Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 52 (5 milliseconds)
English
Persian
to get out of the way
مانه نشدن
Other Matches
phenotype
رخ مانه
to show f.
تسلیم نشدن رام نشدن
to go wrong
موفق نشدن
resist temptation
وسوسه نشدن
to keep up one's spirits
دلسرد نشدن
to fall through
موفق نشدن
to miss fire
کامیاب نشدن
to miss plant
سبز نشدن
to put by
تسلیم نشدن
unsay
گفته نشدن
fall short (of one's expectations)
<idiom>
موفق نشدن
hold the line
<idiom>
تسلیم نشدن
disallow
قائل نشدن
disallowed
قائل نشدن
disallows
قائل نشدن
disallowing
قائل نشدن
excluding
شامل نشدن
underdraw
کشیده نشدن زه تا اخر
to keep one's hair on
دست پاچه نشدن
to not be
[any]
the wiser
<idiom>
باز هم متوجه نشدن
take off (time)
<idiom>
سرکار حاضر نشدن
to keep ones hair on
دست پاچه نشدن
to keep cold
دست پاچه نشدن
to keep ones he
دست پاچه نشدن
exclude
شامل نشدن یا جداشدن
keep cold
دست پاچه نشدن
keep one's hair on
دست پاچه نشدن
keep one's head
دست پاچه نشدن
exclusion
عمل شامل نشدن
excludes
شامل نشدن یا جداشدن
blackouts
پخش نشدن مسابقه ازتلویزیون
expostfacto
عطف به ماسبق نشدن قانون
To stick to the main topic ( issue ).
از موضوع اصلی خارج نشدن
blackout
پخش نشدن مسابقه ازتلویزیون
to meet with a repulse
پذیرفته نشدن پاسخ رد شنیدن
to collapse
موفق نشدن
[مذاکره یا فرضیه]
to f. in the pan
باوجودجوشش وکوشش موفق نشدن
throw up one's hands
<idiom>
توقف تلاش ،پذیرش موفق نشدن
to not be
[any]
the wiser
<idiom>
ملتفت نشدن
[با وجود نشانه ها و توضیحات]
To keep one s distmce from some one .
از کسی فاصله گرفتن ( زیاد صمیمی نشدن )
leakage
مقدارمالیاتی که به علت خرج نشدن درامد در کشور
leakages
مقدارمالیاتی که به علت خرج نشدن درامد در کشور
impenitence
سر سختی زیاد در گناهکاری پشیمان نشدن از گناه
failed
عمل نکردن موفق نشدن شکست خوردن بد کار کردن
fails
عمل نکردن موفق نشدن شکست خوردن بد کار کردن
fail
عمل نکردن موفق نشدن شکست خوردن بد کار کردن
ratchet effect
اثر چرخش دهنده مصرف بالا و استانداردبالای زندگی باسانی عوض نشدن
misses
موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
missed
موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
miss
موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
lanolin
لانولین
[ماده چربی موجود در سطح الیاف پشم که در صورت شسته نشدن حالت انعطاف پذیری و درخشندگی به فرش های پشمی می بخشد.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com