذسازی
chauffeuring
راننده ماشین
reaper
ماشین درو
machine fault
نقص ماشین
calculating machine
ماشین محاسبه
calculator mode
مد ماشین حساب
machine dependent
وابسته ماشین
carfare
کرایه ماشین
carload
بقدرفرفیت یک ماشین
chess machine
ماشین شطرنج
chief engineer
مدیر ماشین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com