Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 109 (7 milliseconds)
English
Persian
pruplish
متمایل به رنگ ارغوانی
Search result with all words
coral pink
رنگ ارغوانی متمایل به زردکمرنگ
Other Matches
amethystine
ارغوانی
purpure
ارغوانی
amethysts
یاقوت ارغوانی
impurple
ارغوانی کردن
amethysts
رنگ ارغوانی
modena
ارغوانی سیر
murrey
قرمز ارغوانی
rhodolite
لعل ارغوانی
mauve
ارغوانی روشن
amethyst
رنگ ارغوانی
amethyst
یاقوت ارغوانی
empurple
ارغوانی کردن
purple
رنگ ارغوانی
purple
جامه ارغوانی
cresol purple
ارغوانی کرزول
purply
مایل به ارغوانی
aubergines
ارغوانی تیره
purplish
مایل به ارغوانی
Maroon
<adj.>
<noun>
نوعی رنگ ارغوانی
orchid
رنگ ارغوانی روشن
orchids
رنگ ارغوانی روشن
ox blue
ابی سیرمایل به ارغوانی
purple red
قرمز مایل به ارغوانی
purple
ارغوانی کردن یا شدن
gooseberry
رنگ سیاه مایل به ارغوانی
gooseberries
رنگ سیاه مایل به ارغوانی
heliotrope
گل افتاب گردان ارغوانی روشن
slate black
رنگ ارغوانی مایل بسیاه
purple heart
نشان شجاعت قلب ارغوانی
oxford blue
ابی سیر مایل به ارغوانی
purple hearts
نشان شجاعت قلب ارغوانی
royal purple
رنگ ارغوانی مایل بقرمز سیر
mauve
رنگ بنفش مایل به ارغوانی سیر
purpuric acid
اسید فرضی که نمک های آن ارغوانی رنگ هستند
tokay
انگور سفید یا ارغوانی بیضی شراب شیرین مجارستان
prone
متمایل
partial
متمایل به
inclinable
متمایل
amenable
متمایل
propense
متمایل
minded
متمایل
oriented
متمایل به
avid
متمایل
inclinatory
متمایل
swept
متمایل
cephalad
متمایل بطرف سر
contractive
متمایل به انقباض
yellowy
متمایل به زردی
trepan
متمایل شدن
dancy
متمایل به رقص
fattish
متمایل به چاق
grayish
متمایل به خاکستری
longish
متمایل به درازی
swimmy
متمایل بگیجی
biassed
متمایل بیکسو
like
متمایل به تساوی
downward
متمایل بپایین
apt
متمایل اماده
expansive
متمایل به توسعه
liked
متمایل به تساوی
greenish
متمایل به سبز
likes
متمایل به تساوی
runny
متمایل بدویدن
tendentious
متمایل متوجه
incline
متمایل شدن
incline
متمایل کردن
inclines
متمایل شدن
inclines
متمایل کردن
dermotropic
متمایل به پوست
fain
متمایل بخشنودی
suicidal
وابسته یا متمایل به خودکشی
gravitate
متمایل شدن بطرف
gravitated
متمایل شدن بطرف
pneumotropic
متمایل به نسج ریوی
mind to do a thing
متمایل کردن به کاری
bossy
متمایل به ریاست مابی
bossiness
متمایل به ریاست مابی
zenkatsu dachi
ایستادن متمایل به جلو
gravitates
متمایل شدن بطرف
gravitating
متمایل شدن بطرف
forward slope
شیب متمایل به جلو
deasil
متمایل بطرف راست
adaxial
متمایل بطرف محور
cephalad
متمایل بطرف راس
neologian
متمایل به تعلیمات نوین مذهبی
swayed
متمایل شدن یا کردن و بعقیدهای
antrorse
خمیده بجلو یا متمایل ببالا
south wards
بطرف جنوب متمایل بجنوب
sways
متمایل شدن یا کردن و بعقیدهای
sway
متمایل شدن یا کردن و بعقیدهای
bias
بیک طرف متمایل کردن
biases
بیک طرف متمایل کردن
lie over
متمایل بودن منتظر ماندن
lie over
بتاخیر افتادن متمایل شدن
tends
متمایل بودن به گرایش داشتن
soiuth ward
بطرف جنوب متمایل بجنوب
tending
متمایل بودن به گرایش داشتن
lopsided
متمایل بیک طرف بی قرینه
tended
متمایل بودن به گرایش داشتن
tend
متمایل بودن به گرایش داشتن
the odds are in our favour
احتمالات بسوی ما متمایل است یا می چربد
bank
دوران یا متمایل شدن هواپیماحول محور طولی
banks
دوران یا متمایل شدن هواپیماحول محور طولی
tint
[هاله ای از رنگ که بیشتر به سمت سفید متمایل باشد.]
beryl
سیلیکات بریلیوم و الومینیوم رنگ ابی متمایل به سبز
fullwrite professional
یک برنامه جدید واژه پردازی برای کامپیوتر مکینتاش که متن را با نمودارهای متمایل به مقصود کاملا" عجین میکند
blae
ابی متمایل به سیاه خاکستری ابی رنگ
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com