English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (35 milliseconds)
English Persian
exchange مبادله کردن تعویض
exchanged مبادله کردن تعویض
exchanges مبادله کردن تعویض
exchanging مبادله کردن تعویض
Other Matches
changes تعویض مبادله
changed تعویض مبادله
changing تعویض مبادله
change تعویض مبادله
double coincidence of wants زیرا هرطرف مبادله باید کالائی را به بازار عرضه کند که طرف دیگر مبادله به ان نیاز دارد ونیز شرایط مبادله باید موردتوافق طرفین مبادله باشد
interchanges مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanged مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanging مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchange مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
direct exchange تعویض مستقیم مبادله مستقیم قطعات
post knotting پشت زنی [تعویض گره ها بعد از اتمام فرش] [گاه جهت تعویض نگاره ها در قسمتی از فرش بافته شده و یا جهت قدیمی جلوه دادن فرش با تعویض گره ها در محل درج تاریخ، گره ها را تعویض می کنند.]
supplants تعویض کردن
supplanted تعویض کردن
supplanting تعویض کردن
alteration تعویض کردن
to shift تعویض کردن
supplant تعویض کردن
shifted تعویض کردن
shift تعویض کردن
shifts تعویض کردن
replacing عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
replaces عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
replace عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
replaced عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
interchanging مبادله کردن
swap مبادله کردن
intercommunicate مبادله کردن
traded مبادله کردن
swaps مبادله کردن
swopped مبادله کردن
interchanged مبادله کردن
exchanged مبادله کردن
chaffer مبادله کردن
to barter for مبادله کردن
trade مبادله کردن
swops مبادله کردن
swopping مبادله کردن
exchanges مبادله کردن
interchanges با هم مبادله کردن
interchanging با هم مبادله کردن
swapped مبادله کردن
trade-ins مبادله کردن
swop مبادله کردن
interchange با هم مبادله کردن
interchanged با هم مبادله کردن
trade-in مبادله کردن
interchange مبادله کردن
exchange مبادله کردن
trade in مبادله کردن
exchanging مبادله کردن
interchanges مبادله کردن
replace چیزی را تعویض کردن
replaced چیزی را تعویض کردن
substituted تعویض جانشین کردن
substituted تعویض کردن جابجاکردن
replacing چیزی را تعویض کردن
switch over تعویض کردن برق
replaces چیزی را تعویض کردن
put تعویض کردن انداختن
puts تعویض کردن انداختن
putting تعویض کردن انداختن
substitute تعویض کردن جابجاکردن
substitute تعویض جانشین کردن
substituting تعویض کردن جابجاکردن
substituting تعویض جانشین کردن
trade داد و ستد کردن مبادله یا معاوضه کردن حرفه
traded داد و ستد کردن مبادله یا معاوضه کردن حرفه
litter relay point نقطه تعویض برانکاردکشها نقطه تعویض حمل مجروحین
lay to مبادله ضربات کردن
exchanges صرافی مبادله کردن
exchanged صرافی مبادله کردن
swap in مبادله کردن به داخل
exchange صرافی مبادله کردن
to spar at each other مبادله کلام کردن
swap out مبادله کردن به خارج
exchanging صرافی مبادله کردن
commmute تغییر دادن مبادله کردن
recondition قسمتهای فرسوده را تعمیرو تعویض کردن
exchange رد کردن چوب امدادی به یار تعویض
exchanges رد کردن چوب امدادی به یار تعویض
exchanged رد کردن چوب امدادی به یار تعویض
reconditions قسمتهای فرسوده را تعمیرو تعویض کردن
reconditioned قسمتهای فرسوده را تعمیرو تعویض کردن
exchanging رد کردن چوب امدادی به یار تعویض
to exchange something [for something] مبادله کردن [چیزی را با چیز دیگری]
recondition نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
reconditioned نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
reconditions نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
dicker مبادله کردن پوست حیوانات معامله جنسی
format تعویض روشن مرتب کردن داده یا متن در یک محل
formats تعویض روشن مرتب کردن داده یا متن در یک محل
passing action عملیات رد و بدل کردن کالا وتدارکات مبادله تدارکات
exchange control نظارت دولت بر مبادله ارز کنترل مبادله ارز توسط دولت
clearing تعویض اطلاعات در یک ثبات یاخانه حافظه یا واحد ذخیره با صفر یا جای خالی پاک کردن متن و یا تصاویرگرافیکی روی صفحه نمایش
clearings تعویض اطلاعات در یک ثبات یاخانه حافظه یا واحد ذخیره با صفر یا جای خالی پاک کردن متن و یا تصاویرگرافیکی روی صفحه نمایش
interchanges تعویض
replacements تعویض
replace تعویض
switch تعویض
switch تعویض جا
shifts تعویض
line feed تعویض خط
shift تعویض
substitution تعویض
shifted تعویض
stage set تعویض سن
quid pro quo تعویض
resignation تعویض
resignations تعویض
quid pro quos تعویض
interchanging تعویض
swapping تعویض
switched تعویض
switchover تعویض
switches تعویض جا
replacing تعویض
refill تعویض
refilled تعویض
refilling تعویض
refills تعویض
interchange تعویض
replaces تعویض
interchanged تعویض
switches تعویض
substituent تعویض
switched تعویض جا
replaced تعویض
replacement تعویض
rotation تعویض
relieves تعویض نگهبانی
substitutable قابل تعویض
substitute تعویض بازیگر
rotation تعویض محل
substitution تعویض جانشینی
oil change تعویض روغن
pole changing تعویض قطب
shifter تعویض کننده
relieving تعویض نگهبانی
substituting تعویض بازیگر
foreign exchange تعویض خارجی
restaging تعویض محل
relieve تعویض نگهبانی
alternated تعویض متناوب
request substitution تقاضای تعویض
alternate تعویض متناوب
alternates تعویض متناوب
relief in place تعویض در محل
replaceable قابل تعویض
subs تعویض بازیگر
rotation تعویض یکانها
refillable قابل تعویض
substituted تعویض بازیگر
replacement cost هزینه تعویض
sub تعویض بازیگر
exchange point نقطه تعویض
interchange circuit مدار تعویض
interchangeability قابلیت تعویض
turn over برگردان تعویض
automatic carriage تعویض خودکار
shifts نوبت تعویض
maintenance تعویض قط عات و...
symmetrical exchange تعویض قرینه
replacements تعویض یکانها
replacement تعویض قطعه
shifted نوبت تعویض
change court تعویض زمین
interchangeable قابل تعویض
replacements تعویض قطعه
replacement تعویض یکانها
direct exchange تعویض باداغی
commutating switch کلید تعویض
illumination change تعویض روشنایی
fungible قابل تعویض
fungibility قابلیت تعویض
changer تعویض کننده
frequency changing تعویض فرکانس
lead through تعویض سرپرست
shift نوبت تعویض
modification تعویض مدل
adjournment برخاست تعویض
alternation تعویض قطب
line feed تعویض سطر
adjournments برخاست تعویض
line replacement تعویض خط جبهه
substitutionary تعویض جانشینی
replacer تعویض کننده
exchanges مبادله
trucked مبادله
trucking مبادله
barters مبادله
trucks مبادله
reciprocation مبادله
exchange مبادله
bartered مبادله
interchange مبادله
barter مبادله
bartering مبادله
exchanged مبادله
interchanged مبادله
truck مبادله
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com