English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
gestural متضمن حرکات واشارات
Other Matches
embodied متضمن
embody متضمن
informational متضمن
embodying متضمن
underlying متضمن
containing متضمن
embodies متضمن
declaratory متضمن بیان
exonerative متضمن معافیت
fatidic متضمن پیشگویی
inclusively بطور متضمن
interdictory متضمن نهی
invitatory متضمن دعوت
presuppose متضمن بودن
presupposed متضمن بودن
presupposes متضمن بودن
comprising دربرگیرنده متضمن
embodying متضمن بودن
embody متضمن بودن
embodies متضمن بودن
embodied متضمن بودن
presupposing متضمن بودن
expositorv متضمن تفسیر
pergnant حاصلخیز متضمن
purposive متضمن مقصود
punitory متضمن مجازات
prophetical متضمن پیشگویی
retaliator متضمن تلافی
torturous متضمن زجروشکنجه
mission type متضمن ماموریت
directives متضمن دستور امریه
modificatory متضمن تعدیل یااصلاح
tortuose متضمن شبه جرم
directive متضمن دستور امریه
theorematic متضمن برهان قضیهای
retributive متضمن مکافات جزایی
premonitory متضمن اخطار قبلی
invocatory متضمن دعا استمدادی
telic متضمن نتیجه غایی
proclamatory متضمن اگهی یا اعلام
entails متضمن بودن دربرداشتن
entailing متضمن بودن دربرداشتن
entailed متضمن بودن دربرداشتن
good humoured متضمن خوش خلقی
entail متضمن بودن دربرداشتن
good-humoured متضمن خوش خلقی
refutative تکذیب کننده متضمن جواب رد
refutatory تکذیب کننده متضمن جواب رد
exclamatory شگفت اور متضمن فریاد
sinecure هر شغلی که متضمن مسئولیت مهمی نباشد
sinecures هر شغلی که متضمن مسئولیت مهمی نباشد
it spells ruin to the workmen متضمن خانه خرابی کارگران است
gesticulatory متضمن اشارات وحرکات بادست وسر
prognosticative or ticatory خبر دهنده متضمن نشانه برای پیشگویی
movements حرکات
school figures حرکات اسب
tactical movement حرکات تاکتیکی
pumps حرکات فریبنده
calisthenics حرکات نرمشی
pumped حرکات فریبنده
voluntary exercise حرکات اختیاری
retrograde movement حرکات به عقب
puerilism حرکات کودکانه
peristalsis حرکات حلقوی
eye movements حرکات چشم
play marking حرکات تهاجمی
eurythmics تناسب حرکات
compulsory freestyle حرکات اجباری
air movements حرکات هوایی
compulsory حرکات اجباری
rings حرکات دارحلقه
calisthenics حرکات سوئدی
prescribed exercise حرکات اجباری
motion analysis تحلیل حرکات
pump حرکات فریبنده
optional حرکات اختیاری
cadence موزونی حرکات
gestures حرکات بیانگر
movements حرکات یکانها
cadences موزونی حرکات
caveatemptor اصطلاحی است که متضمن بیان حق مشتری درامتحان کردن و بررسی مبیع میباشد
escapism هر روش فکری که متضمن عزلت و گوشه گیری و فرار از فعالیتهای اجتماعی باشد
eurythmics حرکات بدنی موزون
mass of maneuver سنگینی حرکات یکان
floor exercise حرکات زمینی ژیمناستیک
circulation control مدار کنترل حرکات
maneuvering board تابلوی حرکات ناوها
lunes حرکات جنون امیز
lip key [دستگاه ثبت حرکات لب]
composite attack حمله شمشیرباز با حرکات پی در پی
compound attack حمله شمشیرباز با حرکات پی در پی
lateral and sway bracing حرکات جانبی و نوسانی
disported حرکات نشاط انگیزکردن
disports حرکات نشاط انگیزکردن
air register تنظیم حرکات هوایی
music of the spheres اهنگ حرکات افلاک
girlishness حرکات یا حالات دخترانه
by-play حرکات یا مکالمات فرعی
eurhythmics حرکات بدنی موزون
disport حرکات نشاط انگیزکردن
appeasement gestures حرکات صلح جویانه
surges حرکات افقی اب دریا
surged حرکات افقی اب دریا
surge حرکات افقی اب دریا
aerobatic حرکات آکروباتی با هواپیما
transposition تبدیل حرکات شطرنج
road movement حرکات روی جاده
rapid eye movements حرکات سریع چشم
notation ثبت حرکات شطرنج
notations ثبت حرکات شطرنج
position of attention حرکات و احترامات نظامی
adiadokinesis زوال حرکات تناوبی
air movement section قسمت حرکات هوایی
piaffe نمایش حرکات یورتمهای
disporting حرکات نشاط انگیزکردن
injunction دستور کتبی دادگاه خطاب به خوانده که متضمن اجبار وی به رعایت حقوق خواهان است
injunctions دستور کتبی دادگاه خطاب به خوانده که متضمن اجبار وی به رعایت حقوق خواهان است
tic حرکات غیر ارادی اندامها
by-play حرکات یا مکالمات کنار صحنه
figure skate اسکیت با انجام حرکات مختلف
lip read کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
percentages نسبت حرکات موفقیت امیز
theatrical gestures حرکات واداهایی که در خورتماشاخانه باشد
percentage نسبت حرکات موفقیت امیز
lip-reads کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
lip-read کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
screwing حرکات دورانی یخهای دریایی
kinesiology تشریح حرکات بدنی انسان
tics حرکات غیر ارادی اندامها
pattern گامها و حرکات دو اسکیت بازبا هم
cardiography ثبت حرکات وضربان قلب
air control ship ناو کنترل حرکات هوایی
combatdrill تمرین حرکات و ارایشهای رزمی
patterns گامها و حرکات دو اسکیت بازبا هم
score گرم کردن اسب ثبت حرکات
lipreading فهم کلمات از راه حرکات لب لب خوانی
figurine algebraic notation ثبت جبری و شکلی حرکات شطرنج
progressive attack پیشروی شمشیرباز با حرکات تهاجمی گوناگون
scores گرم کردن اسب ثبت حرکات
movement control کنترل حرکات و نظارت برحرکت یکانها
pinning combination مجموع حرکات منجر به ضربه فنی
free skating قسمت حرکات ازاد مسابقه اسکیت
degree of difficulty درجه بندی حرکات مشکل شیرجه
scored گرم کردن اسب ثبت حرکات
myocardiograph اسبابی که حرکات قلب راترسیم میکند
paragraph three هرکدام از حرکات روی یک پاتوام با چرخش
pnemograph الت نگارش حرکات سینه هنگام تنفس
psychomotor ناشی از حرکات عضلانی دراثر عمل فکری
algebriac notation ثبت حرکات شطرنج با استفاده نمادهای جبری
flag days روزهای مناسب یا نامناسب برای حرکات موتوری
entrucking table جدول حرکات و بارگیری خودروهای باری ارتشی
streak یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
streaked یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
streaking یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
stop hit ضد حمله شمشیربازضمن حرکات پیچیده حریف مهاجم
lindy رقص دارای حرکات سریع وجهشهای مداوم
streaks یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
dressage حرکات زیبا و شیرین کاری اسبهای تربیت شده
regulating station پست تنظیم حرکات و عبور ومرور پرسنل و خودروها
escapement تنظیم ابتدایی حرکات عمودی یک ورق کاغذ در چاپگر
combination shot ضربه مرکب با یک سری حرکات گوی تا به کیسه بیافتد
kymograph دستگاه ثبت نوسانات یا حرکات موجی مانند نبض
beau geste حرکات لطیف وزیبا در هنگام سخن گفتن ژست
calibrated تنظیم یک صفحه نمایش یا joystick تا به سیگنالها حرکات درست پاسخ دهد
calibrate تنظیم یک صفحه نمایش یا joystick تا به سیگنالها حرکات درست پاسخ دهد
calibrates تنظیم یک صفحه نمایش یا joystick تا به سیگنالها حرکات درست پاسخ دهد
calibrating تنظیم یک صفحه نمایش یا joystick تا به سیگنالها حرکات درست پاسخ دهد
programs مجموعه حرکات اسکیت باز برنامه مسابقه ها در یک روز در محل معین
program مجموعه حرکات اسکیت باز برنامه مسابقه ها در یک روز در محل معین
declaratory judgment حکمی است که در ان حقوق عدهای تثبیت واعلام میشود لیکن هیچ دستور اجراییی را که از نظراختتام دعوی موثر در مقام باشد متضمن نیست
Grands Prix مسابقه حرکات وپرش اسب بین سوارکاران ماهر بصورت انفرادی یاگروهی
peripheral وسیله جانبی مثل کارت خوان که حرکات مکانیکی سرعت را مشخص میکند
Grand Prix مسابقه حرکات وپرش اسب بین سوارکاران ماهر بصورت انفرادی یاگروهی
report گزارش تفصیلی وتاریخی جریان محاکمات که متضمن کلیه استدلالات وکلای طرفین و ادله ابرازیه است ودر CL از اهم منابع حقوق محسوب میشود
reported گزارش تفصیلی وتاریخی جریان محاکمات که متضمن کلیه استدلالات وکلای طرفین و ادله ابرازیه است ودر CL از اهم منابع حقوق محسوب میشود
reports گزارش تفصیلی وتاریخی جریان محاکمات که متضمن کلیه استدلالات وکلای طرفین و ادله ابرازیه است ودر CL از اهم منابع حقوق محسوب میشود
polar motion وسیله نشان دادن حرکات قطعات یا مایعات سیال بااستفاده از انرژی مغناطیسی حرکت قطبی
mouse توپی درون آن می چرخد و به احساس کننده هایی می خورد که حرکات افقی و عمودی را در کامپیوتر انجام می دهند
mouses توپی درون آن می چرخد و به احساس کننده هایی می خورد که حرکات افقی و عمودی را در کامپیوتر انجام می دهند
adjudicating تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicated تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicate تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicates تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
writ of error قرار یا حکم دادگاه که متضمن تصحیح اشتباه موجود در حکم یا قرار قبلی است
includes شامل بودن متضمن بودن
include شامل بودن متضمن بودن
mechanical mouse mouse حرکت داده میشود و توپ درون آن می چرخد و به احساس کننده ها که حرکات افق و عمودی را کنترل می کنند برخورد میکند
scheduled wave امواج برنامه ریزی شده حرکات اب خاکی موج طبق برنامه
drill sergeant گروهبان مسئول صف جمع درجه دار مسئول تمرین حرکات نظامی
facing یقه وسردست و مغزیهای لباس نظامی حرکات در جای نظامی
trick ski اسکی کوتاه برای انجام حرکات نمایشی اسکی روی اب
swing bowler توپ اندازی که از پرتاب توپ با حرکات قوسی اش استفاده میکند
restrictive fire plan طرح اتش محدود کننده حرکات هوایی یا تامینی هوایی
facings یقه وسردست و مغزیهای لباس نظامی حرکات در جای نظامی
circus catch گرفتن توپ با حرکات ژیمناستیکی گرقتن توپ ضربه خورده با روشی عجیب
stepped up separation حرکت پلهای هواپیماها ارایش پلهای در حرکات هوایی
tellurian ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
eurythmy ضربان منظم نبض حرکات منظم بدن
eurhythmy ضربان منظم نبض حرکات منظم بدن
position مدت زمان لازم برای دستیابی به داده ذخیره شده روی دیسک درایو یا ماشین نوار. حاوی تمام حرکات ماده از قیبل نوک خواندن و بازو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com