Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
if things shape well
مایه امید واری بودن
Other Matches
to promise well
مایه امیدواری بودن
polyamide
پلی امید ترکیبی شامل چند گروه امید
ductility
فتیله واری
to dash one's hopes
امید کسی را نا امید کردن
bituminous binder
مایه اتصال هیدروکربوری چسب مایه قیری
amide
امید
hope
امید
In the hope of. Hopingg that . . . .
به امید …
bereft of hope
نا امید
hoping
امید
hoped
امید
hopes
امید
trust
امید
trusted
امید
trusts
امید
expectations
امید
expectant of
به امید
expectation
امید
esperance
امید
desperate
بی امید
life expectancies
امید زندگی
wet blankets
نا امید کردن
life expectancy
امید به زندگی
disappoints
نا امید کردن
mathematical expectation
امید ریاضی
See you again . So long.
به امید دیدار
life expectancy
امید زندگی
expectancy
امید توقع
ray of hope
روزنه امید
promising
امید بخش
silver lining
روزنهی امید
to indulge a hope
امید پروردن
life expectancies
امید به زندگی
to cherish the hope that ...
امید بپرورند که ...
wet blanket
نا امید کردن
disappoint
نا امید کردن
gray
نا امید بد بخت
let someone down
نا امید کردن
unpromising
بدون امید
lay one's hopes on
امید بستن به
expectance
امید توقع
to build one's hope upon
امید خودراروی 0000قراردادن
prospect
[of something]
امید موفقیت
[در چیزی]
expectation
مقدار امید ریاضی
expected value
مقدار امید ریاضی
expectations
مقدار امید ریاضی
To give up in despaer . To lose hope .
قطع امید کردن
towardly
امید بخش مطلوب
to r. one's hops in a person
امید به کسی بستن
turn over
<idiom>
نا امید وافسرده شدن
hope
[for something]
امید
[برای چیزیی]
To give up hope
[abandon hope]
قطع امید کردن
a rosy future
آینده امید بخشی
respires
امید تازه پیدا کردن
respired
امید تازه پیدا کردن
respiring
امید تازه پیدا کردن
rosy
<adj.>
امید بخش
[نوید دهنده]
To set ones hopes on something.
امید خودرا به چیزی بستن
hope against hope
<idiom>
در نومیدی بسی امید است
respire
امید تازه پیدا کردن
to inspire a personwith hopes
روح امید در کسی دمیدن
prospect of success
چشم داشت یا امید کامیابی
it promisews to be easy
امید میرود اسان باشد
to lay down ones hopes
از چیزی امید بریدن یا دست کشیدن
There is little hope
امید چندانی نمی رود (نیست )
I hope it serves ( answerew ) your purpose ( meets your view ) .
امید وارم نظرتان را تأمین کند
Something wI'll turn up .
خدا بزرگ است ( نباید ما یوس ونا امید شد )
drastic times call for drastic measures
<idiom>
[زمانی که شما فوق العاده بی امید هستید و میخواهید یک تصمیم موثر بگیرید]
stocked
: مایه
stock
: مایه
low-pitched
کم مایه
principals
مایه
low pitched
کم مایه
wishy washy
کم مایه
wishy-washy
کم مایه
germen
مایه
genitor
مایه
gravamen
مایه غم
principal
مایه
motifs
مایه
thin
کم مایه
thins
کم مایه
resource
مایه
thinnest
کم مایه
thinners
کم مایه
motif
مایه
thinned
کم مایه
chill
مایه دلسردی
pest
مایه ازارواسیب
lean concrete
بتن کم مایه
pests
مایه ازارواسیب
off key
خارج از مایه
rich mix
مخلوط پر مایه
source
مایه مبداء
rich lime
اهک پر مایه
mitigative
مایه کاهش
short clay
خاک کم مایه
principal and profit
مایه و سود
chills
مایه دلسردی
bother
مایه زحمت
bothered
مایه زحمت
bothering
مایه زحمت
concretive
مایه انجماد
staff of life
مایه حیات
bothers
مایه زحمت
criticaster
نقاد کم مایه
nuisance
مایه رنجش
cumbrous
مایه زحمت
compressive
مایه تراکم
down and out
بکلی بی مایه
lee shore
مایه خطر
nuisances
مایه رنجش
resourceful
پر مایه و مبتکر
chromaticity
فام مایه
scunner
مایه نفرت
endoplasm
درون مایه
libido
زیست مایه
libidos
زیست مایه
honourable
مایه سرافرازی
leavening
خمیر مایه
leavens
خمیر مایه
motifs
مایه اصلی
motif
مایه اصلی
phlogiston
مایه اتش
feeling tone
مایه احساسی
feeding cloth
مایه رسان
petiolin
خیو مایه
origin
سرچشمه مایه
placebos
مایه تسکین
placebo
مایه تسکین
tough clay
خاک رس پر مایه
disfiguration
مایه زشتی
molif
مایه اصلی
cuse of a
مایه هراس
plastic clay
خاک رس پر مایه
eyesores
مایه نفرت
gazing stock
مایه عبرت
gaping stock
مایه حیرت
eyesore
مایه نفرت
making
مایه کامیابی
baits
مایه تطمیع
baited
مایه تطمیع
bait
مایه تطمیع
Principal and interest .
مایه وسود
leaven
خمیر مایه
emulsifier
مایه امولسیون
deplorable
مایه دلسوزی
wage funds
مایه دستمزد
heartbreaking
مایه دل شکستگی
poor lime
اهک کم مایه
inoculation
مایه کوبی
trivial
کم مایه بدیهی
asphaltene
مایه قیری
key note
معرف مایه
barm
مایه ابجو
comfort
مایه تسلی
pure color
رنگ مایه
vaccines
مایه ابله
surpriser
مایه حیرت
emulsifiers
مایه امولسیون
rear waistlock and forward single leg
درو با مایه از مچ پا
origins
سرچشمه مایه
accelerative
مایه افزایش
inoculator
مایه کوب
rouser
مایه حیرت
affrighter
مایه ترس
inoculations
مایه کوبی
comforts
مایه تسلی
unfortunate
مایه تاسف
aggravative
مایه تشدید
poor gas
گاز کم مایه
vaccine
مایه ابله
key note
مایه نما
the root of dispute
مایه نزاع
meagre lime
اهک کم مایه
comforting
مایه تسلی
to tone up
کم مایه شدن
laughingstock
مایه خنده
wet blankets
مایه یاس
nest egg
مایه اندوخته
wet blanket
مایه یاس
brewer's yeast
مایه ابجو
nest eggs
مایه اندوخته
down-and-outs
بکلی بی مایه
down-and-out
بکلی بی مایه
dreary
مایه افسردگی
dreariest
مایه افسردگی
binders
چسب مایه
bone of contention
مایه نفاق
drearier
مایه افسردگی
comforted
مایه تسلی
rennet
پنیر مایه
binders
بست مایه
rennet
مایه ماست
binder
چسب مایه
binder
بست مایه
cumbersome
مایه زحمت
bones of contention
مایه نفاق
groupies
دختری که به امید آشنایی با هنر پیشگان یا ورزشکاران و غیره آنها را از مکانی به مکان دیگر تعقیب میکند
groupie
دختری که به امید آشنایی با هنر پیشگان یا ورزشکاران و غیره آنها را از مکانی به مکان دیگر تعقیب میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com