English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 26 (1 milliseconds)
English Persian
touch متاثر شدن لمس دست زنی
touches متاثر شدن لمس دست زنی
Search result with all words
move متاثر ساختن
moved متاثر ساختن
moves متاثر ساختن
sorrier متاثر
sorriest متاثر
sorry متاثر
regretful متاثر
dull متاثر کند کردن
dulled متاثر کند کردن
duller متاثر کند کردن
dullest متاثر کند کردن
dulling متاثر کند کردن
dulls متاثر کند کردن
affect متاثر کردن
affects متاثر کردن
touch رسیدن به متاثر کردن
touches رسیدن به متاثر کردن
agonise معذب ساختن متاثر کردن
tuch متاثر کردن
touched متاثر
Historicism [معماری متاثر از زمان گذشته بخصوص معماری احیای مذهبی]
Indian style [سبک معماری هندی متاثر از فرهنگ غربی]
Japonaiserie [از بعد از نیمه قرن نوزدهم میلادی طراحی ژاپنی متاثر از فرهنگ غرب بویژه در صنایع دستی و زیبایی شناسی بوجود آمد.]
to affect somebody کسی را متاثر کردن
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com