Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
friction
مالش اختلاف
frictions
مالش اختلاف
Other Matches
concentration cell corrosion
نوعی برخورد که در ان اختلاف پتانسیل الکترودها دراثر اختلاف غلظت یونهاالکترولیت میباشد
azimuth deviation
اختلاف گرای نجومی اختلاف سمت هواپیما
free air anomaly
اختلاف نیروی جاذبه زمین اختلاف جاذبه ازاد
frottage
مالش
scrub
مالش
scrubs
مالش
scrubbed
مالش
scrubbing
مالش
friction
مالش
gnawing
مالش
frictions
مالش
scumble
مالش مختصر
angle of friction
زاویه مالش
coefficient of friction
ضریب مالش
chafe
مالش دادن
attrition
مالش خراش
chafes
مالش دادن
magnetic friction
مالش مغناطیسی
chafing
مالش دادن
rubdown
مالش سریع بدن
to rub sore
از مالش زیادزخم کردن
liniments
مرهم رقیق روغن مالش
liniment
مرهم رقیق روغن مالش
they give it a good scrub
خوب انرا مالش میدهند
tribometer
مالش سنج سایش ازما
internal friction
مالش درونی سایش داخلی
whet
عمل تیز کردن بوسیله مالش
paint roller mill
دستگاه مالش رنگ بر روی دیوار
osteopathy
درمان بوسیله مالش استخوان و مفاصل
hydro electric
وابسته به پیدایش الکتریسیته بوسیله مالش اب یا بخار
hydro-electric
وابسته به پیدایش الکتریسیته بوسیله مالش اب یا بخار
electrostatic charge
بار الکتریسیته ساکن
[که در اثر مالش بوجود می آید.]
difference in northing
اختلاف عرض جغرافیایی اختلاف عرض
wipe
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiped
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipes
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiping
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
misalignment
اختلاف
mean square deviation
اختلاف
variations
اختلاف
variance
اختلاف
variation
اختلاف
defferential
اختلاف
disagreements
اختلاف
disagreement
اختلاف
discrepancy
اختلاف
disparity
اختلاف
disparities
اختلاف
schism
اختلاف
quarrelling
اختلاف
divarication
اختلاف
quarrel
اختلاف
quarreled
اختلاف
quarreling
اختلاف
quarrelled
اختلاف
quarrels
اختلاف
compromis
حل اختلاف
schisms
اختلاف
disputing
اختلاف
diversions
اختلاف
diversion
اختلاف
difference
اختلاف
discord
اختلاف
differences
اختلاف
schismatism
اختلاف
versatility
اختلاف
settlement of disputes
حل اختلاف
disputed
اختلاف
stour
اختلاف
divided
<adj.>
در اختلاف
dispute
اختلاف
disputes
اختلاف
divisions
اختلاف تفرقه
angular displacement
اختلاف زاویهای
difference of potential
اختلاف پتانسیل
variegation
اختلاف رنگ
class distinctions
اختلاف طبقاتی
vertical interval
اختلاف ارتفاع
division
اختلاف تفرقه
disagreements
اختلاف ناسازگاری
wage differentials
اختلاف در دستمزد
disagreement
اختلاف ناسازگاری
divarication
اختلاف عقیده
settlement of a dispute
رفع اختلاف
deflection correction
اختلاف انحراف
frequency drift
اختلاف فرکانس
phase shift
اختلاف فاز
hetermorphism
اختلاف شکل
parallaxe
اختلاف منظر
parallax distortion
اختلاف منظر
heteromorphism
اختلاف شکل
parallax
اختلاف منظر
inventory discrepancy
اختلاف موجودی
judicial settlement
حل اختلاف قضایی
parallactic
اختلاف منظری
efficiency variance
اختلاف بازدهی
diversity of opinions
اختلاف ارا
difference in easting
اختلاف طول
scissor
پراکندگی اختلاف
difference of opinions
اختلاف نظر
divergence of opinions
اختلاف نظر
inventory discrepancy
اختلاف دفتردارایی
dissidence
اختلاف رای
reconcilement
رفع اختلاف
product differentiation
اختلاف محصول
potential difference
اختلاف پتانسیل
phase displacement
اختلاف فاز
diversity of citizenship
اختلاف تابعیت
magnetic variation
اختلاف مغناطیسی
cross
اختلاف مرافعه
disputing
اختلاف نظر
deviation
اختلاف سمت
disputes
اختلاف نظر
dispute
اختلاف نظر
shading
اختلاف جزئی
deviations
اختلاف سمت
difference
اختلاف دو چیز
differences
اختلاف دو چیز
phase difference
اختلاف فاز
crossest
اختلاف مرافعه
dissension
اختلاف عقیده
dissension
اختلاف شقاق
crosses
اختلاف مرافعه
crosser
اختلاف مرافعه
disputed
اختلاف نظر
sea slike
اختلاف رنگ سطح اب
difference in easting
اختلاف طول جغرافیایی
disgreement
عدم موافقت اختلاف
ionization potential
اختلاف پتانسیل یونش
magnetic potential difference
اختلاف پتانسیل مغناطیسی
phase difference
اختلاف مراحل عملیات
parallax
اختلاف منظر انطباق
schismatism
اختلاف وتفرقه درکلیسا
shade of meaning
اختلاف جزئی در معنی
thermal resolution
حداقل اختلاف حرارت
diurnal
اختلاف سطح 42 ساعته اب
to disagree
[or be in disagreement]
[on something/about something]
بر سر چیزی اختلاف داشتن
parallax-free
<adj.>
بدون اختلاف منظر
parallax-free
<adj.>
بدون اختلاف در رویت
to instigate disturbances
تحریک اختلاف کردن
differences of opinion
اختلاف عقیده
[نظر]
threshold voltage
اختلاف سطح استانهای
trade gap
اختلاف داد و ستد
A fundamental (slight) difference.
اختلاف اساسی ( جزئی )
They have had their differences for a long time .
مدنتهااست با هم اختلاف دارند
electric potential difference
اختلاف پتانسیل الکتریکی
contact potential difference
اختلاف پتانسیل مجاورتی
schisms
اختلاف وتفرقه درکلیسا
inequalities
عدم تساوی اختلاف
inequality
عدم تساوی اختلاف
contested area
منطقه موضوع اختلاف
constant potential
اختلاف پتانسیل ثابت
color difference signal
پیام اختلاف رنگ
dissents
اختلاف عقیده داشتن
schism
اختلاف وتفرقه درکلیسا
angle of parallax
زاویه اختلاف دید
split the difference
<idiom>
واریز اختلاف پول
dissent
اختلاف عقیده داشتن
dissented
اختلاف عقیده داشتن
gaps
اختلاف زیاد شکافدار کردن
voltage stabilizer
تثبیت کننده اختلاف سطح
differentials
آنچه اختلاف را نشان میدهد
shade
اختلاف جزئی سایه رنگ
shades
اختلاف جزئی سایه رنگ
shadings
اختلاف جزئی سایه رنگ
voltage regulator
تنظیم کننده اختلاف سطح
distinguish
بیان اختلاف بین دو موضوع
relative
اختلاف بین یک عدد و مقدارواقعی آن
phase difference
اختلاف فاز جریان الکتریسیته
tolerance
حد تغییرات اختلاف قابل اغماض
differential
آنچه اختلاف را نشان میدهد
tolerances
حد تغییرات اختلاف قابل اغماض
distinguishes
بیان اختلاف بین دو موضوع
gap
اختلاف زیاد شکافدار کردن
differential leveling
تعیین اختلاف تراز نقاط
the difference between the consecutive terms
اختلاف هر دو جمله متوالی
[ریاضی]
contract price adjustment
رفع اختلاف در قیمت قرارداد
diverges
ازهم دورشدن اختلاف پیداکردن
great tropic range
حداکثر اختلاف جذر و مداستوایی
diverged
ازهم دورشدن اختلاف پیداکردن
diverge
ازهم دورشدن اختلاف پیداکردن
This is only a slight difference.
این فقط یک اختلاف جزیی است
decalage
اختلاف زاویه نصب بالها درهواپیما
comparing
بررسی اختلاف بین دو قطعه اطلاع
boot
اختلاف موجودبین قیمتها در مبادله دودارایی
compare
بررسی اختلاف بین دو قطعه اطلاع
compares
بررسی اختلاف بین دو قطعه اطلاع
demarcation
نشان دادن اختلاف بین دو محیط
There is no disagreement among us.
اختلاف نظری بین ماوجود ندارد
compared
بررسی اختلاف بین دو قطعه اطلاع
variance
اختلاف و نتاقض در ارکان مختلف دعوی
conciliation
مصالحه حل اختلاف اصلاح ذات البین
which diffrence shall be settled only by
..... و این اختلاف هم ازطریق داوری حل خواهد شد
potential
اختلاف ولتاژ بین دو نقط ه مدار
nuance
اختلاف مختصر نکات دقیق وفریف
forward mode
افزودن یک عدد یا اندیش و اختلاف به اصل
nuances
اختلاف مختصر نکات دقیق وفریف
lection
اختلاف معنی یا تلفظ یک کلمه بامتن چیزی
great diurnal range
حداکثر اختلاف جذر و مد بیست و چهار ساعته
voltages
نیروی الکتریک برحسب ولت اختلاف سطح
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com