English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (17 milliseconds)
English Persian
attribute متغیر بیان کننده شکل
attributes متغیر بیان کننده شکل
attributing متغیر بیان کننده شکل
Other Matches
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
inequality operator نشانه بیان عدم شادی دو متغیر یا دو مقدار
parameter اطلاعی که حدود یا عملیات چیزی مثل متغیر یا تابع یا برنامه را بیان کند
parameters اطلاعی که حدود یا عملیات چیزی مثل متغیر یا تابع یا برنامه را بیان کند
dollar sign که رد برخی زبانها برای بیان یک متغیر به عنوان نوع رشته به کار می رود
moderator variable متغیر تعدیل کننده
enunciative بیان کننده
expounder بیان کننده
stater بیان کننده
enunciator بیان کننده اداکننده
causal بیان کننده علت
B: بیان کننده دیسک درایو جانبی
ieee استاندارد بیان کننده اتصالات داده با......... و........
ieee استاندارد بیان کننده سیستم شبکه اینترنت
enter کلیدی که بیان کننده انتهای یک ورودی یا یک خط از متن
entered کلیدی که بیان کننده انتهای یک ورودی یا یک خط از متن
enters کلیدی که بیان کننده انتهای یک ورودی یا یک خط از متن
femto پیشوندی که بیان کننده یک کوادریلیوم یا یک میلیونیم یک بیلیون میباشد
alphanumeric دادهای که بیان کننده حروف الفبا و اعداد عربی است
declares معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
declaring معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
declare معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
configured out وسیلهای که مشخصات آن بیان کننده عدم آمادگی آن برای استفاده است
configured off وسیلهای که مشخصات آن بیان کننده عدم آمادگی آن برای استفاده است
configured in وسیلهای که مشخصات آن بیان کننده آماده بودن آن برای استفاده است
audio تجزیه کننده صوت که به کامپیوتر اجازه میدهد پاسخ را به درخواست ها بیان کند
parameter کلمه داده که حاوی اطلاعات بیان کننده حدود یا عملیات یک تابع یا برنامه است
carries سیگنال مدار جمع کننده برای بیان کامل بودن تمام عملیات وام ها
carry سیگنال مدار جمع کننده برای بیان کامل بودن تمام عملیات وام ها
flag ترتیب کد که به گیرنده اطلاع میدهد که حروف بعدی بیان کننده عملیات کنترلی است
carrying سیگنال مدار جمع کننده برای بیان کامل بودن تمام عملیات وام ها
flags ترتیب کد که به گیرنده اطلاع میدهد که حروف بعدی بیان کننده عملیات کنترلی است
parameters کلمه داده که حاوی اطلاعات بیان کننده حدود یا عملیات یک تابع یا برنامه است
carried سیگنال مدار جمع کننده برای بیان کامل بودن تمام عملیات وام ها
devices کلمه اختصار بیان کننده یک پورت یا وسیله ورودی / خروجی مثل COM برای پورتهای سری
ethernet مربوط به استاندارد jeee که بیان کننده روش ارسال سیگنال و پروتکلهای شبکه محلی است
interfaces استاندارد بیان کننده سیگنالهای واسط نرخ ارسال و توان برای اتصال ترمینال به مودم
interface استاندارد بیان کننده سیگنالهای واسط نرخ ارسال و توان برای اتصال ترمینال به مودم
device کلمه اختصار بیان کننده یک پورت یا وسیله ورودی / خروجی مثل COM برای پورتهای سری
dependent غیر استاندارد یا چیزی که روی سخت افزار یا نرم افزار تولید کننده دیگر بدون متغیر قابل استفاده نیست
vertical سیگنال بیان کننده انتهای آخرین شیاردر انتهای صفحه نمایش
record کلیدی در دستگاه ضبط کننده برای بیان امادگی ضبط سیگنال ها روی رسانه
eol پایان خط پرچمی که بیان کننده پایان یک خط داده میباشد
positive true logic یک سیستم منطقی که در ان ولتاژ کم بیانگر بیت صفر وولتاژ بالا بیان کننده بیت یک میباشد
ascii رشتهای از حروف ASCII که در ادامه کد ASCII صفر را به عنوان بیان کننده انتهای رشته دارا می باشند
integrity حقیقتی که بیان کننده این است که فایل روی دیسک آسیب ندیده است و خراب نیست
to speak [things indicating something] بیان کردن [رفتاری یا چیزهایی که منظوری را بیان کنند]
adaptive channel allocation استاندارد CCITT که بیان کننده یک روش برای تبدیل سیگنال صوتی یا آنالوگ به سیگنال فشرده دیجیتال است
warns بیان وقوع یک رویداد خط رناک . بیان وجود خط ر.
warned بیان وقوع یک رویداد خط رناک . بیان وجود خط ر.
warn بیان وقوع یک رویداد خط رناک . بیان وجود خط ر.
digit نشانه یا حرفی که بیان کننده عدد صحیحی است که کوچکتر از پایه عدد استفاده شده است
digits نشانه یا حرفی که بیان کننده عدد صحیحی است که کوچکتر از پایه عدد استفاده شده است
char نوع دادهای که دادهای راکه محتوی متغیری است که بیان کننده یک حرف به کد ASC II است نشان میدهد
chars نوع دادهای که دادهای راکه محتوی متغیری است که بیان کننده یک حرف به کد ASC II است نشان میدهد
charring نوع دادهای که دادهای راکه محتوی متغیری است که بیان کننده یک حرف به کد ASC II است نشان میدهد
filename اسم سه حرفی که به همران اسم فایل بیان کننده نوع استفاده فایل است
column در نرم افزار پردازش کلمه میله وضعیت که در پایین صفحه است که بیان کننده موقعیت نشانه گر نسبت به ستون ها در صفحه است
columns در نرم افزار پردازش کلمه میله وضعیت که در پایین صفحه است که بیان کننده موقعیت نشانه گر نسبت به ستون ها در صفحه است
com file در سیستم عاملهای PC مشخصه سه حرفی نام فایل که بیان کننده این است که فایل حاوی کد ماشین است به صورت دودویی وتوسط سیستم عامل قابل اجراست
variable recoil سیستم عقب نشینی متغیر دستگاه عقب نشینی متغیر
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
rhetoric علم معانی بیان معانی بیان
variable متغیر
uneven متغیر
floating متغیر
transitive متغیر
unsteadily متغیر
fluid متغیر
fluids متغیر
protean متغیر
variables متغیر
conversional متغیر
variant متغیر
variate متغیر
varier متغیر
average variable cost متغیر
vicissitudinous متغیر
indignant متغیر
fitful متغیر
technical متغیر
variative متغیر
unsteady متغیر
reduced variable متغیر کاهیده
flexible budget بودجه متغیر
random variable متغیر تصادفی
fluctuating rate نرخ متغیر
variably بطور متغیر
variable input داده متغیر
suppressor variable متغیر بازدارنده
alternating light چراغ متغیر
vext متغیر کردن
unalterable غیر متغیر
floating debt بدهی متغیر
global variable متغیر سراسری
independent variable متغیر مستقل
vr نسبتی متغیر
trinary دارای سه متغیر
induced variable متغیر القائی
external variable متغیر خارجی
variable time زمان متغیر
variable terrain زمین متغیر
variable stars ستارگان متغیر
variable cost هزینه متغیر
dependent variable متغیر وابسته
dependent variable متغیر تابع
variable budget بودجه متغیر
instrumental variable متغیر ابزاری
dependant variable متغیر وابسته
treatment variable متغیر تدبیری
trinal دارای سه متغیر
variable capacitor خازن متغیر
instrumental variable متغیر وسیله
mercurial تند متغیر
total variable cost هزینه متغیر کل
flukey متغیر غیرثابت
diverse متغیر متمایز
variable name نام متغیر
variable load بار متغیر
cut up rough متغیر شدن
out line font فونت متغیر
out line font قلم متغیر
variable input نهاده متغیر
variable inductance القاگری متغیر
variable factors عوامل متغیر
integer variable متغیر صحیح
variable error خطای متغیر
marker variable متغیر ممیز
dummy variable متغیر تصنعی
local variable متغیر محلی
argument متغیر مستقل
logic variable متغیر منطقی
causal variable متغیر سببی
key variable متغیر کلید
uncertain مردد متغیر
basic variable متغیر اساسی
basic variable متغیر اصلی
exogenous variable متغیر برون زا
chatoyance درخشندگی متغیر
endogenous variable متغیر درون زا
endogenous variable متغیر داخلی
distal variable متغیر دوربرد
explanatory variable متغیر توضیحی
arguments متغیر مستقل
address variable متغیر نشانی
slack variable متغیر کمکی
continuous variable متغیر پیوسته
slack variable متغیر بی اثر
polar variable متغیر قطبی
dummy variable متغیر ساختگی
dynamical variable متغیر دینامیکی
experimental variable متغیر ازمایشی
boolean variable متغیر بولی
economic variable متغیر اقتصادی
autonomous variable متغیر مستقل
associative variable متغیر انجمنی
binary variable متغیر دودوئی
binary variable متغیر دودویی
residual variable متغیر باقیمانده
stochastic term متغیر تصادفی
stochastic variable متغیر تصادفی
chatoyancy درخشندگی متغیر
diorama تصاویر متغیر
it is of variable length درازای ان متغیر
rheostat مقاومت متغیر
adjustable resistance مقاومت متغیر
adjustable coupling جفتگیری متغیر
discrete variable متغیر ناپیوسته
variable resistance مقاومت متغیر
adjustable condenser خازن متغیر
variable condenser خازن متغیر
prime cost هزینه متغیر
string variable متغیر رشته
uncertainly مردد متغیر
explanatory variable متغیر مستقل
floating policy بیمه نامه متغیر
variable interval schedule برنامه فاصلهای متغیر
variable instruction length دستورالعمل با طول متغیر
vi schedule برنامه فاصلهای متغیر
variable of integration متغیر انتگرال [ریاضی]
law of variable proportion قانون نسبت متغیر
intervening variable متغیر فرضی رابط
varicolored دارای رنگهای متغیر
variable cost curve منحنی هزینه متغیر
variable cost function تابع هزینه متغیر
decrement کاهش میزان یک متغیر
decrement کم کردن یک عدد از یک متغیر
nonbasic variable متغیر غیر اساسی
average variable cost هزینه متوسط متغیر
variable length record رکورد با طول متغیر
variable length record مدرک با طول متغیر
variable length records رکوردهای با طول متغیر
variable speed generator مولد با دور متغیر
shifty فریب امیز متغیر
argument [of a function] متغیر مستقل [ریاضی]
variable speed motor مولد با دور متغیر
decision variable متغیر تصمیم گیری
control variable متغیر کنترل شده
variable word length طول کلمه متغیر
alternating light چراغ چشمک زن متغیر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com